رژه تجمل گرايي و تهديد امنيت رواني جامعه

امروزه رواج فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي به يک معضل اجتماعي فرهنگي تبديل شده است که در هر برهه از زمان به نحوي نمود داشته است درزمانهاي گذشته در لباس اشرافي‌گري،ملوک الطوايفي ، خان و خان سالاري و... و در عصر فعلي نيز در قالب ميل به فزون طلبي و تجمل گرايي و مدگرايي مشهود است.خشکاندن ريشه فضايل اخلاقي و انساني ، اشاعه و ترويج فرهنگهاي منحطي مانند ، رشوه خواري ، اختلاس ، رباخواري ، دزدي و فساد و فحشاء و هزاران مفسده ديگر از ثمرات اين علف هرز مي باشد . به واقع با ارزش شدن ثروت و در پي آن تجمل گرايي در زندگي خطرات و پيامدهاي منفي بسياري را در پي دارد که مهمترين هدف آن زخمي نمودن عدل و برابري و نهايتا فضايل اخلاقي است.

اين روز ها تصاويري از مانور بچه پول دارها براي چشم هم چشمي به ديگران در رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي منتشر مي شود، مي توان اختلاف طبقاتي بين قشر هاي مختلف جامعه را کاملا مشاهده کرد.خيابان هاي شهر به ويژه خيابان هاي شمالي شهر به محلي براي فخر فروشي عده اي بچه پولدار تبديل شده تا با خودروهاي ميلياردي و چند صد ميليوني شان، مانور بدهند، فخر بفروشند و اختلاف طبقاتي و تفاوتشان با ديگران را به هر بيننده اي گوشزد کنند.

با ديدن رفتارهاي غيرمتعارف وفخر فروشي هاي عده اي خاص جوانها احساس مي‌كنند ثروت از راه معقول به دست نمي آيد و باور اين موضوع به جامعه آسيب جبران ناپذيري خواهد زد.وقتي جوانها مي‌بينند با درس خواندن ، خلاقيت، كارآفريني ، توليد و امثال اين كارها نمي توانند به آرزو هاي خود برسند دست از فعاليت برداشته و در خوشبينانه ترين حالت جامعه با بحران بي توجهي به توليد و خلاقيت و مسائل علمي رو به رو خواهد شد.وقتي جواني حس كند هزار سال هم كار كند نمي تواند به ثروت فلاني برسد نااميد مي‌شود و وقتي ببيند براي وام چند ميليوني چقدر بايد زحمت بكشد داشته هاي خود را بي ارزش تلقي كرده و دچار بحران خواهد شد كه ادامه اين روند اثرات بدي دارد و بين داراها و ندارها شكاف و نفرت به وجود مي‌آورد، اساس شكاف طبقاتي زياد در هر جامعه اي آسيب زننده است .

اين رفتارها معلول پديده هاي اجتماعي است و نشانه هاي بيماري اجتماعي مي‌باشد؛ متاسفانه جامعه ما دچار شكاف بين نسلي، شكاف طبقاتي و البته شكاف فرهنگي است كه اين شكافها با يكديگر منطبق شده و بحران اجتماعي را در حال شكل دادن است كه بايد هرچه سريعتر مانعي براي ايجاد اين بحران اجتماعي ايجاد كرد امکان بازگشت به قبل و داشتن شهري که افراد در آن به يکديگر احترام مي گذاشته اند، غيرممکن نيست، اما همه چيز به سياست ها بازمي گردد. ما بايد دستورات و آرمان هاي توسعه شهري مان را تغيير دهيم. کما اينکه در حال حاضر در جهان اين آرمان ها تغيير کرده اند؛ اگر زماني ماشين، برج، ساختمان هاي چندطبقه و خيابان نشانه تمدن بودند، حال انسانيت و روابط اجتماعي ملاک آن است. اگر سياست گذاري هاي ما تغييري نکند، ما در يک بازي از پيش باخته قرار داريم.براي موفقيت در رسيدن به شهري انساني بيش از همه بايد افراد خسته، مادراني که کالسکه کودکانشان را حمل مي کنند، افرادي که دست آن ها از خريد پر است و تمام مردمي که در يک زمينه معمولي زندگي هستند را مورد توجه قرار دهيم.

برخي براي پز دادن به رستوران‌هايي مي‌روند كه هزينه يك وعده آنها اندازه دو برج حقوق فردي معمولي است كه اين رفتارها به شدت باعث ايجاد شكاف بين طبقات و ايجاد نفرت خواهد شد.به هيچ عنوان نبايد اجازه مانور بيش از حد و قانون شکني اين ماشين هاي لوکس را داد.وقتي کشوري با مشکلات اقتصادي دست و پنجه نرم مي کند اين کار ايجاد حس تحقيرمي کند و اختلاف طبقاتي در جامعه را به شدت پر رنگ مي کند و مي تواند با ايجاد عقده هاي رواني باعث ايجاد بزه هاي اجتماعي شود.با يک نگاه ساده مي توان فهميد که اتومبيل در ايران تبديل به ابزاري براي ايجاد حس خودبرتري و ... شده است.متاسفانه فخر فروشي در جامعه توسط عده اي محدود به يک ناهنجاري اجتماعي تبديل شده است.براي آنكه مصداق اين قبيل فخرفروشي‌ها و ناهنجاري‌هاي فرهنگي را بيابيم.

جامعه همانند انسان، نيازمند امنيت کامل و جامع است. همان گونه که انسان در يک امنيت جامع انساني مي تواند احساس کند که از امنيت رواني برخوردار است، هر جامعه اي نيز در صورتي احساس امنيت رواني مي کند که همه انواع امنيت را احساس کند و تهديدي متوجه هيچ يک از امنيت هاي آن نباشدهرگونه تهديدي نسبت به امنيت رواني جامعه به معنا و مفهوم تهديد سلامت جامعه و نابودي و متلاشي شدن همگرايي و انسجام و در نهايت اساس انسانيت است؛ زيرا انسان پيش از آن که به شکم توجه داشته باشد، نيازمند امنيت رواني است. به يک معنا انسان ممکن است براي رهايي از گرسنگي و تشنگي تن به خطر دهد و امنيت جاني و مالي خويش را در معرض خطر قرار دهد، ولي سلب امنيت رواني به حذف انسانيت منجر مي شود.

امروز به دليل رواج رفتار هاي فخر فروشانه برخي مرفهين شاهد رواج نامني رواني در جامع هستيم که در صورت جدي گرفته نشدن تبعات بسياري را براي جامعه به همراه خواهد داشت.در جامعه اي که آرمان هاي آن اصولي مانند برابري و عدالت به عنوان هدف تعريف شده اند، وضعيت فعلي سقوط ازآرمان هاي پيشين است.سياست گذاري هاي غلط طي سال هاي اخير موجب بروز نابرابري هاي وحشتناک و نمايان در جامعه و سطح شهر شده است و اين مسئله عوارض خود را در حوادث تلخي در آينده نزديک بروز خواهد داد.احساس خود کم بيني و احساس فقر وعقب ماندگي در ميان مردمي که با حسرت و البته با کينه و نفرت به اين پديده مي نگرند براي امينت رواني جامعه خطر بزرگي است.

اكنون پديده اي كه با آن مواجه هستيم و در يكي دو سال اخير بيشتر شده تظاهر افراد به ثروتمند بودن است. افزايش فاصله طبقاتي در جامعه يک نوع اشرافيت گرايي ومصرف گرايي اشرافگرا به وجود مي آورد و در اين اختلاف طبقاتي است که مصرف فخرفروشانه و نمايشي در جامعه افزايش پيدا مي کند. .پول اينقدر در جامعه اهميت پيدا کرده که به يک دارو براي درمان بيماري تبديل شده است! جدال سرمايه‌گذاري صنعتي و سرمايه‌گذاري پولي به اوج خود رسيده و همين باعث ورشکستگي کشورهاي صنعتي شده است. 

چرا دولت خدمتگزار سياست هاييوضع نمي کند تا آحاد جامعه هر روز بيش از گذشته شاهد «رژه تجمل گرايي» در خيابان هاي کلان شهرها نباشند؟ تنها کافي است از ديد اعضاي يک خانواده که با حقوق کارمندي گذران زندگي مي کنند به اين معضل نگريسته شود. در سويي، عده اي در فکر نان شب و قسط عقب افتاده اجاره بهاي منزل و شهريه دانشگاه و ... و پيش چشمان اين قشر عظيم از جامعه، عده معدودي نيز سوار بر خودروهاي چندميليارد توماني! اگر نتوان عده اي که در جامعه، مرفه ناميده مي شوند را توصيه کرد تا با ثروت خويش، مسابقه تجمل گرايي در جامعه به راه نياندازند، اما به دولت که مي توان توصيه کرد با اعمال قوانين و محدوديت هايي،از رواج اين فرهنگ غلط جلوگيري کند.

دولت خوب دولتي نيست که اصلا در اقتصاد دخالت نکند بلکه بايد دخالت مسئولانه کند.با فناوري صرف جايگاهي در دنيا نخواهيم داشت و سرمايه‌گذاري روي فرهنگ بسيار مهمتر از سرمايه‌گذاري در فناوري است. براي اصلاح نبايد به دنبال کل بناي فرهنگ برويم.بايد آجرهايش را دانه دانه اصلاح کنيم. هر گوشه اش اصلاح شود کم کم همه چيزش اصلاح مي شود بايد سادگي را ترويج کنيم و همين طور احساس ارزشمند بودن را. اگر اين حس ارزشمند بودن در افراد تقويت شود ديگر به دنبال چنين حرکاتي براي ويژه بودن نمي روند در اين ميان اصل را نيز بايد بر سنت پيامبر بگذاريم. به هر حال بايد براي اين بيماري فکري کرد و اگر چه مسئله تجمل گرايي ريشه‌هاي فرهنگي و اجتماعي دارد و درمان هم مي‌بايست از جنس فرهنگي و اجتماعي باشد ليکن استفاده بهينه از قوانين و اختيارات ناشي از قوانين، مي‌تواند بسيار راهگشا باشد .

تفاهم هسته‌اي لوزان ميان دولت رئيس جمهور روحاني و کشورهاي ۱+۵ منعقد شد و قرار است تا مقطع ۱۰ تيرماه سال جاري نيز به چيزي به نام توافق نهايي منجر شود صدور بیانیه لوزان که چندی پیش توسط دو طرف مذاکره در سوئیس صورت گرفت یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ مذاکرات هسته‌ای به شمار می‌آید و به باور بسیاری از صاحبنظران این بیانیه که بیشتر به یک توافقنامه شباهت دارد می‌تواند اثرات بسزایی در مناسبات و معادلات بین‌المللی داشته باشد.اما نکته تأمل‌برانگیز در فردای بعد از صدور بیانیه لوزان، قرائت‌ها و تفاسیر متفاوت و متضادی بود که از جانب دوطرف مذاکره از این بیانیه صورت گرفت.

بعد از اعلام خبر توافق اولیه هسته‌ای، وزارت خارجه آمریکا فکت شیت یا گزاره برگی را منتشر کرد که به گفته خودشان آن را قبل از امضای تفاهم‌نامه آماده کرده بودند.بالطبع انتظارات آمریکایی‌ها در فکت شیت منتشره، بسیار فراتر از موارد توافقی5+1 بوده است.مطالعه چندین و چندباره فکت شیت منتشره توسط طرف آمریکایی، گویای این حقیقت تلخ و اسفبار است که طرف ایرانی در برابر امتیازهای بی‌شمار و نقدی که به طرف مقابل داده است، وعده‌های نسیه گرفته است.

گزاره‌برگ‌هايي که طرف آمريکايي موارد مختلفي از توافق لوزان را در آن نوشته و منتشر کرده است اما دولت روحاني فقط به تکذيب لساني و بيان حرف‌هاي متناقض نسبت به فکت‌شيت کاخ سفيد بسنده کرده است! حقیقت امر این است که در اینکه طرف آمریکایی اهل خدعه و نیرنگ است، هیچ شک و تردیدی نیست ولی با توجه به اینکه دولت روسیه و فرانسه نیز مهر تأیید بر محتویات فکت شیت آمریکایی زده‌اند، از مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور انتظار می‌رود که مردم را محرم خود بدانند و با انتشار فکت شیت ایرانی، دهان یاوه‌گویان آمریکایی را ببندند و به نگرانی‌های دلسوزان داخل کشور خاتمه بخشند.

مردم و افکار عمومي پس از توافق ژنو و نشست سعدآباد، تنها چيزي که ديدند؛ بدعهدي‌هاي طرف‌هاي غربي و آمريکا، تهديد بيشتر و تحريم‌هاي جديد بود. نه ديوار تحريم‌ها ترک برداشت و نه کسي احساس کرد با عقب‌نشيني سال ۸۲ و توافق سال ۹۲، تغيير خاصي در معيشت او اتفاق افتاده است.برخي تحليلگران معتقدند که همين رخداد براي مذاکرات کنوني هسته‌اي و تفاهم لوزان نيز ممکن‌الوقوع است و با توجه به مشخص بودن صريح خطوط قرمز نظام در مسئله هسته‌اي؛ بعيد است که ايران و آمريکا بر سر اين خطوط قرمز و رعايت آنها به توافقي برسند که دولت‌هايشان قادر به اجراي آن باشند...

و از همينجاست که پاي سؤالات اصلي‌تر به ذهن باز مي‌شود و آن اينکه از صبح فرداي بي‌امضا ماندن توافق و يا شکستن آن چه بايد کرد؟!آيا بناست عده‌اي به ‌اصطلاح معترض به خيابان‌ها بیایند و برخي مقامات شيداي توافق نيز ماجرا را به «موانع داخلي» مرتبط کنند!(همانطور که برخي بعد از ژنو اين کار را کردند)؟يا اينکه عهدشکني و غير قابل اعتماد بودن آمريکا باز هم اثبات مي‌شود و توجه به نسخه‌هاي داخلي براي مشکلات و اعتقاد محکمتر به پيشرفت و فناوري بروز خواهد کرد؟

گویا ما با یک توافقنامه مخفی مواجه هستیم.قطعنامه 598 هم یک سال پیش از اینکه امام را مطلع کنند توسط مسئولین امضا شده بود.این هجمه و اتحاد نخبگان برای سازش با امریکا جای نگرانی عمیق دارد.یک هفته بعد از توافق لوزان دیدیم که چگونه رهبری تنها ماند.گویا اگر این بار نجنبیم باید منتظر تکرار بسیار تلخ‌تر تاریخ باشیم.دفعه پیش با صدام صلح کر​​دیم که با امریکا صلح نکنیم. این بار ولی می‌خواهند بیندازندمان در دامان امریکاپندار اشتباه بعضي اين است كه خوش بين نبودن به مذاكرات به معني مخالفت با توافق است!

در صورتي كه انتقاد و نگاه بد داشتن به مذاكرات و نتايج حاصل از آن به علت تجربه تاريخي بدعهد و فريب كار بودن طرف غربي و مخصوصا آمريكا است!رهبري معظم بارها تذكراتي پيرامون نحوه مذاكرات در مجامع عمومي بيان نمودند و بارها روندمذاكرات را تصحيح كردندما بايد مراقب انقلاب اسلامي و اصول آن باشيم كه امام راحل مان فرمود « مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.»

درحالی نمایندگان ایران به مذاکرات ادامه می دهند که پس از اینکه جهان متقاعد شده است ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست، آمریکا بهانه نظارت بر تاسیسات نظامی را مطرح کرده و آن را شرط برداشتن تحریم ها کرده است. اگرچه در مسائل هسته ای امتیازات باورنکردنی فراوانی را به طرف های غربی داده است لکن هیچ تضمینی نیست که کوتاه آمدن بر سر نظارت بر تاسیسات نظامی آخرین بهانه آمریکا باشد

خداوند متعال در قرآن کریم در مورد خواسته های پی در پی و بهانه گیری های زیاد از حد مسیحیان و یهودیان در مورد مسلمانان اینگونه می فرماید:وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ
ترجمه: و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى ‏شوند مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى بگو در حقیقت تنها هدایت‏خداست که هدایت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت همچنین در سوره بقره آیه 217 خداوند می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ.
ترجمه: و آنان پیوسته با شما مى‏جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.

در مذاکرات هسته ای هم تا کنون اوضاع به همین شکل بوده است. ابتدا می گفتند غنی سازی در راستای بمب اتمی نباید داشته باشید. بعد از آن می گویند هرگونه تحقیقات و توسعه را باید تعطیل کتسلیحات موشکی ایراننید. حالا می گویند ما باید به تاسیسات نظامی ایران نیز نظارت داشته باشیم. در قدم دوم خواهند گفت ایران چون تهدیدی برای منطقه است باید تسلیحات نظامی خودش را کاهش دهد تا تحریم ها را برداریم. و اگر این گام را هم برداریم آنها حمایت حکومت جمهوری اسلامی از حزب الله و فلسطین و انصار الله و ... را بهانه خواهند کرد تا تحریم ها را تشدید کنند و یا اینکه بر ندارند. و پس از آن به بهانه رعایت حقوق بشر می گویند زندانی های سیاسی را باید آزاد کنید و برای احترام به حقوق زن ها باید قانون حجاب را بردارید تا زن ها با هر پوشش برهنه ای که دوست داشتند در کوچه و بازار ظاهر شوند. و یقین این موارد خواسته پایانی آنها برای رفع تحریم ها نخواهد بود. آنها خواهند گفت که باید دولت مطبوع انها بر سر کار بیاید. تا اینکه تحریم ها رفع شود. و در این میان هر بار روزنامه های اصلاح طلب بسیار برای گام های برداشته شده و تحریم هایی که قرار است برداشته شود خوشحالی خواهند کرد. و هر بار تیتر خواهند زد: صف های طولانی سرمایه گذاران خارجی پشت مرزهای تحریم!

نکته آخر

پس از تفاهم لوزان مسئله سبقت گرفتن طرف آمریکایی برای ارائه فکت شیت که در واقع روایت آمریکایی از این تفاهم بود، انتظارات پیرامون انتشار فکت شیت ایرانی تبدیل به یک مطالبه و نیاز ملی شد، نیازی که طی چند هفته اخیر نه تنها پاسخ مشخصی دریافت نکرد بلکه با سخنان متناقضی از سوی اعضاء تیم مذاکره‌کننده مواجه شد.ودولت به دلایل مختلفی در حال اتلاف وقت و عدم پاسخگویی در ماجرای فکت شیت ایرانی است.این اتلاف وقت در حالی است که مطالبه انتشار فکت شیت، حتی به تشکیل کمپین نیز انجامیده متهم کردن جامعه به کم حافظه بودن و ادعای انتشار فکت شیت را چیزی جز توهین به شعور مردم نمی‌توان تفسیر کرد.

همان‌طور که حضرت امام خامنه‌ای بارها و در مناسبات مختلف بیان فرموده‌اند، ما به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای اعتماد داریم و آن‌‌ها را بچه‌‌های همین انقلاب ‌‌می‌دانیم، اما به طرف مقابل بی‌اعتمادیم، نه از باب توهم، بلکه از باب تجربه. ‌ایشان فرمودند: «لکن درعین‌ حال جداً دغدغه دارم؛ ‌این دغدغه ناشی از آن است که طرف مقابل به شدت اهل فریب ودروغ ونقض‌عهدوحرکت درخلاف جهت صحیح است؛طرف مقابل ‌این‌جوری است.»انتظار ‌‌می‌رود مسئولین محترم مذاکره‌کننده، همانگونه که بنا به گفته خودشان به آمریکایی‌‌ها بی‌اعتماد هستند، ‌این بی‌اعتمادی را در عمل نیز نشان داده و  با توجه به تعهدات سنگینی که طرف آمریکایی به نیابت از گروه 5+1 بر دوش طرف ایرانی گذاشته است، با نصب‌العین قرار دادن رهنمودهای حکیمانه امام خامنه‌ای و انتشار فکت شیت ایرانی به تمامی نگرانی‌های دلسوزان نظام پایان دهند و بسترهای لازم را جهت انجام یک توافق خوب و عزت‌مدارانه فراهم کرده و با در نظر گرفتن مصالح کشور، ان‌شاءالله بهترین نتیجه را در روز توافق نهایی حاصل نمایند

فرسودگی خطوط عامل مهم مشکلات آب در شهربیجار

قطعی آب و قطع مکرر آن بدون اطلاع‌رسانی قبلی و برنامه‌ریزی دقیق شهروندان بیجاری را با بحران‌های زیادی در امورات روزانه مواجه می‌کند.

http://www.shushtarnews.ir/pic/news/1087.jpg

روش زندگی ایرانیان در طول قرن های گذشته، آیین باستانی ایرانیان، دین اسلام و متون ادبی و فرهنگی ایرانیان، همه وهمه بر اهمیت آب؛ این ماده حیاتی تاکید دارد. نیاکان ما به واسطه قرارگرفتن در منطقه نیمه خشک، تلاش چشمگیری در بهره گیری و استفاده صحیح از منابع محدود آب و همزمان در حفظ، نگهداری و انتقال این منابع داشته اند و همین امر سبب شده است تا ایرانیان در تاریخ به عنوان یکی از تمدن های پیشگام در مدیریت و بهره برداری از منابع آب، شناخته شوند. متاسفانه، همزمان با توسعه شهرنشینی و پیشرفت های صنعتی و تکنولوژی، به سبب دسترسی آسان تر به این منبع گرانبها نسبت به گذشته، از میزان توجه به ارزش واقعی آب و نحوه استفاده هوشمندانه از این منبع حیاتی غیرقابل جایگزین کاسته شد

روش کنونی لوله گذاری، متاسفانه روش درستی نیست که چرا قرار نیست ایجاد شبکه فاضلاب به شکل رفع تکلیف انجام شود. فاضلاب به دلیل اهمیت و ارزشی که در حال حاضر پیدا کرده است خود به عنوان منبعی برای تامین آب مورد نیاز مردم در آینده نزدیک، به شمار خواهد رفت. بنابراین طراحی و اجرای کاملا عملی و اصولی  در اجرای طرح جمع آوری، انتقال، تصفیه و برگشت به چرخه مصرف فاضلاب های خانگی و صنعتی موثر باشد.قطعی های مکرر برق و آب در سطح شهربیجار در روزهای گذشته، موجب نارضایتی شهروندان شده است.

بحران آب و فاضلاب جدی است. با به فراموشی سپردن مسائلی که بروز آن اجتناب ناپذیر است، امکان وقوع بحران از بین نمی رود.به نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل قطعی‌های آب شهربیجار؛ وجود لوله‌های فرسوده معابر اصلی است، و برای بهبود وضعیت آب شهربیجارچاره‌ای جز تعویض لوله‌ها با لوله‌های جدید و با کیفیت نیست. هر چند سرمایه اولیه اختصاصی به این موضوع تا حدودی قابل توجه است، اما با توجه به وضعیتی که اهالی درمقاطع زمانی مختلف شاهد بودند و به صورت متوالی دچار قطعی آب شده‌اند، و زیاد بودن میزان هدر رفت آب به علت شکستگی و نقصهای مکرر، و همینطور هزینه‌های بالای اصلاح و تعمیر خرابی‌ها، انجام لوله کشی جدید هم در بلند مدت صرفه اقتصادی خواهد داشت و هم در کوتاه مدت از بسیاری از کدورت‌ها و تنشها جلوگیری خواهد کرد.

متاسفانه قطعی آب برای چندمین باری است که در مدت اخیر تکرار شده و هر بار مسئولین شرکت آب و فاضلاب  با اشاره به نیاز به تعمیرات خطوط آبرسانی، آب برخی از نقاط از شهررا قطع می کنند.اگر همین امروز بحران آب و فاضلاب را جدی نگرفته و آنرا در مدتی کوتاه حل نکنیم، دور نیست که شاهد مرگ بیجارباشیم. این یک تهدید خیالی نیست، واقعیت تلخی است که بی هیچ تعارفی از راه خواهد رسید چون بدون آب ، زندگی به مرگ خواهد انجامید.

قطعی آب برای شهرستان‌ بیجار موضوع تازه‌ای نیست و این شهرستان سال‌ها است که با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند ولی شدت قطعی آب در ایام مختلف سال متفاوت است.با توجه به فرسوده بودن سیستم آب شرب شهری طی چند ماه گذشته آمار شکستگی‌ها بالا رفته باید برنامه‌ریزی‌های مناسبی در راستای برطرف کردن مشکلات آب و فاضلاب شهرستان بیجار انجام داده و با شیوه‌های نوین بهینه‌سازی کنیم.

قطع مکرر آب در شهر بیجارشاید اتفاقی عادی باشد ولی این نحوه برخورد با مردم در قطع آب؛پاسخگویی و اطلاع رسانی به افکار عمومی اصلا عادی نیست.اطلاع رسانی به مردم در شرایط کنونی و به مدد پیشرفت تکنولوژی بسیار ساده است و می توان از شبکه های اجتماعی و امکانات موجود استفاده کرد وشایسته نیست مردم محکوم به تحمل کردن مشکلات زائیده کم کاری مسئولان امر باشند

در پی جویا شدن دلیل اصلی این مشکلات از کارشناسان ذیربط، علت اصلی این نابسامانی ها، فرسوده بودن شبکه لوله کشی شهر نیر و شکستگی و نشست آب از لوله ها عنوان شدمسئله ای که در صورت عدم توجه و سرمایه گذاری مناسب تداوم خواهد داشت و با ترمیم های موقت و تعویض بخش کوچکی از لوله ها مشکل حل نخواهد شد لذا از مسئولان امر انتظار می رود با توجه به هزینه بر و زمان بر بودن نوسازی شبکه لوله کشی شهر، با اطلاع رسانی به موقع موضوع از بروز مشکلات برای مردم جلوگیری کنند.شایسته است مدیر ارشد استان و همچنین اعضای دولت تدبیر و امید با تدبیر خود به مدیرانشان برنامه ریزی و آگاهی بخشی را آموزش داده تا در پایان سال مردم با قطعی های مکرر آب مواجه نباشندبهتر است کارشناسان شرکت آب و فاضلاب شهری و روستایی با بررسی و کارشناسی دقیق نسبت به عیب یابی خطوط لوله اقدام کرده و برای یک بار فرسودگی ها را از بین ببرند تا قطعی های مکرر دست از سر مردم شهرستان بردارد.

حرف آخر:

زمانی که آب کم فشار است در اثر فرسودگی لوله های آب آلاینده‌ها از لابه‌لای شکستگی‌ها وارد لوله می‌شوند و آلودگی بسیار شدیدی را وارد آب شرب می کنند. شکستگی لوله‌های آب سبب هدر رفتن مقدار زیادی آب می‌شود، در حال حاضر مشکل بحران آب در شهرستان بیجار یک مشکل اساسی بوده و دغدغه همه مردم محسوب می شودو باید در این مورد رسیدگی کنند. امید است عوامل اجرایی مربوط، با طرح برنامه ای مشخص و عملی از بروز دوباره چنین مشکلی جلوگیری کرده و پاسخی درخور و شایسته به ناراضیان که همان مردم هستند، داده و رفع مشکل را چاره کنند.

استقرار تانکرهای ذخیره آب، تضمین و تداوم آب آشامیدنی را در طول 24 تا 72 ساعت برای خانواده ها امکان پذیر خواهد کردودر این بین شرکت آبفای شهری نیز باید برای خانواده های کم توان مالی تمهیدات و تدابیر لازم را اندیشیده باشد وهمچنین تسریع و کیفیت بخشی پروژه های عمرانی و نیز ارایه خدمات مطلوب و جلب رضایت مشترکان و شهروندان می بایست از راهبردهای اساسی این شرکت باشدودرضمن لازم است که لوله‎های فرسوده شبکه توزیع آب بازسازی شوند.به مردم توصیه می شود تا از آب آشامیدنی برای آبیاری باغچه ها استفاده نکنند زیرا در صورت رعایت نکردن مصرف، بحران آب جدی تر خواهد شد.

استانی شدن انتخابات

امام خمینی(ره) : «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است… مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند.»

از جمله راه‌های اعمال جمهوریت، برقراری انتخابات و تعیین سرنوشت کشور به دست مردم است. این مهم از برکات جمهوری اسلامی است و پیش از آن یعنی در زمان ستمشاهی، چیزی به اسم انتخابات واقعی وجود نداشت. با پیروزی انقلاب، تاکید امام راحل بر تعیین سرنوشت توسط مردم همگان را و حتی برخی یاران ایشان را به تعجب واداشت.تجربه نورانی ایام زعامت امام راحل و پس از ایشان امام حاضر، از تاکید رهبران انقلاب بر حضور حداکثری مردم در انتخابات و دخالت مستقیم آنها در جزییات امور کشور حکایت دارد.

با توجه به نقش و جايگاهي که قانون اساسي براي قوه مقننه در نظر گرفته است هر تلاشي که تقويت و ارتقاي سطح کارآمدي قوه مقننه را دربرداشته باشد اقدام شايسته و بجايي است.قوه مقننه نهادي است که توسط ساير نهادها مورد کنترل و نظارت قرار نمي‌گيرد و به عنوان نهاد رسمي‌قانونگذاري در کشور مي‌تواند در تمامي‌امور کشور ورود پيدا کند. علاوه بر اين مجلس از طريق سوال، استيضاح و حتي راي به عدم کفايت سياسي رييس‌جمهور مي‌تواند بر قوه مجريه نظارت داشته باشد. اين مجلس با اختياراتي که دارد به گفته امام‌خميني در راس امور است و نمايندگان مجلس هم عصاره فضايل ملت هستند. مجلس در صورتي مي‌تواند از اين جايگاه خود به نفع منافع ملي استفاده کند که تک‌تک نمايندگان مجلس به گونه اي انتخاب شوند که امکان دربرگرفتن فضايل ملت توسط راي مردم در اين نهاد فراهم شود.

وضعیت فعلی انتخابات مزایا و معایبی دارد. اغلب کارشناسان معتقدند برای از بین رفتن معایب شکل موجود باید طرح جامعی در مجلس مورد بررسی قرار گیرد. اما مشکل اینجاست که قانون استانی شدن انتخابات که در هفته اخیر کلیات آن به تصویب رسیده است، نه تنها در حل مشکلات فعلی راهگشا نخواهد بود بلکه برخی از محاسن بزرگ وضع کنونی انتخابات مانند مشارکت بالای مردم را مورد خدشه قرار خواهد داد.

مجلس فعلی علی رغم همه ایرادات به دلیل وجود نمایندگان از دورافتاده ترین نقاط کشور مهمترین عامل حفظ وحدت ملی در کشور است. بسیاری از شهرهایی که اسم آنها سالی یک بار هم به گوش مردم پایتخت نمی خورد و اصلا از وجود آنها خبر ندارند در مجلس نماینده دارند.اینکه نمایندگان شهرهای کوچک درگیر مسائل منطقه ای هستند به این دلیل است که توده های مردم با مشکلات معیشتی و روزمره فراوان روبه رو هستند و تنها کسی که صدای آنها را می تواند در سطح ملی انعکاس دهد نماینده آنهاست. باید مشکلات مردم را حل کرد نه اینکه صورت مساله را پاک کرد و مردم مناطق محروم را از داشتن نماینده در مجلس محروم کرد.


اما اخیرا طرح استانی شدن انتخابات در دستور مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و هفته گذشته کلیات آن به تصویب نمایندگان رسید. بر اساس این طرح 6  ماده‌ای در انتخابات مجلس، محدوده جغرافیایی هر استان به عنوان حوزه استانی انتخابات محسوب می‌گرددو تعداد نمایندگان هر حوزه استانی معادل تعداد نمایندگان حوزه‌های انتخابیه موجود در استان است بنابر این رای‌دهندگان در هر حوزه انتخابیه می‌توانند به تعداد نمایندگان لازم برای استان از بین نامزدهای انتخاباتی استان، نمایندگان مورد نظر خود را انتخاب کنند. حامیان این طرح معتقدند با این کار، نگاه نمایندگان از مسائل خرد منطقه‌ای و محلی، به سطح کلان ملی ارتقا یافته و موجب بهبود کارکرد نهاد قانونگذاری کشور می‌شود.آنها معتقدند نباید وقت نمایندگان صرف مسائل جزئی شده و در اثر آن مسائل کلان به زمین مانده و مورد غفلت قرار گیرد. اینکه نماینده‌ای وقت ارزشمند خود را صرف فلان مشکل کوچک محلی و منطقه‌ای کند با ماموریت و شأن جایگاه قانونگذاری در نظام اسلامی فرق دارد. این نگاه ظاهرا منطقی و معقول است و در نگاه اول اینگونه نشان می‌دهد که نیت خیری در پس آن است و هدف، بهبود جایگاه قانونگذاری است.

اما این همه ماجرا نیست و حتی اگر نیت همه طراحان و حامیان و موافقان این طرح چنین باشد، باز هم آثار و تبعات سوئی  در پی دارد که به یقین قابل قیاس با آن نیت خیر احتمالی نیست. مجلس کنونی با وجود برخی ایرادات و کاستی‌ها در موارد مختلف، واجد یک وجه مهم و بی‌نظیر است که به یقین باید آن را نقطه عطف و قوت این تاسیس مهم کشور برشمرد. این نقطه قوت چیزی نیست جز حفظ وحدت و انسجام ملی که دلیل آن هم وجود نمایندگانی از سراسر کشور است، از دورافتاده‌ترین نقاط تا مرکز استان‌ها و پایتخت کشور. نقاط دورافتاده و محرومی که به این سادگی‌ها صدایشان به مرکز نمی‌رسد، با داشتن نماینده در مجلس شورای اسلامی، امیدوارند که روزی مشکلشان به گوش مقام مسئولی برسد و برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. اگر امروزه نمایندگان شهرهای کوچک به دنبال طرح و حل مسائل حوزه انتخابیه خود  هستند، علت آن وجود مشکلات معیشتی و روزمره فراوانی است که مردم آن دیار با آن دست به گریبانند. حال فکرش را بکنید عده‌ای به جای حل مشکل، ساده‌ترین کار را انتخاب کنند و آن چیزی نیست جز پاک کردن صورت مسئله! یعنی به جای اینکه مشکل فلان منطقه محروم را برطرف کنند، نماینده آن حوزه را حذف می‌کنند تا دیگر کسی نباشد که صدای آنها را به مرکز برساند و البته این کار در پوشش فریبنده «توجه به مسائل کلان ملی» رخ می‌دهد!

از دیگر سو این روش یک آفت مهم دیگر دارد که از قضا به نظر می‌رسد برای عده‌ای، این موضوع هدف و مقصد نهایی باشد! استانی شدن انتخابات، عملا راه را بر نمایندگان مستقل، غیر حزبی، غیر وابسته و مردمی که بدون وابستگی‌ها و آلودگی‌های معمول برخی جریانات سیاسی و صرفا بر اساس شایستگی‌ها و شناخت محلی مردم، مورد اقبال قرار می‌گیرند، مسدود می‌کند و رقابت را از عرصه منطقه‌ای به استانی منتقل می‌کند. نتیجه محتوم چنین روشی، حذف مستقل‌ها و روی کار آمدن نمایندگان حزبی است و فرجام این روند به مهم‌ترین کارکرد کنونی مجلس یعنی حفظ وحدت و انسجام ملی لطمه می‌زند و به کاهش مشارکت مردم به دلیل ناامیدی از رسیدن صدایشان به مرکز منجر می‌شود. دلیل این رخداد نامبارک چیزی نیست جز الزام و اجبار مردم به رای دادن به لیست‌هایی که یا آنها را نمی‌شناسند و یا به تهیه‌کنندگان آن اعتماد و اطمینان ندارند.

از دیگر سو نماینده‌ای که با این ساز و کار و در انقیاد احزاب و گروه‌های سیاسی به مجلس وارد شود، چه کارکرد ویژه و برجسته‌ای خواهد داشت؟! او پیش از اینکه نماینده مردم باشد و خود را وامدار آنها بداند، نماینده جریان سیاسی برآمده از آن است و باید دین خود را به آن ادا کند! چرا که به دلیل گسترده شدن دامنه تبلیغات به تمام استان، هزینه انتخابات افزایش خواهد یافت و او که نمی‌تواند این هزینه کمرشکن را بپردازد، لاجرم باید دست به دامن اصحاب ثروت و قدرت شود! می‌توان حدس زد که در این شرایط سرنوشت مردم به دست باندهای قدرت و ثروت خواهد افتاد! طبیعتا وقتی یک جریان سیاسی هزینه تبلیغات و برآمدن یک نماینده را برعهده گرفته باشد، منتظر است تا به محض ورود او به مجلس، طلبش را از او وصول کند و عملا کار به جایی می‌رسد که باید منتظر کثیف‌ترین مناسبات سیاسی باشیم!درباره این طرح و آفات آن گفتنی‌ها و مستندات فراوانی می‌توان ارائه کرد اما آنچه به اختصار می‌توان از موارد فوق نتیجه گرفت این است که با استانی شدن انتخابات:
ـ نامزدها برای  انتخاب شدن در رقابتی به گستره استان، نیاز به امکانات مالی بیشتری خواهند داشت.
- رای مراکز استان و شهرهای بزرگ در انتخابات اثر بیشتری داشته و رای شهرها و روستاها به حاشیه برود.
- انتخابات استانی به تشکیل ائتلاف‌های بزرگ در بین احزاب ثروتمند یا قدرتمند منجر می‌شود.
تشکیل ائتلاف‌های بزرگ در سطح استان نیازمند ثروت فراوان است و در نتیجه در نهایت چند حزب بزرگ که توانایی دارند از عهده هزینه مالی و تشکیلاتی انتخابات بر بیایند، باقی می‌ماند.
- خود به خود نامزدهای باندهای قدرت و ثروت انحصار قدرت تشکیل می‌دهند.
- نامزدهای غیرحزبی نمی‌توانند وارد بافت قدرت شوند.
- صدای مردم مستضعف حاشیه‌نشین شنیده نخواهد شد.
- محدوده انحصاری قدرت، پای رانت‌خواران و ثروتمندان را جهت وامدار کردن گروه‌های سیاسی، به عرصه انتخابات باز خواهد کرد.

آیا میدانید با استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی؛

1)حضور افراد مستقل در انتخابات غیر ممکن خواهد شد؟ زیرا در سازوکار جدید فقط لیست ها و جناح ها فرصت رقابت در انتخابات را خواهند داشت؟

2)مشارکت مردم در انتخابات تا حدود زیادی کاهش خواهد یافت؟ چون شما مجبور به رای دادن به لیست هایی هستید که به دلیل تعدد افراد فرصت شناخت بسیاری از آنها را ندارید؛ پایتخت را می توان به عنوان نمونه ای برای طرح استانی شدن انتخابات مثال زد که در مشارکت یکی از پایین ترین رتبه ها را دارد.

3)بدلیل لیستی شدن انتخابات تنها افرادی می توانند به مجلس شورای اسلامی راه یابند که یا مشهور بوده و یا بدلیل وام داری به یکی از احزاب، ابزار دست کانون های قدرت و ثروت شده و کسانی که چهره های مردمی و نخبگانی داشته اما تمایلی به حضور در یکی از لیست ها را نداشته باشند، عملاً از صحنه رقابت در انتخابات حذف خواهند شد؟

4)مراکز استان ها کانون توجهات نمایندگان خواهد شد و دیگر شهرهای کوچک تر در شعاع دید آنها قرار نخواهد گرفت؟

5)ویژگی محلی انتخابات مجلس کمرنگ شده و شور مردمی در رقابت انتخابات کاهش می یابد و جمهوریت نظام به محاق می رود؟

6)به این دلیل که نمایندگان از طریق حضور در لیست ها رای آورده و وارد مجلس می شوند، دیگر خود را پاسخگو به مردم(خصوصا مردم شهرستان ها) نمی دانند و نتیجه آن بی توجهی هر چه بیشتر نمایندگان به نیازهای مردم خواهد بود؟

7)مناطقی چون کردستان و سیستان و خوزستان و گنبد که به دلیل وجود اقلیت های قومی مستعد تنش هستند نمایندگان خود را در مجلس دارند و این خود از عوامل ایجاد ثبات در آنهاست. حذف این نمایندگان از مجلس امنیت ملی و ثبات سیاسی را به خطر می اندازد؟

8)نه تنها مشکل فعلی هزینه کرد بیش از حد کاندیداها اصلاح نخواهد شد، بلکه بدلیل بزرگ تر شدن گستره تبلیغات در تمام سطح استان، هزینه انتخابات افزایش خواهد یافت؟

9)تنها داوطلبانی موفق به کسب آراء لازم می شوند که دارای قدرت و ثروت بیشتر باشند یا توسط هزینه کنندگان قوی و باندهای قدرت اقتصادی در سطح استان حمایت شوند؟ آیا در اینصورت سرنوشت مردم به دست باندهای قدرت و ثروت نخواهد افتاد؟

10)نمایندگان استان فرصت کمتری برای دیدار با مردم شهرستان های مختلف پیدا می کنند و بیشترین توجه آنها به حضور در شهرستان مرکز استان و سایر شهرستان های پرجمعیت معطوف می شود؟


دلایل مخالفان استانی شدن انتخابات:

-اگر این طرح تصویب شود راه برای ورود پول‌های ناصواب به انتخابات باز می‌شود.
-با استانی شدن انتخابات، شهرستان‌های کوچک متضرر می‌شوند.
-این طرح ممکن است کشور را از حیث انسجام ملی دچار مشکل کند.
-اگر این طرح تصویب شود مجلس آینده مجلس یک دستی خواهد بود که افراد مستقل در آن حضور ندارند.
-این طرح هزینه‌های تبلیغات کاندیدا‌ها بخصوص افراد مستقل را بسیار افزایش می‌دهد.
-این طرح این شائبه را در اذهان عمومی ایجاد می‌کند که نمایندگان برای تثبیت دوره نمایندگیشان به دنبال این طرح هستند.
-نمایندگان پل ارتباطی مردم و نظام هستند و با تصویب این طرح این پل قطع می‌شود.
-استانی شدن انتخابات باعث به قدرت رسیدن صاحبان قدرت و ثروت می‌شود. 

حرف آخر:

در کشور ما قوانین بسیار زیادی وجود دارد که این حجم زیاد قانون در برخی موارد شفافیت را از بین می‌برد و راه دور زدن قانون را باز می‌کند، لذا ضرورت دارد تا مجلس بعدی یکی از مهمترین کارهای خود را بررسی، اصلاح و تدوین قوانین جاریه کشور قرار دهد و با نگاه کلان و توجه به پیشرفت و تعالی جامعه این امور را پیش ببرد.شاید بتوان گفت مهمترین مزیت طرح مذکور این است که موجب می‌شود توجه نمایندگان به مسائل کلان کشور و استان جلب و از بخشی‌نگری پرهیز شود؛ همچنین ارتقای سطح کیفی و افزایش کارآیی مجلس، کاهش تعداد داوطلبان و هزینه‌های اجرایی انتخابات، گسترش فرهنگ و اندیشه حزبی، برنامه‌محوری به جای شخص‌محوری و کاهش درگیری‌های قومی و قبیله‌ای از جمله مزیت‌های این طرح هستند.در انتخابات مجلس به صورت استانی، به نمایندگان در جامعه بزرگتری رأی داده خواهد شد و اشخاصی که در معرض انتخابات قرار می‌گیرند ناچارند افکار عمومی بیشتری را متقاعد کنند، لذا شعارها و برنامه‌هایشان هم کارشناسی‌تر و مدون‌تر خواهد بود. 

اما نباید این را فراموش کرد که به واسطه اینکه در طرح مذکور حوزه انتخابیه نمایندگان گسترش پیدا می‌کند و داوطلبین باید در محیط‌های غیر از محیط خود را معرفی کند لاجرم هزینه‌های تبلیغاتی آنها چندین برابر می‌شود و این باعث می‌شود تا داوطلبین و نامزدها به کانون‌های قدرت و ثروت متوسل شوند که این به معنای فاصله گرفتن از مردم است. نمایندگان در این طرح به بهانه کار استانی از دید و منظر مردم پنهان می‌شوند و اگر به حوزه انتخابیه خود هم سری بزنند و اگر کسی سراغ نماینده را بگیرد نماینده می‌تواند بگوید در آن واحد در بخش دیگری از استان بوده است. در شرایط فعلی هم در هفته سرکشی به حوزه‌های انتخابیه زمینه برای پرداختن به همه بخش‌ها وجود ندارد و با محدودیت مواجه هستیم.  نکته دیگر این است که ارتباط حاکمیت با بدنه اجتماع با طرح استانی شدن انتخابات قطع خواهد شد و در نتیجه مردم از تصمیمات مجلس و مسئولان حمایتی نخواهند کرد. کسانی که در این خصوص اظهارنظر می‌کنند باید فراتر از علائق گروهی یا فردی و اینکه در صورت تغییر انتخابات چه کسی یا چه گروهی رای بیشتری می‌آورد، اظهارنظر کنند. یعنی براساس مصالح کشور و ملت در این چنین مساله مهم باید نظر دهیم خود را از منافع فردی و گروهی تجرید کرده و بیرون آییم که البته کار سختی است