ساپورت را غربی ها ساپورت می کنند

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «ظاهر می شوند در آخرالزّمان که بدترین زمان هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»



از زمان های قدیم در همه ادیان تاکیدات فراوانی بر پوشش بانوان شده است چرا که زنان یک جامعه تاثیر بسزایی در پیشبرد و یا پسروی یک سرزمین دارند اما متاسفانه در سال های اخیر هر روز شاهد رواج سبک جدیدی از بی حجابی در بین دختران و زنان سرزمینمان هستیم.



روزی روسری ها کوتاه می شود روز دیگر شلوارها فردا مانتوها تنگ می شود و ماه بعد آستین ها بالا می رود اما مد جدید بی حجابی و بدحجابی که در چند ماه اخیر در کشور بسیار مشاهده می شود پوششی به نام ساپورت است.

 
 



ساپورت این پوشش به ظاهر پوشیده ولی بسیار تنگ و بدن نما، مد بی حجابی و بد حجابی سال ۹۲ در میان بانوان جوان است تا جایی که حتی این پوشش باعث اعتراض تعداد کثیری از افراد جامعه شده است.



پوششی که از آن به جای شلوار و با عنوان ساپورت استفاده می شود در واقع همان جوراب مشکی با ضخامتی بیشتر است که مشخص نیست از کجا و به چه شکل در بین دختران و زنان جوان ایران رایج شده است.



ساپورت ها در رنگ ها و طرح های مختلف و حتی گاهی با خط زیبای نستعلیق که در کنار پاهای آن نوشته شده در میان مغازه ها و بوتیک های زنانه عرضه می شود.



این پوشش زننده در پای دختران و زنان گاهی چنان خود نمایی می کند که چه زن و چه مرد ناخواسته برای حس کنجکاوی هم که شده است به پاهای دختران نگاه می کند اما این موضوع زمانی بدتر می شود که پوشاننده ساپورت بر تن خود، ساپورت را با مانتو کوتاه و یا ساپورتی به رنگ پا می پوشد، گاهی نیز دیده می شود که خانم محجبه ای با چادر ساپورت پوشیده است که این سبک پوشش نیز بسیار زننده است.

 

دختران و زنان جوان اکثرا به علت نا آگاهی از تهاجم فرهنگی بزرگی که دشمنان اسلام و ایران راه انداخته اند و با این توجیه که ساپورت پوشیده است و جایی از بدن دیده نمی شود از این پوشش نازیبا استفاده می کنند اما در دین مبین اسلام بر بدن نما نبودن لباس تاکید زیادی  شده است.



شاید ناآگاه بودن برخی از دختران و زنانی که ساپورت می پوشند یک دلیل برای رواج این نوع پوشش در کشور باشد اما می توان این ناهنجاری را در سایر مسائل از جمله عدم تولید لباس پوشیده زیبا و شیک اسلامی جویا شد چرا که نبود تولیدی البسه اسلامی متنوع و شاد و مهمتر از همه نبود طراح های حرفه ای می تواند سبب ایجاد چنین آسیب هایی در فرهنگ یک کشور شود و مردم اعم از زن و مرد به سمت مدهای غربی سوق پیدا کنند.



متاسفانه با توجه به قرار گرفتن در ایام محرم و هفته امر به معروف و نهی از منکر باز هم شاهد دختران ساپورت پوش در سطح خیابان های شهر بودیم و به نظر می رسد که موفقیتی از سوی گشت های امر به معروف و نهی از منکری که قرار بود در این یک هفته به ارشاد دختران و زنان بد پوشش بپردازند حاصل نشده است و متولیان امر قصد دارند به انجام کارهای تکراری و بی حاصل ادامه دهند.



همجمه های فرهنگی دشمن تا جایی پیش رفته که گشت های امر به معروف و نهی از منکر پاسخگوی رفع مشکل بی حجابی، بد حجابی و بد پوششی جوانان نیستند و باید از راه هایی بهتر و تاثیر گذار تر برای ارشاد جوانان استفاده شود و همان گونه که کشورهای غربی از طریق شبکه های ماهواره ای و پخش صوتی و تصویری قصد از بین بردن عفاف و حجاب در بین جوانان مسلمان و پاک ایرانی و به راه انداختن فساد در بین آنان دارند باید شبکه های داخلی نیز به همان قوت شبکه های غربی و حتی با تلاش بیشتری جوانان را به سمت پوشش اسلامی – ایرانی هدایت کنند اما گاها می بینیم که خود شبکه های صدا و سیمای ایران باعث ایجاد مدهایی ناپسند در بین جوانان می شوند.

 

چندی پیش خبری مبنی بر دستگیری دو دختر ساپورت پوش در رسانه های خبری منعکس شد که علت دستگیری این دختران پوشیدن ساپورت با طرح پرچم رژیم صهیونیستی اعلام شد با توجه به این خبر پیکان انتقادات را باید به سمت مسئولان فرهنگی کشور گرفت که با کم کاری و شاید عدم تفکر کافی در کارها موجب شده اند که شاهد چنین مسائلی در جامعه اسلامی باشیم جامعه ای که هزاران نفر برای دفاع از اسلام، ناموس و وطن جان خود را فدا کردند تا زنان جامعه در امنیت کامل و به دور از هر گونه نگاه نا پاک در اجتماع حضور داشته باشند.



پیدا کردن مقصر برای مشکلات فرهنگی دیگر هیچ کاری را درست نمی کند و باید به دنبال راه حل سازنده بود تا اول از بروز بی عفافی های دیگر در آینده جامعه جلوگیری شود و سپس برای رفع مشکلات فرهنگی ایجاد شده در گذشته تلاش شود که این امر همکاری دستگاه هایی چون صدا و سیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، تبلیغات اسلامی و همه دستگاه های متولی امر را می طلبد تا با تشکیل اتاق فکری نه فقط متشکل از قشر خاص بلکه از همه نوع قشری از سنین مختلف، مشاغل و حرفه های گوناگون، رشته های تحصیلی متعدد، و ... به آسیب شناسی بپردازند.



شهدا با از جان گذشتگی های خود جنگ سخت دشمن را نا کام گذاشتند و امروز جوانان کشور باید با تفکر و آگاهی از ترفند های دشمن در جنگ نرم بار دیگر دشمن را ناامید و نا کام کنند.

گعده‌هایی برای برهنگی!+تصاویر

همه ساله با برپایی هر دوره جشنواره یا بازار فیلم و چنین گعده‌هایی در خارج از کشور، تعدادی از سینماگران مرد و زن کشورمان با ظواهر و پوششهای زننده و درآمیختگی حیوانی شرکت می‌کنند. فرشهای قرمزی که گاه زیر پای برخی از این مروّجان و طالبان بی حیایی و عادی کننده مباحث اروتیک پهن می‌گردد نه به خاطر هنر واقعی و یا توانمندی‌های حرفه ای آنها، بلکه با دادن جوایز پر طمطراق و ایجاد فضای پروپاگاندای سنگین درباره آنها و نیز الگو ساختن اقدامات و افعال آنها در اذهان مردم کشورمان، به نوعی آنها را در قامت مبلّغان و سفیران افکار سکولاریستی خود و مروجان ابتذال دلخواه اربابان شیطان‌پرست مغرب زمین مأمور و معرفی می‌کنند.

 

برهنگی و پوشیدن لباس‌های نیمه عریان زنان سینماگردر جشنواره‌های خارجی و عکس گرفتن‌های مداومشان در آغوش مردان اجنبی و نامحرم کشورهای دیگر آن هم به بهانه آزادی و یا ادعاهای فمنیستی درباره زنان، تقریبا به یک رفتار معمول تبدیل شده است.

 

برخی بازیگران و کارگردانان ایرانی که به جشنواره های مختلف سینمایی دعوت می شوند فراموش کرده اند که آنان نماینده ملت ایران در این مجامع به ظاهر فرهنگی هستند و باید در کنار آشناکردن ملل مختلف با سینمای ایران، مروج فرهنگ ایران اسلامی باشند.

 

انتخاب بازیگران سینمای ایران به عنوان داور جشنواره های رنگارنگ بین المللی به موضوعی جدید در حوزه سینمای انقلابی ایران تبدیل شده است که اگر به زوایای مختلف آن توجه نشود، قطعاً سینمای کشور متضرر خواهد شد.



بنا بر این گزارش، چند صباحی است که استقبال مجامع سینمایی از بازیگران سینمای ایران بالاخص بازیگران زن کشورمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است.


 

گویا برخی از این بازیگران و کارگردانان ایرانی که به این جشنواره ها دعوت می شوند فراموش کرده اند که آنان نماینده ملت ایران در این مجامع به ظاهر فرهنگی محسوب می شوند و باید در کنار آشناکردن ملل مختلف با سینمای ایران، مروج فرهنگ ایران اسلامی باشند.



لازم به توضیح است که این افراد نه تنها به این مهم نمی پردازند بلکه بسیاری از این هنرپیشگان ایرانی با پوشش و آرایشی بسیار زننده در این مراسم حضور می یابند که اصلا در شأن یک مسلمان نیست. آرایش و پوشش برخی از آنان چنان زننده است که حتی با بعضی از سینما گران غیرمسلمان و لائیک چندان تفاوتی ندارد. 


گفتنی است در کنار این داوران، برخی از بازیگران زن ایرانی که برای اکران فیلم هایشان به آن سوی آب ها سفر می کنند رویه همکاران خود در نوع پوشش و رعایت شئون اسلامی را به منحصه ظهور دشمنان نظام می گذارند.

سایت خبری تحلیلی عصر امروز پیش از انتشار تصاویر حضور برخی از بازیگران و هنرمندان ایرانی در مراسم های خارجی، از مخاطبان خود عذر خواهی می کند؛ 


قابل ذکر است که این بداخلاقی های زنان سینمای ایران در سایه غفلت و اهمال مسئولان فرهنگی جامعه به وجود آمده است و البته پیش از این بازیگرانی چون فاطمه معتمد آریا، گلشیفته فراهانی و مینا لاکانی با خارج شدن از کشور حجابشان را به طور علنی کنار گذاشتند.



به نظر می رسد انتقادات و تاکیدات مراجع تقلید، علما، مسئولان و همچنین مردم در خصوص مبارزه با این بداخلاقی های سینمای ایران کارساز نبوده و سینما با این روندی که در پیش گرفته هر روز به ورطه ابتذال نزدیک تر می شود.



در پایان از مسئولان فرهنگی وزارت ارشاد و دیگر مسئولان مرتبط درخواست می شود که تا تعیین یک راهبرد مشخص برای نظارت بر هنرپیشگان ایرانی خارج از کشور، اجازه حضور این افراد در این مراسم های مبتذل گونه را بگیرند که در نهایت شاهد ترویج سینمای غیر اخلاقی در کشور نباشیم.

قهرمان پارتی‌های جنسی در تل‌آویو و طرح جهنمی در لبنان

بندر بن سلطان هم اکنون بی‌شک مسئول اصلی جاسوس‌های غربی در منطقه است، وی کسی است که مأموریت اصلی پروژه‌های وهابی و تکفیری را در حذف مقاومت و سوریه از نقشه منطقه و مانع تراشی در برابر آنچه نفوذ روز افزون ایران در منطقه خوانده، بر عهده وی گذاشته شده است. مدت‌ها از زمانی که بندر بن سلطان وعده داده بود بحران سوریه را با براندازی حاکمیت بشار اسد به پایان خواهد برد، قبل؛ وعده‌ای که در پی آن قرار بود حزب الله لبنان و ایران هدف بعدی این محور باشد، اما این طرح در همان مرحله اول دچار چنان بن‌بستی شده که دیگر کسی امیدی به نجات عربستان از این باتلاق ندارد.

دیدگاه سعودی‌ها در قبال این طرح راهبردی مانند سایر دیدگاه‌های آنها بود، بندر تصور می‌کرد، باز هم می‌شود همه چیز را با پول و دلارهای نفتی به نفع خود تغییر داد، او فکر می‌کرد در مرحله زمانی کوتاهی می‌تواند دولت سوریه را براندازی کرده و با قطع شریان حمایتی محور مقاومت از حزب‌الله در مرحله بعد این حزب شیعی ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی را از منطقه ریشه‌کن کند و در ادامه مانع دستیابی ایران به “سلاح هسته‌ای” شود. البته بندر روی همراهی آمریکا در این راه حساب ویژه‌ای باز کرده و گفته بود که حاضر است تمامی هزینه‌های مالی این همراهی را تامین کند!

-    بندر که بسیاری از تحلیلگران او را به ماجراجویی، بزرگنمایی و تهور متهم می‌کنند، با وجود امیال بلند پروازانه‌اش بعد از تحولات اخیر منطقه نسبت به ناتوانی خود در تاثیرگذاری بر روند شاخص‌های منفی تحولات و پشت کردن هم‌پیمان دیرینه خود و تغییر موازنه‌های منطقه‌ای به نفع محور مقاومت بسیار خشمگین است.

این البته تنها عامل رفتار جنون‌آمیز بندر در ماههای قبل نیست، کریستوفر دیکی تحلیلگر خاورمیانه در هفته‌نامه نیوز ویک بندر بن سلطان را ارباب جاسوس‌های منطقه خواند و نوشت که وی جنگ عربستان را در سوریه آغاز کرده است.

وی با اشاره به سابقه بندر که قبلا بندر بوش خوانده می‌شد، نوشت که برای درک واقعی مأموریت وی و تحولات منطقه باید با شخصیت این فرد آشنا شد. دیکی مأموریت بندر را خلاصی وهابیت از دست سوریه و حزب‌الله به عنوان هم پیمانان ایران خواند و تاکید کرد که مهم نیست که توافقنامه سازش بین اسرائیل و عربستان سعودی وجود نداشته باشد، بلکه مهم این است که بندر به صورت خودکار به هم‌پیمان نتانیاهو در دشمنی با ایران تبدیل شده و همان سخنان وی را تکرار می‌کند.

این تحلیلگر غربی در عین حال تاکید کرد که با توجه به تحولات مصر و عراق و با توحه به شکست مأموریت غرب در سوریه بندر با وجهه عربستان سعودی ریسک کرده و ایران و حزب‌الله، سعودی‌ها را در سوریه شکست داده‌اند. دیکی نوشت که بندر حتی در سال ۲۰۰۶ نیز اسرائیلی‌ها را در پس پرده به شکست دادن حزب‌الله لبنان تشویق کرده بود.

-    با توجه به وابستگی‌های سعودی‌ها به جبهه آشوب‌طلب غربی و صهیونیستی، پروژه قدیم- تازه فتنه انگیزی در منطقه و ایجاد درگیری‌های فرقه‌ای از مهم‌ترین عوامل انجام انفجار تروریستی بیروت به شمار می‌رود، نگاهی به حوادث تروریستی سال قبل در ضاحیه بیروت و طرابلس سبب محکمی بر این مدعاست که منافع آشکار غرب و صهیونیسم در ایجاد جنگ داخلی در لبنان و استفاده از این برگه برای تضعیف حزب الله از یک سو و تحت فشار قرار دادن بشار اسد از سوی دیگر است.

البته از این منظر بهترین زمان برای انجام اقدامات تروریستی در مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان و دهه اول محرم الحرام بود. گزارش های امنیتی نیز حاکی از کلید خوردن این طرح در لبنان بود، اما با استمداد نیروهای امنیتی از حزب‌الله لبنان برای برقراری امنیت مناطق مختلف در این مراسم که تا روز دوازدهم محرم ادامه پیدا کرد، خلأهای امنیتی از سوی این حزب مسدود و تعدادی از گروه‌های تکفیری قبل از انجام اقدامات خود شناسایی یا بازداشت شدند.

* تحلیلگران مسایل منطقه‌ای معتقدند که با قطعی شدن شکست عربستان در سوریه بهترین وسیله برای کاستن از حجم انعکاس شکست سعودی ها در این جبهه، وانمود کردن به تسلط بر جبهه لبنان است. از همین روست که در ماههای اخیر از سویی روند انتقال بحران سوریه به لبنان تشدید شده و از سویی دیگر تلاش‌های مقامات لبنانی برای تشکیل دولت لبنان با دیوار بلند مانع تراشی سعودی‌ها به بن‌بست می‌خورد.

بندر بن سلطان طرحی جهنمی برای لبنان تهیه کرده و به دنبال از بین بردن امنیت و ثبات در این کشور است، وی تنها به منافع سعودی‌ها و اشباع تمایلات خونبار خود در این راستا فکر می‌کند.

* آمادگی ارتش سوریه برای بازپس گیری منطقه استراتژیک قلمون و نگرانی سعودی‌ها از محاصره کامل تروریست‌های تحت امر این کشور در سوریه عامل دیگر آتش‌افروزی های تروریست‌های تکفیری در کشورهای منطقه از جمله عراق و لبنان است.  ریاض در این راستا همچنان سعی دارد مناطق هم‌مرز لبنان با سوریه را به کانون‌های امن برای ارتباط با تروریست‌های سوریه تبدیل کند و گروه‌های مبارز در منطقه راهبردی قلمون را از این مناطق تغذیه کند، بویژه اینکه سعودی‌ها هنوز اعتقاد دارند با توجه به شرایط منطقه‌ای و ناهمواری‌های جغرافیایی قلمون،‌ در صورت رسیدن تسلیحات ویژه به دست تروریست ها امکان پیروزی آنها در این محور وجود دارد.

در راستای همین طرح است که دلارهای نفتی سعودی علاوه بر سوریه راه خود را به شمال لبنان نیز باز کرده و سران محورهای آشوب طلب در طرابلس از مدت‌ها قبل مأموریت خود را برای ایجاد ناآرامی در بخش‌های هم مرز با سوریه آغاز کرده‌اند، مأموریتی که البته با سرسختی ارتش، جدیت بعضی محافل امنیتی و صبر و تحمل عناصر وابسته به ائتلاف ۸ مارس خنثی شد.

* همگرایی راهبردی بندر بن سلطان با سرویس های جاسوسی و امنیتی صهیونیستی نقش عمده ای در بروز فجایع اینچنینی بویژه در عراق و لبنان دارد؛ تحلیلگران مسایل منطقه انفجار تروریستی دیروز را برآیند دیدارهای انجام شده اخیر بین مقامات موساد و بندر بن سلطان در ضمن سفرهای متعدد وی به اسرائیل یا سفر مقامات موساد به ریاض دانسته و تاکید کردند که این همگرایی در راستای منافع مشترک دو طرف در تقابل با ایران و محور مقاومت در منطقه است و قرار بر این است به صورت کاملا محرمانه انجام شود.

احمد مطر تحلیلگر مسایل راهبردی و سردبیر پایگاه خبری خبر پرس با اشاره به مؤلفه‌های داخلی قدرت در عربستان سعودی اظهار داشت که بندر به پادشاهی عربستان یا دست کم ولیعهدی فکر می‌کند، به همین سبب تمام تلاش خود را برای راضی نگه داشتن آمریکا انجام می‌دهد، یکی از دلایل همگرایی وی با اسرائیل نیز همین موضوع است، چرا که معتقد است به  این ترتیب می‌تواند از اهرم فشار اسرائیل بر آمریکا برای رسیدن به این منصب استفاده کند. وی در این راستا حتی هدایایی را برای بعضی مقامات صهیونیست تهیه کرده تا همگرایی خود را با آنها اثبات کند.

وی تصریح کرد که بندر نیز در سرزمین‌های اشغالی با استقبال گرم صهیونیست‌ها مواجه شد، آنها برای استقبال از بندر چندین مراسم با خدمات جنسی برگزار کردند و البته گفته می‌شود در این مراسم‌ها نیز از بندر تصویربرداری کرده‌اند تا در مواقع نیاز بتوانند با آنها از بندر باج‌خواهی کنند.

راهی که بندر برای اثبات خود در معادلات داخلی عربستان و موازنه قدرت در منطقه انتخاب کرده، فراتر از تهور و ماجراجویی است، چرا که موازنه های قدرت هیچ شانسی برای پیروزی این تلاش ها باقی نمی ماند، بنابراین لجاجت وی برای دست و پا زدن در باتلاق منطقه تنها به تسریع در غرق شدن وی خواهد انجامید، واقعیتی که اگر سران ریاض آن را درک نکرده و با انفصال بندر از عرصه قدرت سیاسی عربستان، برخورد حکیمانه با این مولفه‌ها را در دستور کار قرار ندهند، غرق شدن ریاض در این باتلاق را نیز در پی خواهد داشت.


مذاكرات در وقت استراحت ایران و 1+5

شرایط و زمینه های برگزاری این دوره از مذاکرات

سومین دور مذاكرات هسته‌ای بین ایران و نمایندگان كشورهای موسوم به 1+5 در دولت یازدهم از ظهر امروز در ژنو مقر اروپایی سازمان ملل متحد آغاز می‌شود. این مذاكرات در شرایطی برگزار می‌شود كه به گفته وزیر امور خارجه در دور قبلی گفت‌وگوها 90 درصد راه برای امضای توافق پیموده شده بود. با این حال و با وجود رایزنی‌ها و گفت‌وگو‌های فشرده در ژنو 2 و حضور وزرای خارجه امریكا، انگلیس، فرانسه، روسیه و آلمان و تأكید آن‌ها بر رضایت بخش بودن گفت‌وگوها توافقنامه‌ای بین طرفین امضا نشد. 

حال در شرایطی كه جبهه مخالفان خارجی با محوریت رژیم صهیونیستی فعال‌تر از قبل تحركات خود برای به فرجام نرسیدن مذاكرات را دنبال می‌كند، مذاكرات از امروز و با ضیافت كاترین اشتون و محمد جواد ظریف رۆسای هیأت‌های دو طرف آغاز می‌شود. به گفته عباس عراقچی عضو ارشد تیم مذاكره‌كننده، ظریف و اشتون درباره آخرین نتایج گفت‌وگوها رایزنی می‌كنند‌ و پس از آن جلسه ایران و 1+5 برگزار می‌شود و اگر پیشرفت‌ها در مذاکرات به خوبی جلو رود، مذاکرات تا جمعه تمدید می‌شود. همچنین اگر وزیران خارجه به این نتیجه برسند که در مذاکرات احتمال رسیدن به تفاهم وجود دارد، نشست حتماً با حضور وزیران برگزار می‌شود. 

گام اول بازگرداندن اعتماد 

عراقچی در گفت‌وگو با ایسنا تأكید كرده كه كار دشواری در ژنو پیش روی هیأت ایرانی است. او گفت: با توجه به این‌که اعتماد هیأت ایرانی نسبت به نحوه مذاکرات در ژنو قبلی سلب شد، کار دشوارتری در ژنو 3 در پیش‌رو خواهیم داشت که بخش اول بازگرداندن اعتماد به مذاکره و دیگری کار کردن روی نقاط مورد اختلاف است. 

عراقچی ادامه داد: این‌که در مذاکرات به غنی‌سازی در ایران اشاره شود و غنی‌سازی در ایران مورد پذیرش واقع شود، هم در گفتار و هم در عمل، از نظر ما ضروری است و باید سند این را بپذیرد. از نظر ما این موضوع خط قرمز است که بسیاری از هیأت‌ها آن را پذیرفته‌اند اما این‌که در جمله‌بندی‌ها و ادبیات این موضوع چگونه و با چه عنوانی پردازش شود هنوز محل اختلاف است. 

احتمال حضور جان کری در ژنو 

وزیر امور خارجه امریكا با اظهار حسن نیت كشورش در مذاكرات گفته كه با این حال انتظار خاصی از مذاكرات ژنو ندارد. جان‌ کری، گفت: من انتظار خاصی در زمینه مذاکرات ژنو ندارم، جز این‌که ما با حسن نیت مذاکره خواهیم کرد و برای تحقق یک توافقنامه گام اولی تلاش خواهیم کرد.

به گزارش رویترز، کری گفت که امیدوار است «ایران اهمیت آمدن به آن جا در عین آمادگی برای ایجاد سندی که بتواند صلح‌آمیز بودن برنامه‌اش را به جهان ثابت کند، درک کند».جن ساکی، سخنگوی وزارت امور خارجه امریكا هم گفته است که کری برای شرکت در مذاکرات ژنو «تنها در صورتی که منطقی باشد» آماده است، ولی تا زمانی که مذاکرات آغاز نشده است در این زمینه تصمیمی نخواهد گرفت. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم با ابراز امیدواری درباره نتیجه‌بخش بودن مذاکرات هسته‌ای آتی با ایران، از دستیابی به هر توافقی استقبال کرد. 

«کاترین اشتون» گفت که هدف روشنی در مذاکرات 1+5 با ایران دارد و آن این است که آیا می‌توان اعتمادی در شرایط صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران ایجاد کرد.او افزود: ما هر توافقی به دست آوریم، توافق خوبی خواهد بود.

ظریف و تیمش به ژنو رسیدند

دکتر «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه و اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی ایران وارد شهر ژنو سوئیس شدند.

به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا، مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی ایران پیش از حضور در دور جدید مذاکرات ایران و گروه 1+5 به دعوت خانم «اما بنینو» همتای ایتالیایی خود به این کشور سفر کرده بود.

«مجید تخت روانچی» معاون اروپا و آمریکای وزیر امور خارجه، «سیدعباس عراقچی» معاون حقوقی و بین المللی وزیر امور خارجه، «حمید بعیدی نژاد» مدیرکل سیاسی و امور بین الملل وزارت امور خارجه، «داود محمدنیا» مشاور حقوقی وزیر امور خارجه و «محمد امیری» مدیرکل امور پادمان های سازمان انرژی اتمی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران را در این سفر همراهی می کنند.

اعضای گروه 1+5 شامل کشورهای آمریکا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و آلمان از فردا (چهارشنبه) با هیات جمهوری اسلامی ایران در شهر ژنو مذاکره می کنند.

ریاست گروه 1+5 را در این دور از مذاکرات نیز «کاترین اشتون» مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عهده دارد.

خانم «هلگا اشمید» معاون مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خانم «وندی شرمن» نماینده دولت آمریکا، «سرگئی ریابکوف» نماینده فدراسیون روسیه، «ژاک اودیبر» نماینده فرانسه، «هانس دیتر لوکاس» نماینده دولت فدرال آلمان، «سایمون گس» نماینده دولت انگلیس و «وانگ مین» نماینده دولت چین در این مذاکرات خواهند بود.

گفته می شود همانند مذاکرات گذشته، بار دیگر کارشناسان امور تحریم در تیم مذاکره کننده آمریکا حضور خواهند داشت. در دو دور مذاکرات گذشته «آدام زوبین» مدیر دفتر کنترل سرمایه خارجی وزارت خزانه داری آمریکا همراه هیات آمریکایی بود.

جمهوری اسلامی ایران در حالی دور دوم مذاكرات ژنو را در حدود دو هفته گذشته به پایان رساند كه با یك نابكاری و یا خرابكاری مواجه بود. خرابكاری‌ای كه از سوی فرانسه روی داد تا مذاكرات را ناكام گذارد. اگرچه در روند موفقیت‌آمیز مذاكرات ایران و 1+5 نمی توان شك كرد، اما عدم حصول توافق نهایی عاملی بود كه به عنوان نقطه منفی این مذاكرات از آن یاد می‌شود. به قول دكتر ظریف، وزیر امور خارجه، اگر در مذاكرات حتی در مورد تمام مسائل توافق شود و مسائل كوچك باقی بماند، گویی هیچ توافقی صورت نگرفته است. به هر روی دو طرف با ابراز رضایت از این مذاكرات، دور آتی مذاكرات را 4 شنبه و 5 شنبه این هفته تعیین كرده‌اند تا بر مبنای آن شاید بتوان گامی اساسی در مسیر مذاكرات و حصول توافق برداشت. پیش‌بینی‌ها بر این است كه اگر روند مذاكرات مثبت باشد، این مذاكرات در روز سوم یعنی روز جمعه نیز ادامه یابد. استقبال دو طرف از مذاكرات نیز این نوید را می‌دهد كه بتوان این بار با حل برخی مسائل به نتیجه مطلوب دست یافت. در این میان اما در طول چند روز گذشته اظهارات فراوانی از سوی طرف غربی صورت گرفته كه گاه با یگدیگر در تناقض بوده است.

 آمریكا در مرحله اول متعهد به ادامه مذاكرات با ایران شد و حصول توافق را قریب ارزیابی كرد اما برخی فشارها از طرف لابی عربی – صهیونیستی، باعث شد سران این كشور روندی دیگر دنبال كنند و باز هم بر روی میز بودن گزینه‌های مختلف از جمله حمله نظامی تاكید كنند. به نظر می‌رسد این اظهارنظرها تاكتیكی موقتی و گذر است كه با هدف راضی كردن اعراب و رژیم صهیونیستی اتخاذ شده است. روسیه و چین نیز در اظهارنظرهای مختلفی، بر حصول توافق نهایی تاكید كردند و در آخرین مكالمه تلفنی پوتین و روحانی نیز بر روند مثبت مذاكرات تاكید و تلاش‌های روسیه برای حصول توافق تاكید شد. از سوی دیگر فرانسه به عنوان كشوری مخالف توافق، مواضع غیراصولی و غیرمنطقی خود را تكرار كرد. اولاند، رئیس جمهور فرانسه در سفر به سرزمین‌های اشغالی این نكته را مورد تاكید قرار داد كه شروط كشورش در مورد توقف ساخت راكتور آب سنگین اراك، تعلیق غنی سازی 20 درصدی، نظارت بر تمام تاسیسات هسته‌ای و كاهش ذخائر فعلی ایران پابرجاست و باید عملی شود. اما در این میان جان كری، وزیر امورخارجه آمریكا از رایزنی‌های خود برای بهبود اوضاع و راضی كردن فرانسه خبر داد.

توافق ژنو، مذاکرات

انگلستان و آلمان نیز موضعی منطقی و معتدل اتخاذ كردند. جمهوری اسلامی ایران نیز در این مدت بیكار نبود و با رایزنی‌های مختلف وارد عرصه شد. در اولین گام توافقنامه‌ای با آژانس را به امضا رساند و مراحل جدیدی از همكاری با آژانس را تدوین كرد و از سوی دیگر آژانس نیز در گزارشی برای اولین بار فعالیت و نظارت خود را مثبت ارزایابی كرد. برخی منتقدان داخلی دولت نیز از روند هرگونه توافقی انتقاد كردند و شرایط را به گونه‌ای توصیف نمودند كه كان ‌هو ایران و تیم مذاكره كننده درصدد دادن امتیازی ویژه به طرف مقابل است. توفیق دیگر مذاكرات گذشته را می‌توان در ایجاد زمینه برای توقف تصویب و اجرای تحریم‌های جدید تا ماه دسامبر علیه ایران در كنگره و سنای آمریكا عنوان كرد كه خود سندی از رو به پیش بودن مذاكرات است. در هر حال ایران و 1+5 در حالی وارد مذاكرات این هفته می‌شود كه بسیاری از اظهارنظرهای مغرضانه و مشفقانه بین المللی و بعضا داخلی و نیز رایزنی‌ها و مذاكرات را با خود به همراه دارد. اما همانگونه كه اعضای تیم مذاكره كننده تاكید كرده‌اند تنها چیزی كه در این مذاكرات مورد معامله قرار نمیگیرد، حقوق حقه ملت ایران است. عدم پذیرش هر شرطی قبل از مذاكره و مقابله با زیاده‌خواهی‌ها كه به قول یكی از اعضای تیم مذاكره‌كننده به متن مورد توافق اضافه شده بود، و حضور با احتیاط ، از جمله مواردی است كه در این دور از مذاكرات لحاظ می‌‌شود.

10 دلیل برای نگرانی اعراب از توافق ژنو

جمهوری اسلامی ایران، در زمان دولت تدبیر و امید بر اساس وعده‌های رئیس‌جمهور برای دفاع از حقوق هسته‌ای كشور و در كنار آن پایان بحرانی سیاسی و نه فنی و حقوقی در مورد پرونده هسته‌ای ایران، وارد میدان بازی شده و با ارائه طرحی كه متضمن برد برای هر دو طرف است، سعی دارد گامی در جهت رفع تحریم‌ها و بازگشت ثبات به اقتصاد راكد ایران بردارد. این روند در چند دور مذاكرات در نیویورك و ژنو به خوبی طی شده و حتی زمینه توافق بر سر آن را فراهم آورده است. اگرچه دخالت و یا بهتر بتوان گفت، سبك‌سری برخی كشورها و در راس آنها فرانسه، از حصول توافق ممانعت به عمل آورد اما تا حدود زیادی خاطر مكدر دشمنان منطقه‌ای ایران كه متاسفانه بعضا همسایگانش نیز هستند را، آسوده كرد. تلاش‌های كشورهای عرب متحجر منطقه در كنار رژیم صهونیستی، زمینه‌ای را فراهم آورد كه ایران نتواند طرف‌ها را برای حصول توافقی مطمئن و كارساز مجاب كرده و گامی در جهت فروفكندن تحریم‌ها و فشارها بردارد. از ابتدای مذاكرات ایران و 1+5 برخی كشورهای عربی كه زخم‌خورده از توان و قدرت ایران در منطقه هستند، شروع به دخالت در موضوع كردند و با پیغام هایی از متحدان غربی خود خواستند از جدال با ایران صرف‌نظر نكند غافل از اینكه ایران سیاستی قدرتمندتر و عزت‌طلبانه تر را دنبال می‌كند و در این امر مصر است. توفیقات ایران در عرصه سیاست منطقه‌ای از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه‌هایی همانند جنگ تحمیلی 8 ساله و موضع لبنان و عراق، به اندازه كافی بهانه را برای این كشورها ایجاد كرده كه این بار اجازه ندهند با توافقی دیگر ایران به توفیق دست یابد. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی كه به عنوان دشمن درجه یك ایران و جهان اسلام، خواستار تنش و درگیری در منطقه است، یارای دیدن توانمندی ایران و موفقیت در عرصه سیاست خارجی را ندارد، تلاش دارد با بهره‌گیری از لابی های خود در سراسر جهان، قید هرگونه را توافقی را بزند و كفه ترازو را به سمت خود و متحدانش سنگین كند. اما زهی خیال باطل.

در مجموع می توان علل عصبانیت اعراب منطقه و رژیم صهیونیستی از هرگونه توافق ایران و 1+5 را در موارد زیر خلاصه كرد:

1-    جمهوری اسلامی ایران از سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حضوری شكوهمند قصد مقابله با تعاریف و قرائت‌هایی از اسلام داشته و دارد كه از دیرباز باعث ذلت مسلمین شده است. قرائت آمریكای از اسلام و یا به تعبیر امام خمینی (ره) اسلام آمریكایی متضمن سلطه استعمار و استكبار بر جهان اسلام شده است كه این امر از ابتدا مورد قبول واقع نشد و در جهت مبارزه با آن گام‌هایی برداشته شد. در این میان سران كشورهای عرب متحجر منطقه كه بقای خود را در این نوع قرائت و جلب حمایت غرب و حامیانش می دانستند، همواره تلاش دارند كه ضربه‌ای به مروج این فرهنگ عظیم اسلامی یعنی عدم ذلت پذیری بزنند و امروز نیز در این راه گام برمیدارند. اما خود نیز می دانند كه توفیقی نخواهند داشت چراكه تحولاتی نظیر جریان بیداری اسلامی نشان داد كه تفكر ایران و امام خمینی (ره) در جهان جاری و ساری است.

2-    توان بالای ایران در مقابله با رژیم بعث عراق علی رغم تمام حمایت‌های غرب و اعراب منطقه، نشان داد كه نظام جمهوری اسلامی ایران به سادگی قابل تغییر نیست و نمی توان پشتوانه مردمی آن را متزلزل كرد. اعراب و غرب به تجربه به این رسیده‌اند كه با ایجاد تنش‌های فیزیكی و نظامی نمی‌توانند در برابر ایران مقابله كنند و لذا از این منظر زخمی كاری خورده‌اند كه هنوز التیام نیافته است. این مقوله سبب نضج پیدا كردن قدرت ایران در منطقه شد كه خود خطری بزرگ برای اعرابی است كه دائما از سوی غرب برای مقابله با ایران تجهیز می‌شوند.

توافق ژنو

3-    بسط نفوذ و قدرت ایران در منطقه كه در جنگ‌های 33 روزه لبنان و 22 روزه غره نمایان بود، این زنگ خطر را برای اعراب و همچنین رژیم صهیونیستی به صدا در آورده است كه هرگونه عدم مقابله با ایران می‌تواند منشا اثر تحولات جدیدی باشد كه این قدرت را بیش از پیش افزایش داده و نفوذ را گسترش دهد. از این رو مقابله با این توان به امری جدی وحیاتی برای آنان تبدیل شده و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند.

4-    اتفاقات عراق و شكست كشورهای عرب منطقه در تقدیم حكومت به اقلیت سنی مذهب در این كشور و روی‌ كار آمدن جریانات هم‌سو با ایران از جمله دیگر مسائلی است كه هنوز داغ آن بر دل اعراب و اسرائیل باقی مانده و عملا نمی‌توانند آن را از خاطر مكدر خود پاك كنند. پایان یافتن حكومت چند دهه‌ای اقلیت سنی در این كشور، عربستان و برخی دیگر از اعراب را به حدی ناتوان كرد كه تنها راه‌كار مقابله با آن را گسترش تروریسم در منطقه یافتند و با امر ارابابانشان در این راستا گام برداشتند سعی داشتند ایران را به عنوان عامل اصلی معرفی كنند. اما هنوز نتوانسته‌اند آن را اثبات كنند و افكار عمومی جهان نیز نه تنها در این مسیر متقاعد نشده بلكه صدور تروریسم را به این كشورها نسبت می‌دهد.

5-    تلاش مضاعف كشورهای عربی در ترغیب آمریكای زمان بوش برای حمله به ایران و تامین بخشی از منابع مالی این نبرد و هوشمندی آمریكا از اجتناب از افتادن در این وادی، عصبانیت سران كشورهای عربی را به دنبال داشت. اما هنوز این كشورها از تلاش های مذبوحانه خود دست بر نمی‌دارند و این امید را در دل می‌پرورانند كه روزی این اتفاق روی خواهد داد.

6-    سوریه به عنوان جبهه مقابله با ایران، به عنوان سناریویی دیگر از سوی اعراب منطقه دنبال شد كه با ناكام ماندن طرح حمله آمریكا به این كشور، سایه‌ای از یاس و ناامیدی را برسر سیاست ای این كشورها افكند و آنان را وادار كرد كه راه‌كاری تازه برای مقابله با ایران بیایند. 

7-    سودهای هنگفت كشورهای عرب حاشیه خلیج فارس از تحریم ایران و زمینه سازی برای به دست گرفتن بازارهای متعلق به ایران در جهان و منطقه، عامل دیگری است كه باعث می شود هرگونه توافق ایران و غرب مورد نكوهش، ذم و مخالفت اعراب منطقه قرار گیرد.

8-    رژیم صهیونیستی نیز به عنوان یكی از دشمنان اصلی ایران و جهان اسلام و حتی خود اعراب نیز كه ماهیت خود را در تنش و تضاد می‌بیند با سرافكندگی از جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه بیرون آمد كه خود زخمی كاری بر پیكر رژیمی بود كه پیش از آن در هیچ نبردی ناكام بیرون نیامده بود. از این رو ایجاد تنش برای ایران را به معنای فزونی قدرت خود تلقی می‌كند.

9-    هرگونه تضعیف قدرت ایران در منطقه به معنای نزدیك شدن به رویای از نیل تا فرات. از این روست كه اسرائیل مقابله با ایران را به عنوان راهكار و دكترینی اساسی  برای ماندگاری خود می داند و از هر طریقی آن را دنبال می كند.

10-   تنش روزافزون روابط اسرائیل در منطقه و به ویژه پس از تنش با تركیه، نزدیكی به اعراب را به صحنه سیاسی اسرائیل كشاند و از این رو فصل مشتركی برای این مساله تعریف شد كه همان مقابله با ایران بود. این مساله دو گروه را در یك جبهه و علیه ایران قرار داد.

در مجموع با در نظر گرفتن تمام این مسائل و مقوله‌ها باید گفت كه بروز فضای كم تنش میان ایران و غرب و به ویژه ایالات متحده در شرایط فعلی، عملا توان اعراب و اسرائیل را نادیده خواهد گرفت و تقویت جبه ایران و مقاومت را در بر خواهد داشت. این مساله به هیچ وجه مورد قبول جبهه تحجر نخواهد بود و طبیعی است كه زخم خورده اصلی هرتوافقی میان ایران و 1+5 این گروه باشند و در اتحادی ناكام برای مقابله با ایران بسیج شوند. اتحادی كه پایان آن برای اعراب قطعا خوش نخواهد بود.


وبسایت اسرائیلی دبکا با انتشار خبری به نقل از منابع خود مدعی شرایط جدید ایران در مذاکرات ژنو 3 شد.

خطوط قرمز هیات ایران در مذاکرات برای پذیرش توافق مقدمانی با قدرت های جهانی بر سر مسئله هسته ای در زیر می آید:

1. ایران تاسیسات غنی سازی فردو را تعطیل نمی کند.

2. ساخت راکتور آب سنگین اراک متوقف نمی شود.

3. ایران حتی یک گرم از اورانیوم غنی شده خود را به خارج از کشور ارسال نمی کند.

4. ایران پروتکل الحاق را امضا نخواهد کرد.

دبکا در ادامه نوشت: شرط موفقیت مذاکرات دور جدید ژنو بستگی به پذیرش 4 خط قرمز ایران توسط اوباما دارد.

پرزیدنت اوباما شخصاً با سناتورهای آمریکا به منظور تعویق تصویب لایحه تحریم های شدیدتر علیه ایران گفتگو کرد. انتظار می رود که تصویب این لایحه تا ماه آینده به تعویق بیافند.

رفتارشناسی زبان بدن نصرالله و پیام‌های آن +تصاویر

سید حسن نصرالله در مراسم عاشورای حسینی دو روز متوالی با حضور علنی خود در جمع کثیری از عزاداران حسینی در مجتمع سید الشهدا و ورزشگاه الرایه واقع در ضاحیه جنوبی بیروت به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی‌ها بویژه در شب عاشورا و شهادت امام حسین با اظهارات آتشین خود احساسات هواداران خود را با کلماتی هدف دار و بدون نوشته برانگیخت تا شجاعت را در بیان حق از آن امام بزرگوار فرا گیرد و در این راه با اصرار و پشتکار قدم بردارد.

وی در روز عاشورا نیز بار دیگر در جمع مردم عزادار حاضر شد، این برای اولین بار است که بعد از جنگ 33 روزه وی دو بار پشت سر هم و بدون حفاظت‌های خیلی گسترده در جمع عظیم مردم پشت تریبون قرار گرفت و برای آنها سخنرانی کرد، وی با این اقدام در کانون توجهات رسانه‌ای و سیاسی قرار گرفته و خبر از آغاز مرحله‌ای جدید داد.

پیام های حضور علنی سید حسن نصرالله 

دو حضور علنی و متوالی سید حسن نصرالله به این روش و در شرایط حساس کنونی در منطقه پیام‌های سیاسی و راهبردی داخلی و منطقه‌ای دارد، این اقدام نشان از اعتماد به نفس بالای سید حسن نصرالله در میدان مبارزه سوریه دارد که نیروهای حزب الله در آن مشغول مبارزه با گروه های تروریستی هستند. 

حضور علنی نصرالله پیام‌های مهمی داشت و نشان داد که جبهه پیشرو در منطقه جبهه مقاومت است و این جبهه است که ابتکار عمل را در دست دارد و تصمیم‌گیری می‌کند.

ماهیت چالشی که سید حسن نصرالله برای تقابل با دشمنان خود انتخاب کرده بود، ‌واضح است. وی هنگامی در میان مردم ظاهر شد که تهدیداتی برای عملیات تروریستی در روز عاشورا انجام شده بود، این تهدیدات در رسانه‌های مختلف مطرح می‌شد تا روحیه مردم را برای مشارکت در مراسم عاشورای حسینی تضعیف کند. این تهدیدات همچنین اصرار داشت سقف هجوم خود علیه حزب‌الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله را افزایش دهد.

نصرالله

نصرالله به این ترتیب موقعیت پیروزی را در این معادلات در دست گرفت و ضربات متعددی را به دشمنان خود وارد کرد  دو روز پشت سر هم به صورت علنی در مراسم‌ها و در میان مردم لبنان حاضر شد و خطابه‌های آتشین بر مبنای واقعیت های موجود انجام داده و از دستاوردهای میدانی سخن گفت که در مبارزه با تروریست‌ها به دست آمده است. 

وی به این ترتیب ضربات سختی به دشمنانش وارد کرد و به آنها پیام داد که حزب الله لبنان الان به قدرتی منطقه‌ای تبدیل شده که سرنوشت رژیم های منطقه ای و پروژه های آنها را تعیین می‌کند و کلیدهای درگیری‌ها و راه حل منازعات منطقه‌ای را در دست دارد. وی گفت که کسانی که به دنبال ورود در جنگ با این حزب هستند، باید قبل از ورود به این ماجراجویی زیاد فکر کنند، این پیام ها به تمام جهت‌ها ارسال شد و دشمن صهیونیستی نیز که علنا اقدام به تهدید در مورد تعدی به حقوق آبی لبنانی‌ها می کرد، این پیام را دریافت کرد. وی پیام هایی را نیز برای تروریست‌ها ارسال کرد که در روزهای اخیر عمدا مرم را به علت دستاوردهایی که در سوریه داشتند، تهدید می‌کردند.

نصرالله

سید حسن نصرالله بدون حمایت بالا در انظار عمومی ظاهرا شد؛ وی به عنوان خطیب در میان هواداران خود آمد و بدون هیچ مانعی از شیشه ضد گلوله برای آنها سخنرانی کرد، ‌وی زیر آسمان و نور خورشید تقریبا به مدت 30 دقیقه سخنرانی کرد و پیام‌های مربوط را با لحنی پیروزمندانه به طرف‌های مختلف رساند. متخصصان معتقدند که این رفتار و نحوه حرکت اعضای بدن سید حسن نصرالله از جمله دست وی نشان از اطمینان بالای وی دارد  و بالا بردن انگشتان دست به صورت ثابت در زمانهای حماسی شدن سخنرانی نشان می‌دهد که وی در بیان مواضع خود جدی است و این جدیت مبتنی بر اعتماد بالای وی به تحقق اظهاراتش است.

متخصصان و رفتار شناسان اعتقاد دارند که حرکت‌های ثابت سید حسن نصرالله که با لحن اظهارات وی نیز همخوانی دارد؛ نشانگر صداقت و جدیت وی و عوامل درونی‌اش است، تحرکات بدن وی نشان می‌دهد که وی هیچ ترس یا تردیدی از حضور در میان مردم ندارد و بالا بردن دست و حرکات صورت وی نیز که همگام با سخنرانی تغییر می‌کند، ‌نشان از شجاعت و اعتقاد بالای وی به سخنانی است که مطرح می‌کند. چشمان ثابت وی نیز نشان از اصرار وی بر انجام وعده‌هایش دارد و می‌فهماند که وی در رفتار خود مطمئن است و مانند ترسوها به این طرف و آن طرف نگاه نمی‌کند.

تحلیگران اعتقاد دارند که سید حسن نصرالله بارها دستان خود را بالا برد و انگشت سبابه اش را نیز بالا برد، حرکات عضلات و صورت وی که به همراه دستهایش حرکت داده می شد و همچنین لحن سخنرانی وی و اظهارات و رنگ طبیعی صورتش تماما نشان می‌داد که کاملا در موضع قدرت و پیروز است و ابتکار عمل را در دست دارد، تمامی این نشانه‌ها با اظهارات وی برابری می‌کرد و اندامش نیز با عبارات تهدیدآمیز و پیامهای مطرح شده همخوانی داشت و اعتماد به نفس و صداقت وی را نشان می‌داد.

نصرالله

بنابراین حضور علنی سید حسن نصرالله در دو روز پیاپی پیام های زیادی داشت و به دشمنان ثابت کرد که وی از جایگاه قدرت و پیروزی حرف می‌زند، آنها درک کردند که حضور علنی این فرد چالشی برای آنهاست و باعث ناامیدی آنها می‌شود، به همین علت بود که بعد از سخنرانی‌های وی هجمه سختی را علیه او آغاز کردند و این هجمه تا امروز نیز بویژه در رسانه‌های دیداری ادامه پیدا کرده است. آنها با این هجمه و تخریب وجهه نصرالله سعی دارند چهره پیروز او را مخدوش سازند و روحیه بخشی وی از حضور علنی در جمع مردم را برعکس جلوه دهند و روحیه مردم را از بین ببرند. این در حالی است که آنها نمی دانند که روحیه مردم بالاتر از آن است که بتوانند آن را مخدوش سازند و عشق آنها به سید حسن نصرالله نیز بیش از آن چیزی است که بتوان با این رسانه‌ها از بین برد.

پروژه تخریب وجهه سید حسن نصرالله نیز شکست خورده و روزی نصرالله در جمع مردم ظاهر خواهد شد تا سخنرانی پیروزی دوم خود را که در آینده محقق خواهد شد، ایراد کند.

محورهای مهم بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع باشکوه بسیجیان

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، ضمن حمایت از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و تاکید بر رعایت خطوط قرمز، فرمودند: یک قدم از حقوق هسته‌ای ملت نباید عقب‌نشینی شود.

سخنرانی مهم حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جمع پرشکوه 50 هزار نفری بسیجیان در مصلای امام خمینی(ره) تهران انجام گرفت

برخی از محورهای مهم بیانات حضرت معظم‌له به شرح زیر است:

*بسیج مظهر عظمت ملت و نیروی کارآمد درونی کشور ماست.

*حماسه زینب کبری(س) مکمل حماسه عاشوراست بلکه به یک معنا حماسه‌ای که بی زینب بوجود آورد، نگه دارنده حماسه عاشورا شد؛ تقارن هفته بسیج با این حماسه بزرگ را مغتنم باید دانست.

*زینب کبری(س) با چنان قدرتی سخن گفت که هم دشمن را تحقیر کرد و هم سختی‌هایی که دشمن تحمیل کرده بود را تحقیر کرد.

*حماسه زینبی در طول تاریخ جریان‌ساز شد؛ حرکت جامعه ما باید زینبی باشد.

*یکی از عوامل مولد این روحیه و صبر در زینب(س) و دیگر اولیاء‌الله صدق است؛ دل را صادقانه به راه خدا سپردن، خیلی مهم است.

دیدار رهبر با بسیجیان

* در جنگ اقتصادی، نظامی و هر میدان دیگری باید در مقابل دشمن ایستاد و پشت به دشمن نکرد تا اراده و عزم شما بر دشمن غالب شود و آنوقت پیروزی از آن شماست و این وعده الهی است.

*عده‌ای نرمش قهرمانانه را دست برداشتن از آرمان‌ها و عقب‌نشینی از اصول تعبیر کردند، این‌ها خلاف و بدفهمی بود؛ نرمش قهرمانانه، مانور هنرمندانه و استفاده از روش‌های متنوع برای دستیابی به مقصود است.

*آیا نظام اسلامی بدنبال جنگ با دیگران است؛ جمله‌ای که از دهان سگ هار نجس منطقه یعنی رژیم صهیونیستی شنیده می‌شود که ایران تهدیدی برای جهان است؛ تهدید جهان آنهایی هستند که جز شر چیزی برای دنیا نداشته‌اند، مانند همین رژیم نامشروع.

*ما می‌خواهیم با همه ملت ها رابطه داشته باشیم. حتی ما با ملت آمریکا هم دشمنی نداریم ما با دولت آمریکا و استکبار مشکل داریم و مبارزه می کنیم استکبار یک واژه قرآنی است امروز رأس استکبار دولت آمریکاست.

* با برخورد غیرخردمندانه در همه عرصه‌ها مخالفیم؛ معتقدیم در همه برنامه‌‌ریزی‌ها باید با درایت و حکمت عمل کرد؛ اگر دوست و دشمن و نظام سلطه را نشناسیم چطور می‌توانیم با درایت حرکت کنیم.

* یکی از ویژگی‌های نظام استکبار، خود برتر بینی است. نتیجه‌ی خود را محور و اصل دانستن، این می‌شود که اجازه دخالت در سایر کشورها را برخود مجاز می‌دانند. دولتمردان آمریکایی طوری حرف می‌زنند که گویا مالک جهانند.

دیدار رهبر با بسیجیان

*شاخص دوم استکبار، حق‌ناپذیری است، نه حرف حق را می‌پذیرند و نه حق ملت‌ها را می‌پذیرند؛ بحث هسته‌ای ایران یک حق مسلم است که هر منصفی با شنیدن استدلال‌ها، قبول می‌کند اما استکبار زیر بار نمی‌رود.

*ویژگی دیگر استکبار اینست که جنایت علیه ملت‌ها را بر خود مجاز می‌داند و برای جان مردم ارزشی قائل نیستند؛ صدها مثال برای این ویژگی وجود دارد، از قتل عام بومیان تا حمله اتمی به هیروشیما.

*در تاریخ دو بار از بمب اتمی استفاده شده که هر دو بارش توسط همین آمریکایی‌هایی صورت گرفت که امروز خود را مسئول جلوگیری از حملات می‌دانند، دلشان هم می‌خواهد که اذهان فراموش کنند که فراموش نخواهد شد.

*یکی دیگر از ویژگی‌های استکبار، فریب‌گری و رفتار منافقانه است، سعی می‌کنند بر تن جنایت‌هایشان، لباس خدمت بپوشانند.

*ادعای حقوق بشر می‌کنند بعد هواپیمای مسافربری ایران را می‌زنند و 300 نفر را به قتل می‌رسانند، عذرخواهی که نمی‌کنند به آن نفر مدال هم می‌دهند؛ می‌گویند قتل‌عام در هیروشیما هزینه پایان دادن به جنگ جهانی بوده، در حالیکه 4 ماه قبل آن، جنگ خاتمه پیدا کرده بود.

* جنجال در دنیا راه انداختند که دولت سوریه از بمب شیمیایی استفاده کرده، من قضاوت نمی‌کنم چه کسی استفاده کرده بود، اما همین آمریکا که ادعا می‌کند خط قرمزش سلاح شیمیایی است، 500 تن از همین بمب‌ها به صدام داد.

*استکبار با این ویژگی‌ها نمی‌تواند نظام جمهوری اسلامی را تحمل کند مگر وقتی که مأیوس شود، جوانان و ملت ایران باید کاری کنند که دشمن مأیوس شود.

*برای استکبار سخت است که نظام ایران الگوی مردم منطقه شده، ملتی پیدا شده که نه تنها به آمریکا متکی نیست بلکه در برابر دشمنی‌های مدام آنها، روز بروز قوی‌تر شده است.

*کسی نگوید فلان کار در زمان فلان رئیس‌جمهور آمریکا صورت گرفت، همه‌شان یکی هستند؛ در برابر نظام جمهوری اسلامی یک سیاست دارند، اشتباه آنها اینست که ملت ایران را نشناخته‌اند.

دیدار رهبر با بسیجیان

*در دوران جنگ و بعد از آن و تا امروز، بسیج صداقت خودش را نشان داده و امتحان پس داده است؛ خیلی‌ها دلشان با بسیج است اما عضو مجموعه شما نیستند، آنها هم از نظر ما بسیجی‌اند.

*رفتار شما بسجی‌ها با آحاد مردم که خیلی‌هایشان به معنی کلمه بسیجی‌اند، باید جوری باشد که مایه جلب محبت و احترام برای نظام و کشور باشد؛ در همه جبهه‌های علمی، کاری و همه.

* تنها عامل برطرف کردن مزاحمت دشمن، اقتدار و ایستادگی ملت است.

*از یک طرف اصرار دارم که از مسئولین فعلی در بحث مذاکرات حمایت کنم، نیاز به کمک دارند و من هم کمک می کنم؛ از طرف دیگر اصرار دارم یک قدم از حقوق هسته‌ای ملت نباید عقب‌نشینی بشود، خطوط قرمز باید رعایت شود.

* از تهدیدات دشمن نباید ترسید. بنا دارند بر ملت ایران فشار بیاورند شاید ملت ایران تسلیم شوند. اشتباه می‌کنند، ملت ما را نشناخته‌اند. این ملت تهدید و فشار شما را به فرصت برای خود تبدیل خواهد کرد.

* پاسخ ملت ایران به هرگونه تعرض، پشیمان کننده خواهد بود. آنچنان سیلی به متعرض خواهیم زد که هرگز فراموش نکند.

* تهدید مشمئزکننده نظامی توسط دشمن نشان می‌دهد که تحریم‌ها کارساز نبوده و آنها خودشان هم این را فهمیده‌اند. بجای تهدید کشورها بروید به وضع اسفبار اقتصادی‌تان برسید و فکری برای بدهی‌هایتان بکنید.

* حمایت از رژیم مفلوک صهیونیستی که اسم حیوان را هم برروی آنها نمی‌شود گذاشت، مایه بی‌آبرویی برای اروپایی‌ها خواهد بود. البته ملت فرانسه باید خودش راه علاجی برای آن پیدا کند.

* رژیم صهیونیستی یک رژیم تحمیلی است و هر چیزی با زور بوجود بیاید قابل دوام نیست و این رژیم هم دوام نخواهد آورد.

* در زمینه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، نقاط ضعفی داشته‌ایم که موجب شده دشمن احساس کند می‌تواند رخنه ایجاد کند. از تحریم به عنوان فرصتی برای شناسایی و برطرف کردن نقاط ضعف استفاده خواهیم کرد.

* امروز در درون بسیج، خوشبختانه شخصیتهای برجسته علمی، هنری، اجتماعی، و فعالان سیاسی ممتاز، کم نیستند. بسیج یک مجموعه انسانی روبه رشد و تعالی بوده و بعد از این هم باید باشد.

پشت پرده حمله به سفارت ایران در لبنان

سفارت كشورمان در بیروت دیروز هدف دو حمله تروریستی قرار گرفت كه طی آن دست‌كم 27 نفر كشته و 150 نفر دیگر نیز زخمی شدند.براساس آنچه از سوی منابع رسمی گزارش شده، دو انفجار به فاصله دو دقیقه به وقوع پیوست كه در انفجار اول یك عامل انتحاری با موتورسیكلت به سوی موانع امنیتی سفارت حركت و در حالی كه قصد داشت وارد سفارت شود،‌با محافظان درگیر شد و پس از آنكه نتوانست وارد سفارت شود در مقابل در ورودی خود را منفجر كرد.به‌دنبال این انفجار، تروریست‌ها خودرو بمب‌گذاری شده‌ای را در همان حوالی منطقه الجناح در ضاحیه واقع در جنوب بیروت منفجر كرده‌اند كه خسارت زیادی به ساختمان سفارت ایران و همچنین ساختمان‌های آن محدوده وارد كرده است. به گفته منابع لبنانی، خودرو بمب‌گذاری شده حامل 100 كیلوگرم مواد منفجره بوده است. جالب آنكه این انفجار چند ساعت پیش از دیدار دو تیم فوتبال ایران و لبنان صورت گرفته و این بازی را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داد.

ساعاتی پس از وقوع این انفجار اخبار ضدونقیضی راجع به شهادت حجت‌الاسلام انصاری رایزن فرهنگی كشورمان در لبنان منتشر شد. خبر نخست مبنی بر شهادت انصاری كه از سوی سفیر ایران در لبنان منتشر شده بود بلافاصله از سوی مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه كشورمان تكذیب شد و گفت حال حجت‌الاسلام انصاری به شدت وخیم است. اما پزشكان گفته‌اند علائم حیاتی در وی وجود دارد.در آخرین ساعات دیروز ابتدا شبكه العربیه خبر داد كه وزارت بهداشت لبنان در بیانیه‌ای اعلام كرد ابراهیم انصاری، رایزن فرهنگی ایران در بیروت بر اثر شدت جراحات وارده در انفجار مقابل سفارت ایران به شهادت رسید. این خبر از سوی مقامات وزارت خارجه تایید شده است. همچنین سفارت ایران در لبنان در اطلاعیه‌‌ای گفته كه تعدادی از كارمندان و نگهبانان لبنانی سفارت ایران در بیروت در انفجارها زخمی شده‌اند. ایرنا گزارش داد كه شش نفر از نگهبانان و محافظان سفارت ایران از جمله رضوان فارس(حاج رضا) مسئول حفاظت از سفارت ایران در بیروت و محافظ شخصی سفیر نیز در میان شهدای انفجارهای بیروت هستند.خبرنگار العالم نیز گزارش داد كه چهار پرسنل شبكه خبری العالم در دو انفجار در جنوب بیروت زخمی شدند همچنین «المیادین» و «النشره» اعلام كردند كه در پی انفجار در نزدیكی سفارت ایران سفیر یمن نیز زخمی شده است. براساس این گزارش، او دچار آسیبی سطحی شده است.

گروه هم پیمان القاعده عامل حمله

گروهک تروریستی «عبدالله عزام» مسئولیت انفجارهای امروز نزدیک سفارت ایران در لبنان را برعهده گرفته است. این اما اولین تهدید این گروهک تروریستی علیه ایران نیست.

اما گردان های عبدالله عزام چگونه شکل گرفته اند و با چه هدفی این انفجار را برنامه ریزی کرده اند؟

 این گروه شبه نظامی که در سال 2009 تشكیل شد و در لبنان و شبه جزیره عرب فعالیت داشته و حالا به عنوان یکی از گروه های تروریستی فعال در سوریه، با تروریست ها و معارضان سوری همکاری می کند. این گروهک حدود سه سال پیش به تانكر حامل نفت ژاپن در تنگه هرمز حمله كرد.  آنهاعلاوه بر انفجار سه سال پیش در نفتکش ژاپنی در تنگه هرمز، طی 9 سال اخیر مسئولیت چند حمله مرگبار دیگر را پذیرفته اند. این گروه به عنوان شاخه ای از گروهک تروریستی القاعده شناخته می شود،عبدالله عزام  اهل فلسطین و یکی از مبارزان خارجی بود که در افغانستان با ارتش شوروی می جنگیدند و حدود چهارده سال پیش  بر اثر انفجار بمب  در پاکستان کشته شد. گردان های عبدالله عزام در یکی از اطلاعیه های خود، موجودیت لبنان به عنوان کشوری مستقل را به رسمیت نشناخته و از آن به عنوان بخشی از «بلاد شام» نام برده که نام لبنان برخود نهاده است. این  گروهک ، سه سال پیش و در آستانه سفر «محمود احمدی نژاد» به لبنان هم با صدور اطلاعیه ای تهدید کرده بود که اگر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران پا به خاک لبنان بگذارد، این کشور را به لرزه درخواهد آورد و دست به اقداماتی «خارج از حد تصور» خواهد زد.

انفجار در بیروت

این اطلاعیه حزب الله لبنان را  هم جماعتی معرفی کرده بود که طرح ایران را برای تبدیل بلاد شام به کشوری شیعه اجرا می کند و حزب الله را تهدید کرده که در بیروت و بنت جبیل و قانا، سه شهر لبنانی که قرار است آقای احمدی نژاد از آنها دیدن کند، هدف حمله قرار خواهد گرفت. تهدیدی که البته هیچ وقت عملی نشد.

روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هم سال گذشته در مقاله ای،  با اشاره به این موضوع که گروه تروریستی عبدالله عزام، حزب‌الله و دیگر گروه‌های مقاومت را تهدید کرده «در صورتی که همچنان به حمایت خود از نظام سوریه ادامه دهند، آنها را مورد حمله قرار خواهد داد» از این اتفاق ابراز خوشنودی کرد تا به نوعی این گروهک را هم پیمان خود معرفی کند.

واکنش‌ها

انفجار در مجاورت سفارت ایران در بیروت با واکنش‌های جهانی همراه بود.

جان کری وزیر امور خارجه آمریکا  بمبگذاری و انفجار بیروت در نزدیکی سفارت ایران را  بی معنی و «نفرت انگیز» خواند و محکوم کرد و از همه طرفها خواست از تحقیق لبنان درباره این عمل حمایت کنند.

  کری گفت: ایالات متحده بسیار خوب از هزینه تروریسم که دیپلماتهای ما را در سراسر دنیا تهدید می کند آگاه است، و قلب ما - بعد از این حمله خشونت بار توجیه نشدنی - برای مردم ایران می تپد.»

دیریک بلامبلی، نماینده دبیرکل سازمان‌ملل، در بیانیه‌ای حمله تروریستی در بیروت را محکوم و همه را به خویشتن‌داری دعوت کرد.

دولت سوریه نیز با صدور بیانیه‌ای این حادثه را محکوم و اعلام کرد که اینگونه اقدامات بوی نفت و دلار می‌دهد.

نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب هم با محکوم‌کردن این حادثه و ابراز همدردی با مردم و دولت لبنان بر ضرورت تلاش برای متوقف‌کردن تروریسم تاکید کرد.

فرانسوا اولاند، ریاست‌جمهوری فرانسه هم "با قاطعیت تمام" انفجار در بیروت را محکوم کرد.

ویلیام هیگ، وزیر امورخارجه انگلیس نیز حمله تروریستی هولناک به سفارت ایران در بیروت را که موجب کشته و زخمی‌شدن تعداد زیادی از مردم لبنان شد، محکوم و این حادثه را به قربانیان آن تسلیت گفت.

علی مقداد، نماینده حزب‌الله هم اعلام کرد: به آنها که این حمله را انجام دادند می‌گوییم که نمی‌توانید ما را شکست دهید. ما پیامی را دریافت کردیم که فرستنده آن را می‌شناسیم و می‌دانیم چگونه تلافی کنیم.

فواید سینیوره، نخست‌وزیر پیشین لبنان با صدور بیانیه‌ای حمله به سفارت ایران را محکوم و آن را جنایتی هولناک و تروریستی توصیف کرد.

گزینه های جدی ۶ استانداری معرفی شده به هیئت دولت + سوابق

روز گذشته عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در نشستی خبری از بررسی پرونده 6 استانداری بوشهر، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی در جلسه چهارشنبه هیئت دولت خبر داد. 

درحال حاضر 10 استان کشور توسط استانداران احمدی‌نژاد اداره می‌‌شوند، که بنابه گفته وزیر کشور تا هفته آینده تمامی استانداران انتخاب و معرفی می‌شوند.

از محمد امین رضازاده و قربان‌علی سعادت به عنوان جدی ترین‌ گزینه‌های استانداری آذربایجان غربی، عبدالمحمد زاهدی گزینه‌ جدی استانداری کردستان، جاسم جادری و علی معلمی‌پور گزینه‌های جدی استانداری هرمزگان، علی‌اوسط هاشمی و ابراهیم رضایی بابادی گزینه‌های جدی استانداری کرمانشاه، حمیدرضا مومنی و عابدین پاسندی به عنوان جدی‌ترین گزینه‌های استانداری سیستان و بلوچستان و عبدالرحمن ندیمی بوشهری و اسماعیل تبادار به عنوان جدی‌ترین گزینه‌های استانداری بوشهر نام برده می‌شود. 

کارنامه کاری و سوابق گزینه‌های جدی این 6 استانداری را در ادامه می‌خوانید. 

قربانعلی سعادت / گزینه‌ استانداری آذربایجان غربی

وی رکورددار بیشترین استانداری در کشور است به نحوی که حدود 15 سال به ترتیب در استانهای آذربایجان غربی، قم و لرستان از سال 69 تا 84 خدمت کرده است.

قربانعلی سعادت استانداری در دوره سازندگی و اصلاحات را در زرومه کاری خود دارد.

وی اصالتاً متولد روستای قره باغ در اطراف ارومیه است و از سال 60 تا 62 مدیریت جهاد سازندگی آذربایجان غربی را بر عهده داشته است.

سعادت سال 64 به عنوان معاون امور استانهای وزارت جهاد سازندگی منصوب شد و تا سال 64 در این مسئولیت خدمت کرد.

وی از سال 64 تا میانه های سال 69 معاون سیاسی امنیتی استاندار آذربایجان غربی بود و متعاقب این سمت، دوره 15 ساله استانداری را آغاز کرد.

قربانعلی سعادت با روی کار آمدن دولت های نهم و دهم از کار دولتی فاصله گرفت و مدیرعاملی شرکت حساب 100 امام (ره) وابسته به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را عهده دار شد.

آخرین مسئولیت اجرایی وی چندی پیش و پس از روی کار آمدن دولت یازدهم با پذیرش مدیرعاملی منطقه آزاد تجاری ماکو آغاز شد و هم اینک در این مسئولیت مشغول به‌کار است.

محمدامین رضازاده/ گزینه‌ استانداری آذربایجان غربی

وی متولد سال 1344 در شهرستان نقده و کارشناس ارشد حقوق خصوصی و دانشجوی دکتری حقوق خصوصی است که مسئولیت فرمانداری خوی را به مدت4سال در دوره اصلاحات بر عهده داشته است.

فرمانداری ماکو در همین دوره از دیگر مسئولیت‌های اجرایی رضازاده است.

وی دو سال عضو هیأت علمی، مربی پژوهشی و مدیر برنامه‌ریزی و توسعه جهاد دانشگاهی شهید بهشتی بود و هم اینک عضو هیأت علمی، مدرس و مدیر گروه حقوق قضائی- دانشگاه جامع علمی کاربردی در آذربایجان غربی است.

مدیر کلی بازرسی و نظارت استان آذربایجان غربی به مدت 2سال از دیگر فعالیت‌های رضازاده است.

عبدالمحمد زاهدی / گزینه‌ استانداری کردستان

زاهدی 2 سال مسئول امور استان‌های وزارت کشور، 4 سال و 6 ماه معاونت سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان و نزدیک به 7 سال معاونت سیاسی استانداری کرمانشاه را بر عهده داشته است.

وی در کارنامه کاری خود، سابقه  8 سال استانداری استان‌های ایلام، چهارمحال و بختیاری و استان مرکزی را نیز دارد.

آخرین سمت اجرایی که زاهدی عهده‌دار آن بوده استانداری استان مرکزی در سال 84 و قبل از روی کار آمدن دولت نهم بوده است.

عبدالمحمد زاهدی لیسانس علوم سیاسی و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت دولتی است.

وی از سال 60 به عنوان کارشناس وارد وزارت کشور شده و 3 سال در آن پست خدمت کرده است.

جاسم جادری/ گزینه‌ استانداری هرمزگان

جاسم جادری گزینه مطرح استانداری هرمزگان در روز اول فروردین‌ماه 1336در کوی مشروطه سوسنگرد، در یک خانواده مذهبی و ساده به‌دنیا آمد.

در سال 1363 به عنوان عضو شورای مرکزی جهادسازندگی دشت آزادگان(مسئول روابط عمومی و امور جنگ) منصوب و در اواخر سال سال 1365به عنوان مسئول روابط عمومی گردان بدر مهندسی جنگ جهادسازندگی خوزستان در جبهه‌های جنگ و بعد از 3 ماه به عنوان مسئول ستاد گردان مذکور و سپس مسئول ستاد تیپ مهندسی جنگ جهاد خوزستان منصوب شد.

در سال 1366به دعوت رئیس ستاد مهندسی قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) به عنوان جانشین رئیس ستاد مشغول انجام وظیفه شد اما بدلیل دعوت مسئولین شهرستان از ایشان جهت تقبل مسئولیت نمایندگی مردم در مجلس مجبور به استعفا گردید و در دوره سوم مجلس شورای اسلامی از حوزه‌ی دشت آزادگان در مرحله دوم به عنوان نماینده مردم شریف دشت آزادگان انتخاب شد.

وی در دوره سوم به عنوان مخبر کمسیون و نائب رئیس کمسیون نهادهای انقلاب انجام وظیفه نمود و در دوره چهارم مجلس نیز با اکثریت قاطع آراء برای دومین بار توسط مردم انتخاب شد و این با عضو کمسیون نیرو، مخابرات و انرژی اتمی شد.

در دوره پنجم نیز در مرحله اول و با اکثریت آراء انتخاب و نائب رئیس کمسیون نیرو و مخابرات و عضو کمسیون تلفیق بودجه(کمسیون تخصصی  تنطیم بودجه کشور) در مجلس شورای اسلامی شد.

بعد از پایان دوره پنجم مجلس، ابتدا به عنوان مشاور وزرای معادن و فلزات و نیرو و نیز سپس به عنوان مدیرکل مجلس و مسئولیت معاونت امور مجلس و پشتیبانی وزارت نیرو را پذیرفت.

وی در این مدت عضو هیئت مدیره و معاون بازرگانی شرکت ملی و صنایع مس ایران و عضو هیئت مدیره شرکت آلومینیوم ایران و مشاور مدیرعامل پخش و پالایش فرآورده‌های نفتی مشاور رئیس سازمان توسعه معادن ایران و مشاور مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان بود.

جاسم جادری در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری مسئولیت ستادهای انتخاباتی حسن روحانی در استان خوزستان را بر عهده داشته است و گفته می‌شود عملکرد خوبی را برای تبلیغ رئیس‌جمهوری در منطقه حساس خوزستان انجام داده است.

علی معلمی‌پور/ گزینه‌ استانداری هرمزگان

علی معلمی‌پور گزینه دیگر سکانداری استان هرمزگان که این روزها نام او زیاد بر سر زبان مردم هرمزگان آمده است، یکم دیماه 1334 در میناب و در یک خانواده متدین و اصیل مینابی متولد شده است.

در سال 1358 در رشته مهندسی آبیاری و آبادانی فارغ التحصیل شد و در سالهای آغازین پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با قبول مسئولیت خطیر تشکیل و سر و سامان بخشیدن به نهاد ارزشمند انقلاب یعنی جهاد سازندگی اولین مدیریت عملی خویش را تجربه کرد.

پس از آن به‌ دلیل تعطیلی و رکود کارهای مربوط به سد استقلال میناب، تصفیه‌خانه و شبکه آبیاری این شهرستان به پیشنهاد حجت الاسلام متین به شرکت آب و برق رفت و در امر عقد قراردادهای جدید و راه‌اندازی کارها در سه جبهه سد استقلال، شبکه آبیاری و خط لوله آبرسانی، همکاری و اهتمام جدی به عمل آورد.

پس از افتتاح و بهره‌برداری از سد میناب در سال 1363 برای ادامه تحصیل به کشور فرانسه رفت و پس از اخذ فوق لیسانس در رشته مهندسی منابع آب، در سال 1368 موفق به اخذ درجه دکترا در رشته هیدرولوژی(آب شناسی) از دانشگاه پاریس گردید و در سال 1369 مجدداْ به ایران مراجعت کرد و در سال‌های 1371 تا 1381 بعنوان مدیرعامل آب منطقه‌ای هرمزگان انجام وظیفه کرد.

همه، دوران مدیریت او را دورانی درخشان در توسعه آب و کشاورزی استان می‌دانند، زیرا در این زمان طرح‌های بزرگی سرانجام یافتند و طرح‌های بزرگتری پی‌ریزی کردند.

وی در طول 10 سال مدیریت خویش سه بار موفق به اخذ رتبه‌های سوم، اول و دوم در سطح کشور و دو بار مدیر نمونه در سطح استان شد.

معلمی پور، چهره نام آشنایی برای مردم هرمزگان و خصوصا شرق استان است.

وی سابقه نمایندگی مجلس منطقه شرق هرمزگان، در دوره هفتم مجلس را در کارنامه دارد.

علی‌اوسط هاشمی / گزینه‌ استانداری کرمانشاه

علی‌اوسط هاشمی به عنوان یکی دیگر از گزینه‌های استانداری کرمانشاه و به عنوان یکی از گزینه‌های پیشنهادی اصلاح‌طلبان کرمانشاه مطرح است.

از سوابق وی می‌توان به شهردار کنگار، سرپرست فرمانداری گیلانغرب، مدیرکل سیاسی چهارمحال امنیتی استانداری چهارمحال بختیاری، مدیرکل ثبت احوال استان کردستان، معاون سیاسی استاندار کردستان و فرماندار تهران در دولت دوم اصلاحات را در کارنامه خود دارد.

ابراهیم رضایی بابادی/ گزینه‌ استانداری کرمانشاه

بنا به شنیده‌ها ابراهیم رضایی بابادی به عنوان استاندار کرمانشاه از سوی وزیر کشور به هیئت دولت معرفی شده است، حال آنکه وی نه تنها در میان گزینه‌های پیشنهادی نمایندگان کرمانشاه نیست بلکه علی‌رغم تاکید نمایندگان گزینه‌ای غیربومی است.

ابراهیم رضایی بابادی متولد 1333 در آبادان است و پیش از آنکه در سال 1383 به عنوان اولین استاندار خراسان جنوبی معرفی شود از سال 1376 به مدت 7 سال معاون سیاسی امنیتی استانداری تهران را بر عهده داشت.

مدیرکل امور اداری و مالی استانداری آذربایجان شرقی، فرماندار ارومیه، معاون اداری مالی و برنامه‌ریزی استانداری زنجان، معاون اداری مالی و برنامه‌ریزی استانداری تهران، مدیرکل امور اقتصادی و برنامه ریزی وزارت تعاون از دیگر سوابق وی است.

حمیدرضا مومنی / گزینه استانداری سیستان و بلوچستان

حمیدرضا مومنی معاون برنامه ریزی و اداری مالی استانداری خراسان‌رضوی، مدیرکل امور اقتصادی استانداری‌های وزارت کشور، مدیرعامل شرکت کمباین سازی ایران وابسته به سازمان اقتصادی آستان قدس رضوی و عضویت در سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در استانبول را در کارنامه سیاسی ــ اقتصادی را در کارنامه خود دارد.

عابدین پاسندی/ گزینه استانداری سیستان و بلوچستان

عابدین پاسندی نیز سابقه پنج سال فرماندهی ارشد استان سیستان و بلوچستان، مشاور مدیرعامل منطقه آزاد چابهار در سال‌های 75 تا 78، مدیر کمک به مناطق همجوار در منطقه آزاد، چهار سال فرماندهی گردان عملیاتی مالک اشتر، 15 سال فرماندهی سپاه شهرهای مازندران، معاون فرماندار و مشاور استاندار استان گلستان به مدت 10 سال، عضو کانون متفکران ایران، مدیر علمی آموزشی نخبگان شریف و نویسندگی 14 جلد کتاب در موضوعات سیاسی و اقتصادی را در کارنامه اجرایی خود دارد.

عبدالرحمن ندیمی بوشهری / گزینه استانداری بوشهر

ندیمی بوشهری که به ‌عنوان گزینه سه نماینده از چهار نماینده استان بوشهر است، در کارنامه خود استانداری بوشهر در سال 71 در دوره ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را دارد.

ندیمی بوشهری تا 22مهر ماه 76 استاندار بوشهر بود و در میان استانداران در بوشهر با 5 سال مدیریت بیشترین دوره استانداری بوشهر را داشته است.

از سوابق ندیمی بوشهری می توان به مدیرکلی نظارت بر بانک‌‏ها و مؤسسه‌‏های اعتباری بانک مرکزی، مشاور رئیس کل بانک مرکزی، عضویت در هیئت مدیره و مدیرعامل بانک صنعت و معدن، قائم مقام سازمان منطقه آزاد کیش و معاونت اداری مالی بانک مرکزی را اشاره کرد.

وی همچنین در دولت گذشته، به عنوان مشاور وزیر نفت و رئیس کمیته سرمایه گذاری وزارت نفت بود.

 اسماعیل تبادار/ گزینه استانداری بوشهر

اسماعیل تبادار معاون امورعمرانی استانداری‌ بوشهر و ازسال 81 تا آذر 84 استانداری بوشهر را در کارنامه خود دارد.

واکنش ها به انفجار در نزدیکی سفارت ایران

حجت الاسلام والمسلمین « ابراهیم انصاری» براثر شدت جراحات وارده ناشی از انفجار تروریستی مقابل سفارت ایران در بیروت به شهادت رسیده است.رایزن فرهنگی ایران در بیروت برای مداوا به بیمارستانی در پایتخت لبنان منتقل شده بود اما تلاش های پزشکی نتیجه نداد و به شهادت رسید.«علی حسن خلیل» وزیر بهداشت لبنان ساعتی قبل از به شهادت رسیدن «ابراهیم انصاری» رایزن فرهنگی ایران در بیروت خبر داده بود.بر اثر دو انفجار تروریستی امروز مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت 23 نفر شهید حدود 150 تن زخمی شده اند.


دو انفجار شدید در نزدیکی سفارت ایران در بیروت با واکنش های گسترده روبه رو شده است. ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلیس، دولت فرانسه و اتحادیه عرب این انفجارها را محکوم کردند. 

 انفجار بمب در منطقه بئرالحسن در الجناح در حومه جنوبی نزدیکی سفارت ایران در بیروت 23کشته به همراه داشت. در این دو انفجار تا این لحظه بیش از 146 نفر زخمی شدند.

در ساعات اولیه این انفجارها منابع خبری از شهادت رایزن فرهنگی ایران خبر دادند اما ساعتی پیش وزارت امورخارجه ایران این موضوع را تکذیب کرد. مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه عنوان کرد: «حجت الاسلام و المسلمین ˈ ابراهیم انصاری ˈ در بیروت شهید نشده است، اما حال ایشان وخیم است.»

همچنین خبرگزاری ها از زخمی شدن نگهبانان سفارت ایران و چهار عضو تیم خبری العالم خبر دادند. 

گروهک تروریستی «عبدالله عزام» وابسته به القاعده مسئولیت این انفجار را به عهده گرفته است. رهبر گردان عبدالله عزام هشدار داده که حملات در لبنان تا زمانی که ایران نیروهای خود را از سوریه خارج نکرده ادامه خواهد داشت. ایران حضور نیروهای خود در سوریه را رد می کند.

انفجارهای امروز بیروت با واکنش های گسترده همراه بوده است. پس از این انفجار وزیران اطلاع رسانی و بهداشت و تعدادی از نمایندگان لبنان از محل انفجار بازدید کردند. 

غضنفر رکن آبادی سفیر ایران در لبنان رژیم اسرائیل را به عنوان عامل این انفجار معرفی کرد. در همین حال علی عمار، از مقامات حزب الله لبنان به رویترز گفت: "هرکس این اقدام را انجام داده یک تروریست وحشی است. پیام این است که مقاومت را تا شکست اسرائیل و تروریست‌ها ادامه خواهیم داد."

علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز ضمن محکوم کردن این انفجارها، این اقدام را نشانه استیصال رژیم صهیونیستی و گروه‌های تروریستی هم‌سو با این رژیم و موجب تنفر روزافزون افکار عمومی جهان از حامیان این اقدامات دانست. 

دولت سوریه نیز  این انفجارها را به شدت محکوم کرد و سازمان اطلاعات رژیم اسرائیل و عربستان را عوامل آن معرفی کرد. اما تساکی هانگبی، عضو ارشد کمیته روابط خارجی و دفاعی مجلس اسرائیل ادعاکرد که این رژیم  هیج نقشی در انفجارهای امروز بیروت نداشته و این انفجارها ناشی از دخالت‌های حزب الله لبنان در بحران سوریه است.

نبیل العربی دبیر کل اتحادیه عرب در سخنرانی اختتامیه این اتحادیه و اتحادیه آفریقا انفجار تروریستی در نزدیکی سفارت ایران در بیروت را محکوم کرد.

وی همچنین با «میشل سلیمان» رئیس جمهور لبنان و مردم این کشور ابراز همدردی کرد و افزود که باید همه تلاش های بین المللی برای مبارزه و توقف تروریسم در منطقه به کار گرفته شود زیرا منطقه خاور میانه به ثبات نیاز دارد.

سفارت مصر در بیروت نیز هرگونه اقدامی که به بروز نا امنی در لبنان منجر شود را محکوم کرد.  ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه انگلیس هم انفجارهای امروز بیروت در برابر سفارت ایران را محکوم کرده و به خانواده‌های قربانیان تسلیت گفته است.

دولت فرانسه نیز با انتشار بیانیه این انفجارها را محکوم کرد.
خبر گزاری رویترز اعلام کرد القاعده مسئولیت حمله به سفارت ایران در بیروت را پذیرفت. دو عامل انتحاری که قصد داشتند به سفارت ایران در بیروت حمله کنند خود را در مقابل سفارت منفجر کردند که در این دو رویداد دست‌کم 23 تن کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. سفیر ایران نیز از شهادت "ابراهیم انصاری" رایزن فرهنگی سفارت ایران خبر داد.

به گزارش خبرگزاری رویترز،‌ بر اساس آمارهای اولیه در این انفجار‌ها که در منطقه "الجناح" در ضاحیه واقع در جنوب بیروت و صبح امروز (سه‌شنبه) رخ داده، دست‌کم 23 تن کشته و حدود 146 تن دیگر زخمی شده‌اند.

انفجارها در 10 متری سفارت ایران به وقوع پیوست و خسارات زیادی به ساختمان سفارت ایران در بیروت وارد شد.

در این انفجارها 12 خودرو در آتش سوخت و شش ساختمان در اطراف سفارت ایران نیز دچار خساراتی شدند.

از سوی دیگر یک گروه وابسته به القاعده مسئولیت حمله به سفارت ایران را برعهده گرفت.

خبرگزاری رویترز اعلام کرد که گردان‌های عبدالله عزام، که از شبه نظامیان وابسته به القاعده هستند مسئولیت حمله به سفارت ایران در بیروت را برعهده گرفتند.

بنا به اعلام منابع خبری این حمله در واکنش به حوادث سوریه صورت گرفته است.

دو انفجار به فاصله دو دقیقه به وقوع پیوسته که در انفجار اول یک عامل انتحاری با موتورسیکلت به سوی موانع امنیتی سفارت حرکت کرده و خود را منفجر کرده و در انفجار دوم یک عامل انتحاری با خودروی "رنو" بمب‌گذاری شده‌اش خود را منفجر کرد. پس از انفجار نیروهای امنیتی اطراف محل انفجار را محاصره کردند.

در همین حال به گزارش سایت النشره، سفارت ایران از سلامت غضنفر رکن آبادی، سفیر ایران در لبنان خبر داده و عنوان داشته که خود سفارت هدف قرار نگرفته است. با این حال شبکه العالم و خود سفیر از شهادت ابراهیم انصاری، رایزن فرهنگی سفارت ایران خبر دادند.

شبکه المیادین نیز گزارش داد که بر اثر این انفجارها، سفیر یمن در لبنان جراحت‌های سطحی برداشته است.

از سوی دیگر نجیب میقاتی، نخست وزیر دولت موقت لبنان از اداره مدیریت بحران و بلایای طبیعی خواسته تا جلسه اضطراری تشکیل دهند.

وی ضمن تماس با سفیر کشورمان، این اقدام را عملی بزدلانه و تروریستی دانست. نخست وزیر لبنان هم‌چنین از نیروهای امنیتی خواسته به سرعت تحقیقات خود را آغاز کنند.

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این انفجارها را برعهده نگرفته اما سفیر ایران در لبنان گفته است که اسرائیل عامل این بمب‌‎گذاری است.

در همین حال شخصیت‌های ارشد و گروه‌های مختلف لبنان انفجار امروز جنوب بیروت را به شدت محکوم کردند.

به گزارش سایت اینترنتی النشره، تمام سلام، نخست‌وزیر مکلف لبنان انفجار منطقه الجناح در بیروت را محکوم کرده و عنوان داشت، این انفجار یک جنایت تروریستی است که به دنبال جنایات‌ها و اقدامات خرابکارانه در مناطق مختلف کشور رخ داده است که هدف از آن بر هم زدن ثبات و وحدت ملی لبنان است.

وی تصریح کرد: بهترین پاسخ به عاملان این طرح‌ها که خون مردم را در الجناح ریختند، صبر و پر کردن تمام شکاف‌ها در عرصه وحدت ملی کشور است.

نخست‌وزیر مکلف لبنان از تمام مسئولان لبنانی خواست تا میزان تنش‌ها در کشور را کاهش دهند و لبنان را از تمام اقداماتی که به بر هم زدن ثبات و امنیت آن می‌انجامد، دور کنند.

تمام سلام اظهار امیدواری کرد که دستگاه‌های امنیتی لبنان به انجام تحقیقات درخصوص این انفجار تروریستی بپردازند و عاملان آن را شناسایی و آنها را محاکمه کنند.

این مقام لبنانی همچنین با غضنفر رکن‌آبادی، سفیر ایران در لبنان تماس تلفنی گرفت و از سلامتی وی و کادر سفارتخانه ایران اطمینان حاصل کرد.

در همین راستا، امین الجمیل، رئیس حزب الکتائب انفجار الجناح را که شهروندان را هدف قرار داد، محکوم کرد و عنوان داشت که این انفجار در راستای اقدامات تروریستی و توطئه‌هایی است که لبنان را هدف قرار می‌دهد.

وی تاکید کرد: هدف قرار دادن هر منطقه‌ای به معنای هدف قرار دادن تمام مناطق و اقشار لبنان است.

امین الجمیل همچنین به خانواده‌های قربانیان تسلیت گفت و برای مجروحان این حادثه آرزوی سلامتی کرد.

در همین راستا، علی عمار، از اعضای فراکسیون وابسته به مقاومت در پارلمان لبنان انفجار منطقه جناح را یک جنایت تروریستی خواند و خطاب به عاملان این انفجار گفت: هر چقدر که شما بیشتر دست به کشتار ما و مردم ما بزنید مردم ما بیشتر آگاه می‌شوند.

هم‌چنین جنبش الامه تاکید کرد که انفجار جناح در راستای خدمت‌رسانی به رژیم صهیونیستی و طرح‌های تکفیری و جنایتکارانه در منطقه است.

علی المقداد از اعضای فراکسیون وفا به مقاومت در پارلمان لبنان نیز اظهار کرد که این انفجار نمی‌تواند قدرت محور مقاومت را در هم بشکند.

هانی قبیسی، از نمایندگان لبنانی نیز خاطرنشان کرد که این انفجار یک اقدام تروریستی است که بدون استثنا تمام لبنانی‌ها را هدف قرار داده است.

این مقام لبنانی عنوان داشت که ثبات در لبنان مورد تهدید واقع شده است.

ماهر حمود، از ائمه مساجد در صیدا نیز این انفجارها را به شدت محکوم کرده و اظهار داشت، جریان تکفیری در منطقه در این جنایت دست دارد.

وی تاکید کرد: عاملان این اقدامات بیمار بوده و این انفجار بخشی از تصمیم اسرائیل برای ناآرام کردن منطقه است.

هم‌چنین سعد الحریری، نخست‌وزیر پیشین لبنان (رهبر جناح طرفدار غرب) نیز این اقدام را اقدامی تروریستی توصیف کرده و به شدت محکوم کرد. وی تاکید کرد که لبنان باید از چنین حوادثی دور نگه داشته شود.

عمران الزعبی، ‌وزیر اطلاع‌رسانی سوریه نیز انفجار مذکور را محکوم کرده و اعلام کرد که از این انفجار "بوی نفت و دلار" می‌آید. وی هم‌چنین سازمان اطلاعات عربستان و رژیم صهیونیستی را مسوول انفجار مذکور دانست.


فیلم مرتبط با این انفجار را که شبکه المنار منتشر کرده می توانید در اینجا ببینید.  شبکه روسیا الیوم نیز تصاویر و فیلم مرتبط با این انفجارهای تروریستی را منتشر کرده کرد.

 





















 در شرایطی که منطقه خاورمیانه ، شاهد تلاش های وسیع و گسترده در مسیر صلح و حل و فصل بحران های منطقه ای، با محوریت ایران است، دو انفجار نسبتا بزرگ در پایتخت بیروت و در نزدیکی سفارت ایران در این کشور، توجه جهانی را به خود جلب کرد.
به گزارش ایرنا، منطقه محل عملیات تروریستی امروز سه شنبه در بیروت، لحظاتی پس از انفجارها، به سرعت از سوی نیروهای نظامی و امنیتی لبنان محاصره شد و آمبولانس ها و خودروهای امدادی آژیرکشان در این منطقه به حرکت درآمدند.

گزارش ها حاکی است ، یک عامل انتحاری که قصد داشت وارد سفارت ایران در بیروت شود، با محافظان سفارت درگیر شده و پس از آنکه نتوانست وارد سفارت شود، در مقابل در ورودی خود را منفجر کرد.

تروریست ها ، به دنبال این انفجار، خودرو بمب گذاری شده ای در همان حوالی را منفجر کردند که بر اثر این دو عملیات تروریستی تا کنون 23 تن به شهادت رسیده و بیش از 140 نفر هم زخمی شدند.

در این عملیات تروریستی، ابراهیم انصاری رایزن فرهنگی ایران هم به شهادت رسید.

به گزارش خبرنگاران ایرنا، پایتخت لبنان برای ساعاتی طولانی پس از انفجار، در شوک بسر برد و رسانه های این کشور، بویژه شبکه های تلویزیونی، برنامه های عادی خود را قطع کرده و به پوشش حادثه رخ داده پرداختند.

این حادثه ، بازار و محیط های کسب و کار را نیز تحت تاثیر قرار داد و شهروندان لبنانی در پی دریافت جزییات بیشتری از این حادثه و علل آن بودند؛ از فروشگاهها تا وسایل نقلیه عمومی!

خیلی از لبنانی ها روز سه شنبه به محض اطلاع از وقوع انفجارها، تلاش کردند خود را به منطقه محل عملیات تروریستی برسانند؛ عده ای برای کمک رسانی و گروهی نیز از سر کنجکاوی، با این حال فرماندهی ارتش لبنان که در ماههای اخیر با چند انفجار تروریستی دیگر نیز روبه رو بوده ، در بیانیه ای به بیروتی ها هشدار داد که احتمال تکرار انفجارهای دیگر در منطقه سفارت ایران در بیروت وجود دارد. این اطلاعیه از مردم خواست که در محل انفجار تجمع نکنند.


در حملۀ تروریستی که روز سه شنبه در مقابل سفارت ایران در بیروت صورت گرفت، متأسفانه علاوه بر کشته شدن ابراهیم انصاری، رایزن فرهنگی کشورمان، دهها تن دیگر کشته و زخمی شدند. عاملان این حملۀ تروریستی هنوز مشخص نیستند، اما کارشناسان و ناظران با توجه به پیشینۀ وقوع چنین حوادثی در لبنان، آن را متأثر از بحران سوریه و آتش افروزی های سلفی های تکفیری می دانند.
خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با حسین رویوران، کارشناس خاورمیانه علل و پیامدهای حملۀ تروریستی در مقابل سفارت ایران را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه می خوانید:
حسین رویوراندربارۀ ماهیت این حملۀ تروریستی برایمان بگویید.
من تصور می کنم این اقدام در چهارچوب اختلافات سیاسی که صحنه لبنان را در ارتباط با حوادث سوریه در برگرفته، صورت می گیرد. جامعه لبنان امروز دچار نوعی دوگانگی شده است. برخی گروهها طرفدار دولت سوریه هستند مانند حزب الله که سوریه را بخشی از مقاومت می دانند و همچنان از آن حمایت می کنند. در همین چهارچوب است که نیروهای حزب الله در سوریه حضور دارند.
در مقابل برخی گروههای سلفی سنی تکفیری لبنان هستند که آنها نیز به گونه ای در سوریه حضور دارند و در کنار معارضه با دولت سوریه می جنگند. این دوگانگی که در سوریه وجود دارد، در لبنان نیز متأسفانه به صورت جدی دیده می شود. بسیاری از اتفاقات اخیر در لبنان نیز به همین شکاف سیاسی باز می گردد از جمله انفجار ضاحیه که متأثر از همین امر است. من تصور می کنم این اقدام به سلفی های تکفیری در لبنان باز می گردد که برخی از نیروهای مخالف سوری نیز در میان آنها حضور دارند.
هدف از این اقدام تروریستی چه بوده است؟
این گروهها با این هدف این اقدام تروریستی را انجام دادند که از ایران و حزب الله انتقام گرفته باشند. چون این دو در حال حمایت از محور مقاومت هستند. این اقدام تروریستی همانند سایر کارهایی است که این گروهها انجام داده اند. آنها به جای اینکه با منطق گفتمان خود را پیش ببرند، متأسفانه با استفاده از زور، عملیات انتحاری، بمب گذاری سعی شان بر اینست که طرف مقابل را به گونه ای مرعوب کنند.
پیامدهای این حمله چه می تواند باشد؟
علیرغم اینکه این حادثه تلخ است و شهدای بسیاری نیز داشته ایم، اما تصور نمی کنم که این کار بتواند سیاست ایران در حمایت از محور مقاومت در مقابل اسراییل تغییر دهد. تنها نتیجۀ این اقدامات وحشیانه و خشونت بار سلفی های تکفیری اینست که ماهیت این گروهها و جریانها را برای مردم لبنان به طور کامل آشکار می کند.
چند روز پیش یکی از فرماندهان رژیم صهیونیستی از وقوع جنگ در آینده ای نزدیک با لبنان خبر داده بود، با توجه به ابعاد سنگین حملۀ تروریستی آیا می توان گفت که این حمله تروریستی در همین راستاست؟ آیا این نوعی اعلام جنگ نیست؟
بله. این نوع عملیات ها به گونه ای اعلام جنگ به ایران است و انجام چنین عملیاتی قطعاً با واکنش ایران و همپیمانان ایران در لبنان مواجه خواهد شد. این حرکت شنیع عملی نیست که ایران آن را بپذیرد و یا از آن چشم پوشی کند؛ حتی اگر ایران هم چشم پوشی کند، حزب الله قطعاً در مقابل آن سکوت نخواهد کرد.
در مورد انفجار ضاحیه نیز حزب الله آنقدر پیگیری کرده بود که در نهایت عوامل آن را پیدا کردند و جالب اینکه خود سلفی های تکفیری عوامل حمله را از بین بردند و کشتند برای اینکه بقیۀ عوامل کشف نشوند. در هر حال این یک اقدام جنایتکارانه و تروریستی علیه یک مرکز فرهنگی و دیپلماتیک است و تحت هیچ عنوانی نمی تواند قابل توجیه باشد.
با توجه به فضای حاکم بر منطقه، آیا باید در آینده منتظر بروز حوادثی از این دست بود؟ با توجه به اینکه ایران نیز روزهای حساسی را در پیش دارد و اسراییل نیز در حال نشان دادن چنگ و دندان به ایران است، آیا در آینده باید منتظر تشدید تنش های منطقه ای در کانون های بحران بود؟
این دوگانگی اتفاقا یک امر طبیعی است و از زمان جنگ 33 روزه در منطقه شفاف تر و روشن تر شده است. طرفداران جریان سازش و مقاومت مشخص هستند؛ در نهایت این تقابل چیزی نیست که از بین برود به این دلیل که این دو جریان در نهایت در کنار و یا در مقابل اسراییل هستند. آنهایی که ضد اسراییل هستند، نمی توانند موجودیت این رژیم غاصب را به رسمیت بشناسد. من تصور می کنم این تقابل استمرار می یابد و تا زمانی که گفتمانی عقلانی در چارچوب محافل علمی و رسانه وجود نداشته باشد و تقابل خیابانی به این شکل صورت می گیرد، متأسفانه این تقابل استمرار می یابد.


موضع فرانسه در "ژنو 3" چه خواهد بود؟


فرانسوی‌های سودای احیای امپراطوری را دارند که توانستند بر بخش بزرگی از اروپا سلطه پیدا کنند و کشورهای زیادی را تحت فرمان خود درآورد با این حال چون خود می‌دانند که این خواب تعبیر شدنی نیست در همین راستا این کشور تلاش می‌کند در نظام بین الملل نقشی مهم و پررنگ داشته باشد.

این درشرایطی است که فرانسه تا حدود زیادی میدان را برای عرض اندام با وجود رقیبی خسته از سال‌ها جنگ در عراق، افغانستان و این اواخر لیبی آماده دیده است و بر همین اساس درصدد است تا با سبقت از آمریکا خود را به خط مقدم نقش آفرینی در تحولات بین المللی بکشاند.

از این رو مانع تراشی‌های فرانسه در مسیر توافقات احتمالی ایران و گروه ۱+۵ در همین راستا قابل تحلیل و تفسیر است چرا که این کشور به دنبال آن است که اگر توافقی هم قرار است با ایران حاصل شود این توافق با جلب نظر این کشور باشد تا از این طریق نقشی که اکنون در گروه ۱+۵ دارد برجسته‌تر از قبل شود.

 دلایل مانع تراشی‌های فرانسه
فرانسه اکنون با جمهوری اسلامی اسلامی ایران دچار یک نوع اصطکاک منافع در خاورمیانه و به خصوص سوریه شده است در همین راستا این کشور خود را به اردوگاه مخالفان ایران از جمله کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و همچنین اسرائیل نزدیک کرده است.
 
 مواضع و منافع فرانسه با اسرائیل و کشورهای خلیح فارس در یک راستا قرار گرفته است
 البته عواملی هم در تقویت این موضوع اثر گذار بوده‌اند که مهم‌ترین آن افزایش حجم مبادلات و همکاری‌های اقتصادی فرانسه با اسرائیل و کشورهایی حاشیه خلیج فارس به خصوص قطر و عربستان است.

نزدیکی فرانسه به اسرائیل هم تا حدود زیادی بی‌ارتباط به تلاش برای نقش آفرینی این کشور در نظام بین الملل نیست.

 فرانسه تا پیش از دوره سارکوزی تمایل بیشتری به اعراب داشت تا اسرائیل اما از زمان سارکوزی رویکرد تازه‌ای در روابط بین الملل این کشور بنا گذاشته شد که با روی کار آمدن دولت اولاند هم تغییر در آن ایجاد نشده است و آن تمایل بیشتر به اسرائیل به جای اعراب بوده است که این رویکرد تازه هم در راستای نقش آفرینی در صلح اعراب و اسرائیل بوده است.

 فرانسه جدا از آنکه در تلاش است در تحولات هسته‌ای نقش برجسته تری برای خود دست و پا کند در صدد است تا از قبال مذاکرات هسته‌ای از جمهوری اسلامی ایران هم امتیازات جداگانه و بیشتری را هم کسب کند بر همین اساس بخشی از این مانع تراشی‌ها با چانه زنی‌های دو طرف قابل کنترل است.

ا توجه به اینکه فرانسه از کشورهای مهم و تاثیرگذار در اتحادیه اروپا محسوب می‌شود و جمهوری اسلامی ایران برای نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا نیاز دارد که روابط خود با این کشور را بهبود ببخشد از این رو ضروری است که باب تعامل با فرانسه با در نظر گرفتن مصالح و منافع ملی باز شود.

 مانع تراشی‌های فرانسه
 بخش دیگر از این مانع تراشی هم بستگی به توافق طرف‌های اصلی موضوع هسته‌ای ایران دارد یعنی تهران و واشنگتن. اگر دو کشور حول محور طرح و پیشنهادهایی ارایه شده به توافق برسند فرانسه هم چاره‌ای ندارد که آن را بپذیرد و با توافقات ایران و آمریکا همراهی کند.
قرار است دور جدیدی گفت و گو های هسته ای بین ایران و 1+5 روز چهارشنبه در ژنو از سر گرفته شود. این ملاقات متعاقب اجلاس ژنو2 صورت می گیرد که پس از سه روز پر کار بدون دست یابی به نتیجه نهایی پایان گرفت.

به قرار اطلاع آنچه که موجب شد توافق در اجلاس قبلی صورت نگیرد، طرح شروط جدید از سوی وزیر خارجه فرانسه بوده است. آقای لوران فابیوس که با شنیدن خبر عزیمت جان کری از تلاویو به ژنو، سراسیمه عازم این شهر شد از بدو ورود با مصاحبه ها و اتخاذ مواضعی متفاوت با دیگر همتایانش، تخم یاس را در فضای خوشبینانه مذاکرات پراکند و با رفتاری غیر منتظره، مذاکرات را به بن بست کشاند. در این خصوص دو پرسش مطرح است؛ اول این که چرا وزیر خارجه فرانسه دست به چنین اقدامی زد و دوم آنکه موضع فرانسه در گفت و گوهای چهارشنبه چگونه خواهد بود؟

در خصوص پرسش نخست باید متذکر شد که آقای فابیوس از زمان استقرار در وزارت خارجه فرانسه موضعی سرد و سرسختانه ای نسبت به ایران اتخاذ کرده است. موضع سختگیرانه وی موجب شد تا تلاش های اهالی فرهنگ فرانسه برای سفر به ایران با ممانعت وزارت خارجه آن کشور مواجه شود و با کمال تعجب وقتی که به سفارت انگلیس در تهران حمله شد به دستور آقای فابیوس شماری از کارکنان سفارت فرانسه در تهران  و خانواده آن ها ایران را ترک کردند به گونه ای که سفیر جدید فرانسه در ایران بدون کادر لازم و عملا تنها به فعالیت پرداخت و به رغم تلاش های سفرای ایران و فرانسه در پاریس و تهران، روابط دو کشور عاری از رونق گردید.

با وجود پیگیری های سفیر ایران در پاریس، آقای فابیوس تا پیش از مراسم تحلیف آقای دکتر روحانی، حتی حاضر به یک ملاقات جدی کاری با وی نشد. پس از تشکیل دولت آقای روحانی و ملاقات وی با فرانسوا اولاند و نیز در ملاقات دکتر ظریف با وزیر خارجه فرانسه در نیویورک و پاریس، گام های محدودی در جهت توسعه روابط برداشته شد و چنین به نظر رسید که یخ روابط پاریس – تهران به سوی ذوب شدن پیش می رود. البته صاحبان صنایع و بازرگانان فرانسوی و علاقمندان به فرهنگ و ادب ایران برای رساندن صدای اعتراض خود به کاخ الیزه سه سمینار در پاریس تشکیل دادند و سیاست وزیر خارجه فرانسه را به نقد کشیدند و خواستار تجدید نظر وی در رابطه با ایران شدند به خصوص که در تابستان گذشته شایعاتی در محافل رسانه ای و دیپلماتیک و صنعتی و بازرگانی قوت گرفت مبنی بر این که قرار است شرکت های آمریکایی در ایران جای شرکت های فرانسوی را بگیرند که انتشار این شایعات نیز موجب نگرانی بیشتر صاحبان صنایع و تجار فرانسوی شد.

آنگونه که روزنامه لوموند در فردای عدم حصول توافق در گفت و گو های ژنو نوشته است، تلقی آقای فابیوس این بوده که دو هیات ایرانی و آمریکایی در پشت درهای بسته به توافقاتی رسیده اند که فرانسه از آن بی اطلاع بود و با چنین اقدامی عملا پاریس را دور زده اند. اگر این قرائت روزنامه لوموند را بپذیریم تغییر موضع فرانسه در مذاکرات در واقع از نوعی دلخوری سرچشمه گرفته است.

البته توافق تهران – واشنگتن بدون اطلاع هیات فرانسوی در ژنو بعید به نظر می رسد زیرا رییس جمهور ایران از زمان پذیرش مسئولیت، همواره گفته است که تهران علاقمند است با اروپا و به ویژه با فرانسه روابط خود را گسترش دهد ضمن اینکه چهارچوب و هدف نهایی مذاکرات ژنو برای هیات ایرانی از پیش ترسیم شده و شخص وزیر خارجه ایران نیز آشکار و پنهان نگفته است که قصد دارد پاریس را دور بزند و با توافق یکجانبه با واشنگتن مسئله هسته ای را حل کند. عملا نیز چنین خواسته ای امکانپذیر نیست زیرا طرف های مذاکره با ایران همان کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (به جز آلمان) می باشند.

البته دلایل دیگری در ورای مذاکرات ژنو وجود دارد که به روابط پاریس واشنگتن بر می گردد؛ عدم همراهی اوباما با فرانسوا اولاند در حمله به سوریه و تنها گذاشتن پاریس در بحران سوریه یکی از آن دلایل است. دلیل دوم، فاش شدن شنود مکالمات فرانسوی ها از سوی سرویس های جاسوسی آمریکاست که در فرانسه فضای غافلگیرانه ای ایجاد کرده است که چگونه دولت آمریکا در پایتخت یکی از متحدان استراتژیک خود مکالمات میلیون ها شهروند فرانسوی از جمله مقامات بلند پایه این کشور را شنود کرده است. دو دلیل دیگر را که در یادداشت دوشنبه قبل با عنوان "فرانسه، اسرائیل و مذاکرات ژنو" ذکر کردیم لحاظ منافع رژیم صهیونیستی و شماری از شیوخ ثروتمند منطقه خلیج فارس توسط فرانسه می باشد که مختصرا به آن ها اشاره شد.

اگر خبر امروز مبنی بر سفارش 50فروند هواپیمای ایرباس مدل super jumbo A380 توسط کشور امارات عربی متحده به مبلغ 20میلیارد دلار و سفارش 5 فروند هواپیمای ایرباس مدل ای 330 توسط قطر به مبلغ 1.1 میلیارد دلار را که در نمایشگاه هوایی دبی صورت گرفته است لحاظ کنیم می توان به موضع اخیر پاریس در مذاکرات ژنو بهتر پی برد.

همچنین اظهارات عصر یکشنبه فرانسوا اولاند در فرودگاه تلاویو و مصاحبه مطبوعاتی او همراه با نتانیاهو گویای آن است که رییس جمهور فرانسه با مواضع سرسختانه ای که در مقابل ایران اتخاذ کرده در واقع به دنبال آن است که برای فرانسه و اتحادیه اروپا در مذاکرات صلح خاورمیانه جای پای تازه ای باز کند. برخلاف نیکلا سارکوزی که در  دیدار از رام الله فقط به دیدار با محمود عباس بسنده کرد، آقای اولاند قرار است تاج گلی بر سر مزار یاسر عرفات نیز بگذارد.

اکنون با اینکه اتحادیه اروپا سالانه 300 میلیون یورو به تشکیلات خودگردان فلسطین کمک می کند، این اتحادیه هیچ نقشی در بحران فلسطین ایفا نمی کند. فرانسه زیر حکومت سوسیالیست ها در نظر دارد همانند فرانسه زمان فرانسوا میتران که در سال 1982 از تلاویو دیدار کرد، نقش جدیدی ایفا نماید. مشکل دیگر رییس جمهور فرانسه این است که در زمانی موضع سرسختانه در مذاکرات ژنو اتخاذ کرده که محبوبیت وی در پایین ترین حد قرار دارد؛ از سال 1958 تاکنون هیچ رییس جمهوری در دوره اول ریاست جمهوری خود  تا به این حد تنزل محبوبیت نداشته است.

پاسخ به پرسش دوم که در ابتدای این یادداشت مطرح شد قدری دشوار به نظر می رسد. اگر از سوی واشنگتن و تهران، در مذاکرات ژنو به فرانسه بهای لازم داده شود و پنج قدرت بزرگ طرف مذاکره با ایران موضع همسان و موافق اتخاذ نمایند، فرانسه این بار رای دیگران را وتو نمی کند. با این حال اگر چهار شرطی را که آقای اولاند عصر یکشنبه در تلاویو اعلام کرد حرف آخر فرانسوی ها باشد، حصول توافق در گفت و گو های ژنو3 چندان محتمل به نظر نمی رسد.

وقتی از حقوق هسته ای ملت ایران سخن می رود باید گفت که حفظ دستاوردهای هسته ای، استقلال در تصمیم گیری برای ادامه یا توقف فعالیت ها و عدم پذیرش شرایط تحمیلی از سوی دیگران لااقل سه بند از حقوق حقه ملت ایران است. با این حال وقتی مذاکره در دستور کار است، داد و ستد، از اصول مذاکره دو جانبه یا چند جانبه است. مهم این است که در مقابل هر "دادی" چه "ستدی" صورت می گیرد و اگر در نظر گیریم که تیم ایران در ژنو3 همانند مذاکرات دیگر پس از به قدرت رسیدن آقای دکتر روحانی، هم استقلال عمل داشته، هم دارای کفایت دیپلماتیک است و هم در مرکز از پشتیبانی تمام عیار برخوردار است، باید اطمینان داشت که تیم ایران تا امتیازات لازم را نگیرد تن به اعطای امتیاز نخواهد داد ضمن اینکه اگر قرار است اعتماد سازی شود، این امر دو جانبه است.

به هر حال به هر علت یا با هر هدفی که دولت سوسیالیست فرانسه وارد مذاکره ژنو شده باشد، پاریس و تهران نمی توانند دستاوردهای رابطه بلند مدت دو کشور را نادیده انگارند و سهمی را که دو کشور کهن ایران و فرانسه در تعالی فرهنگ جهانی داشته اند انکار نمایند. به رغم موضع گیری های غیر دوستانه آقای لوران فابیوس، ملت ایران فراموش نمی کند که کشور فرانسه لااقل در دو قرن گذشته همانند استعمار روس و انگلیس، در ذهن ملت ایران اثر منفی از خود به جای نگذارده و تهران خوب می داند که مردم فرانسه در گرماگرم انقلاب پذیرای حضرت امام خمینی (ره) بوده اند و پاریس نیز نباید فراموش کند که در هر برنامه ریزی دراز مدت منطقه ای خود در حوزه خلیج فارس و منطقه شامات قدیم، با یک ایران قدرتمند طرف است که تلاش در ایجاد ثبات در منطقه دارد.

نکته پایانی این که وقتی وزیر خارجه ما با قاطعیت از منافع ملت ایران دفاع می کند و وزارت خارجه سخنگوی رسمی نظام است، ضرورتی ندارد که افرادی با احساس مسئولیتی که می کنند تنور هشدار و انذار را داغ کنند و به سردی بیشتر روابط ایران و فرانسه دامن زنند. در این زمینه، رسانه های عمومی که رسالت تنویر افکار عمومی و شفاف سازی عملکرد مسئولان را دارند حسابشان جداست.

دکتر شعبان شهیدی مودب:تحلیلگر مسائل بین المللی، سفیر پیشین ایران در اندونزی و معاون اسبق امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

از ایران اصرار از 1+5 انکار

ایران خود را برای سومین دور از مذاکرات هسته ای با 1+5 مهیا می کند. در شرایطی که روایت های فراوانی در خصوص دومین دور از مذاکرات در ژنو شنیده می شود تهران باید در فرصت اندک باقیمانده بتواند شرایط را برای نیل به توافق در 20 نوامبر مهیا سازد. تیم هسته ای دولت یازدهم از نخستین روزهای به دست گرفتن کار بر فاکتور " زمان " در این مذاکرات تاکید کرده و اخیرا وزیر امور خارجه محمد جواد ظریف هم پیش بینی کرده بود که حل پرونده هسته ای ایران در بازه زمانی یک ساله چندان دور از ذهن نخواهد بود.هرچند واژه " پیشرفت " کلمه ای بود که متفق القول از زبان تمام اعضای حاضر در مذاکرات در ژنو به گوش رسید اما به جرات می توان گفت که این عبارت برای ساکت کردن نمایندگان تندرو در کنگره و سنای امریکا و البته خنثی کردن تلاش های لابی صهیونیست در امریکا برای وضع تحریم های بیشتر علیه تهران کافی نبود. اصلی ترین پرسشی که این روزها در بسیاری از تحلیل ها سوژه بحث قرار می گیرد این است که اضافه شدن چه بندهایی به متن توافق نهایی از سوی پاریس و البته توافق سایر اعضای 5+1 بر روی آن بود که امضای متن تغییر یافته را برای تهران سخت و غیرممکن کرد؟ در شرایطی که تهران از ابتدا بر طرح گام به گام برای برون رفت از بن بست در پرونده هسته ای تاکید داشته به نظر می رسد که طرف مقابل در گام نخست از ایران مطالبه های رنگارنگی دارد. پس از پایان سه روز نفس گیر در مذاکرات انگشت اتهام همگان به سمت فرانسه نشانه رفت. لورن فابیوس چهره بد هفته از منظر بسیاری از کسانی بود که به نتیجه رسیدن این مذاکرات حداقل در گام نخست را انتظار می کشیدند. در این میان سفیر فرانسه در رژیم صهیونیستی لب به سخن گشوده و از مفادی سخن می گوید که به گفته او به دست فرانسوی ها به متن مورد توافق قبلی اضافه شده اما مورد تایید ایران قرار نگرفت. راکتور آب سنگین اراک ، ذخایر اورانیوم غنی سازی شده ایران و البته حق غنی سازی در داخل این کشور در حقیقت سه موردی بود که گفته می شود نیل به هر توافقی را دور از دسترس کرد.

در شرایطی که در تقسیم تقصیر همگان پاریس را به کارشکنی متهم می کنند اما باید توجه داشت که جنجالی ترین مساله ای که سالهاست در مذاکرات هسته ای میان ایران و غرب تبدیل به گرهی کور شده، حق غنی سازی اورانیوم در داخل خاک این کشور است . تهران همواره بر به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی خود تاکید داشته و حسن روحانی رئیس دولت یازدهم نیز پیش از آغاز دور جدید مذاکرات ایران با 1+5 در دولت وی به صراحت تاکید کرد که ایران از حقوق هسته ای خود کوتاه نخواهد آمد . این سخنان را هنگامی که در کنار سخنان تیم هسته ای ایران در ژنو بگذاریم که در مصاحبه های متفاوت تاکید داشتند برخورداری از حق غنی سازی اورانیوم خط قرمز است بیش از پیش به حساسیت موضوع پی می بریم. اما جرقه این بحث پیش از آغاز دور دوم مذاکرات هسته ای در ژنو توسط وندی شرمن معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده و نماینده امریکا در مذاکرات هسته ای با ایران زده شده بود. وندی شرمن در جلسه کمیته روابط خارجی سنا در پاسخ به سوال سناتور مارکو روبیو - جمهوری خواهی از ایالت فلوریدا- در این خصوص که آیا کشورها بر اساس معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای حق غنی سازی دارند یا خیر ؟ پاسخی به ضم خود متفاوت اما مغایر با مفاد ان پی تی داد : امریکا همواره در این خصوص یک موضع واحد داشته و آنهم این بوده که در بند چهارم معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای در خصوص حق غنی سازی به هیچ وجه صحبتی به میان نیامده است. در این بند تنها به این نکته اشاره شده که اعضا حق تحقیق و توسعه انرژی هسته ای را دارند.

شرمن در ادامه سخنان خود تاکید کرد که بسیاری از کشورها چون ژاپن و آلمان اعتقاد دارند که غنی سازی اورانیوم حق آنها است. اما امریکا هیچ گاه چنین موضع گیری نداشته است. موضع ما این است که در این خصوص به هر موردی به شکل خاص و منفرد از سایر موارد نگاه می کنیم.نماینده امریکا در تیم مذاکره کننده هسته ای با ایران در ادامه به اشاره به اینکه شورای امنیت حق غنی سازی اورانیوم در ایران را معلق نکرده است افزود : "شورای امنیت تنها خواهان تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم ایران تا زمانی که تهران به تعهدات بین المللی خود عمل کند ، است. اما ما اعتقاد نداریم که هیچ کشوری حق ذاتی غنی سازی را دارد. "

برای بررسی صحت سخنان وندی شرمن باید نیم نگاهی بیندازیم به ماده 4 قید شده در معاده منع تکثیر تسلیحات هسته ای. در این بند تاکید شده است که :" هیچ مساله ای در این معاهده نباید به گونه ای تعبیر شود که حق تمامی امضاکنندگان معاهده برای تحقیق ، تولید و استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای را زیر سوال ببرد. "

شرمن در حالی در سخنان خود به دو کشور المان و ژاپن که متحدان اروپایی و اسیایی واشنگتن هستند اشاره می کند که بسیاری از کشورهای دیگر امضا کننده ان پی تی هم از این جملات موجود در بند 4 معاهده حق غنی سازی اورانیوم را استنتاج کرده اند. کشورهای عضو گروه بریکس ( برزیل ، روسیه،هندوستان ، چین و افریقای جنوبی ) و کشورهای عضو گروه عدم تعهد نیز بارها در بیانیه ها و موضع گیری های متفاوت خود بر حق تمام کشورهای عدم برخوردار از تسلیحات هسته ای از جمله ایران برای غنی سازی اورانیوم تاکید کرده اند. بنابراین تنها سه کشور امریکا ، انگلستان و فرانسه در کنار رژیم صهیونیستی -که حتی عضو ان پی تی هم نیست - اعتقاد دارند که نمی توان از بند 4 این معاهده حق غنی سازی اورانیوم را استنناج کرد.

واشنگتن پست نیز در تاریخ 24 اکتبر با انتشار مقاله ای از حق ایران برای غنی سازی اورانیوم بر اساس ان پی تی حمایت کرده و می نویسد :" در بند 4 معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای به حق کشورها برای تحقیق و تولید انرژی صلح آمیز هسته ای اشاره صریح شده است.درست است که در این بند کلمه " غنی سازی " به شکل مشخص و واضح به چشم نمی خورد اما حق تولید انرژی صلح امیز هسته ای به ابزاری نیاز دارد که غنی سازی اورانیوم برای تولید سوخت مورد نیاز ان انرژی را هم شامل می شود. این مساله که برخی کشورها نمی خواهند از حق خود برای تولید اورانیوم مورد نیاز سوخت استفاده کرده و ان را از بازاری در خارج از مرزهای خود تهیه کنند نمی تواند نافی حق آنها بر اساس ان پی تی باشد. "

در بخش های دیگری از این نوشته کوتاه در واشنگتن پست امده است: "ایالات متحده و دیگر کشورهای دارای تسلیحات هسته ای بهتر است دقیق تر به تعهدات خود بر اساس بند 6 معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای نگاهی بیندازند. در این بند به خلع سلاح هسته ای اشاره مستقیم شده است. زمانی که شما خود به بند 6 معاهده عمل نمی کنید نمی توانید انتظار به ثمر رسیدن مذاکرات هسته ای با ایران را داشته باشید."

به نظر می رسد که وندی شرمن با زیر سوال بردن حق کشوری که هم عضو ان پی تی است و هم سلاح هسته ای در اختیار ندارد در حقیقت به دنبال بازنویسی معاهده منع تکثیر تسلیحات است.در حال حاضر امضای 189 کشور پای معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای است و واشنگتن نمی تواند تعبیر خود از مفاد این معاهده ها را بدون در نظر گرفتن سایر اعضا به دیگران تحمیل کند. علاوه بر این کاخ سفید باید بداند که تل آویوی که خود در خصوص انبارهای تسلیحاتی خود هیچ گونه اطلاعاتی در اختیار جامعه جهانی نگذاشته و حتی ان پی تی را هم امضا نکرده است در این پرونده حق اظهار نظر ندارد.

اما نکته دیگری که در سخنان خانم شرمن وجود داشت و واکنش های بسیاری را در رسانه ای متفاوت از جمله هافینگتن پست به دنبال داشت جمله ای بود دال بر اینکه موضع امریکا همواره دال بر این بود که در بند 4 ان پی تی اشاره ای به حق کشورها برای غنی سازی اورانیوم نشده است. این در حالی است که در سال 1968 زمانی که امریکا و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان اسپانسرهای معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای متن نهایی را برای امضا مهیا می کردند ، ویلیام فاستر مدیر کل آژانس کنترل و خلع سلاح تسلیحاتی امریکا با حضور در کمیته روابط خارجی سنا – همان محلی که خانم شرمن هم در آن این سخنان را بر زبان راند – تاکید کرد که در این معاهده به کشورهای فاقد تسلیحات هسته ای اجازه ورود به چرخه تولید سوخت داده شده است: " نه غنی سازی اورانیوم و نه ذخیره مواد شکاف پذیر که در قالب برنامه ای صلح امیز دنبال شوند تا زمانی که بر اساس بند 3 تحت نظارت باشند نافی بند 2 نیستند. ( در بند 2 تاکیده شده است که کشورهای فاقد تسلیحات هسته ای حق تولید این تسلیحات را ندارند و در بند 3 هم این کشورها به اعمال نظارت هایی بر فعالیت های هسته ای خود تن می دهند . )

بنابراین شنیدن این سخنان از زبان خانم شرمن در این خصوص که امریکا همواره چنین موضعی داشته اندکی تعجب آور است و خطوط بالا نشان می دهد که امریکا حتی پیش از تصویب نهایی متن ان پی تی هم حق غنی سازی را برای تمام کشورهای امضا کننده پذیرفته بوده است. تنها پس از جنگ سرد بود که امریکایی ها به همراه فرانسه و انگلیس و بعدها اسرائیل تصمیم گرفتند برای کنترل کشورهای غیرغربی خطوط نانوشته ای را به ان پی تی اضافه کنند.

مساله دیگری که در این میان رخ می نماید قطعنامه 1969 شورای امنیت سازمان ملل است که دستور توقف غنی سازی اورانیوم را به ایران داده و به تبع آن امتناع ایران از پذیرش آن به تصویب تحریم های بیشمار علیه این کشور منتهی شده است. دانیل جوینر کارشناس خبره مسائل هسته ای که کتاب جنجالی اش با عنوان " تفسیر معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای " مورد استناد بسیاری از کارشناس قرار گرفته  تحقیق مفصلی در این خصوص انجام داده است و نتیجه آن را می توان در این چند جمله خلاصه کرد : 190 کشور معاهده ان پی تی را امضا کرده اند و در بند 5 این معاهده به ضم من بر حق مسلم تمام کشورها برای برخورداری از تمامی فعالیت های منتهی به تولید سوخت هسته ای برای مصارف صلح امیر تاکید شده است. در این چرخه تولید سوخت پروسه غنی سازی هم جا می گیرد. بر اساس ان پی تی این حق یکی از حقوق بنیادین کشورها است که از سوی قوانین بین المللی هم مورد پذیرش قرار گرفته است . از آنجا که این معاهده به امضای این تعداد از اعضای جامعه جهانی رسیده است بنابراین مشروعیت و مقبولیت حقوقی دارد. این جملات بدان معنا است که سایر کشورها و سایر نهادهای حقوقی بین المللی در مواجهه با احترام گذاشتن به حقوق هسته ای مشخص شده در ان پی تی برای هر کشور موظف به سرفرونهادن هستند. در شرایطی که حقوق مندرج در ان پی تی برای هرکشوری از سوی یک نهاد و یا یک کشور دیگر مورد سوال قرار گیرد این تشکیک و دست درازی غیرقانونی است .

دانیل جوینر نیز در این خصوص می گوید: "قطعنامه 1696 شورای امنیت سازمان ملل که از تهران می خواهد فرایند غنی سازی اورانیوم را متوقف کند در حقیقت اقدام به زیرپاگذاشتن حقوق بین الملل کرده اند. "این کارشناس حقوق بین الملل در پاسخ به کسانی که ماده 103 منشور سازمان ملل را سند قرار داده و ادعا می کنند که در تقاطع بوجود آمده میان مفاد یک توافقنامه بین المللی و التزامی که از سوی سازمان ملل ارائه شده باید التزام سازمان ملل را در نظر گرفت می گوید : در این بند در خصوص التزام حقوقی شورای امنیت سازمان ملل به عنوان بدنه ای از این نهاد بین المللی سخنی به میان نیامده است ، بنابراین نمی توان دست بالاتر را در مجادله میان بند 4 معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته ای در خصوص حقوق هسته ای ایران و قطعنامه 1696 به قطعنامه فوق بخشید.

در جدال حقوقی میان ایران و 1+5 بر سر حق تهران برای غنی سازی اورانیوم نمی توان به توضیحات ساده حقوقی اکتفا کرد. در جریان پرونده ای که از ده سال پیش تا به امروز در چندین دولت دست به دست شده است زمانی در روزهای ریاست جمهوری جورج بوش جمهوری خواه بود که این حق ایران به رسمیت شناخته شده بود اما به نظر می رسد که حافظه تاریخی دولتمردان امریکایی در این زمینه به کمک تهران نخواهد امد. شاید بهترین دلیل بر اصرار غرب برای عدم به رسمیت شناختن حقوق هسته ای ایران را در مقاله اخیر اسکات پترسون در کریستین ساینس مانیتور می توان خواند : همان اندازه که مساله حق غنی سازی اورانیوم ایران در سرنوشت مذاکرات هسته ای این کشور تاثیرگذار است بر روند فعالیت های هسته ای کشورها در سطح جهانی نیز اثرگذار است. به نظر می رسد که غربی ها نگران زنجیره ای از فعالیت های کشورها در حوزه غنی سازی هستند که می تواند بی ثباتی را به بار بیاورد. کشورها از عربستان سعودی تا ویتنام و کره جنوبی هرکدام با سطوح متفاوتی از میزان غنی سازی اورانیوم می توانند به این حق استناد کرده و فعالیت های خود را شدت ببخشند.


در آنسوی این سکه هم هستند تحلیل گرانی که با استناد به اینکه اختلاف میان تهران با غرب بر سر مساله غنی سازی اورانیوم امری نیست که به این سادگی حل شود ادعا می کنند که تهران بهتر است در یک گام اعتمادساز فعلا برنامه هسته ای خود در حوزه غنی سازی را برای دوره ای کوتاه متوقف کند. آنچه که این دسته هم فراموش کرده اند روزهایی است در فاصله 18 دسامبر 2003 تا 10 ژانویه 2006 که ایران در اقدامی اعتمادساز غنی سازی اورانیوم خود را بر اساس پروتکل الحاقی پیشنهادی آژانس بین المللی انرژی هسته ای متوقف کرد. البته که پروتکل الحاقی به تصویب مجلس نرسید اما نتیحه این تعلیق هم عدم ارسال پاسخی مشخص از سوی آمریکا و متحدان غربی اش و البته تشدید تحریم ها علیه تهران بود. در نهایت هم ایران روند غنی سازی اورانیوم را از سر گرفت.

هافینگتن پست در روز 31 نوامبر در گزارشی با اشاره به حق مسلم ایران برای غنی سازی اورانیوم در خصوص درخواست غرب از ایران برای گام های اعتمادساز نوشت: چرا ایران باید پس از 7 سال که نشانه ای از تسلیحاتی بودن برنامه هسته ای این کشور در دست هیچ کس نیست همچنان گام اعتمادساز را بردارد؟ از سال 2006 تاکنون حداقل در دو گزارش براورد اطلاعات ملی ( 2007 و 2011) تاکید شده است که ایران برنامه تسلیحاتی هسته ای ندارد. علاوه بر این آژانس بین المللی انرژی هسته ای در گزارش های فصلی از سال 2003 بارها تاکید کرده است که ایران مواد شکاف پذیر را برای مصارف نظامی تغییر شکل نداده است. علاوه بر این نتیجه گزارش های اطلاعاتی اسرائیل و امریکا هم بر عدم تسلیحاتی بودن برنامه هسته ای ایران تاکید کرده است .

اعضای گروه 1+5 می توانند همچنان در را همچنان بر همان پاشنه چرخانده و حق مسلم ایران برای غنی سازی اورانیوم را به برگی  در سر میز مذاکره تبدیل کنند اما بعید به نظر می رسد که تیم هسته ای ایران در دراز مدت تن به چشم پوشی از حقوق هسته ای ملت ایران دهد.چشم پوشی از این حق شاید امروز به معنای نادیده گرفتن حقوق تنها یک کشور باشد اما در دراز مدت این نسخه ای است که کشورهای دارای تسلیحات هسته ای برای همگان تجویز خواهند کرد.

سایه «فطرس» ایرانی بر سر «پرداتور» آمریکایی


امروز پهپاد جدیدی به نام «فطرس» به عنوان بزرگ‌ترین هواپیمای بدون سرنشین راهبردی کشور رونمایی شد.


«پهپاد فطرس» به عنوان بزرگترین هواپیمای بدون سرنشین کشور، در ایام سالروز حماسه آزادسازی سوسنگرد قهرمان، در سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع رونمایی شد. اما معنی نام این پهپاد چیست؟

در خرائج راوندی در خصوص "فطروس" یا "پطروس ملک" نقل شده است؛ هنگامی كه امام حسین (ع) متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از فرشتگان به حضور پیامبر (ص) آیند و به او تبریك بگویند.

جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته ای به نام فطرس را دید كه در جزیره ای افتاده (خداوند فطرس را مامور كاری کرده بود ولی او در آن كار كندی می کند، و در نتیجه به كیفر شكست بالهایش گرفتار می شود)

فطرس به جبرئیل عرض كرد: به كجا می روید؟

جبرئیل امین فرمود: به سوی محمد(ص).

فطرس عرض كرد: مرا نیز با خود حمل ونزد آن حضرت ببر شاید برایم دعا كند؛ جبرئیل خواسته او را پذیرفت و به همراه فرشتگان دیگر به حضور پیامبر اسلام (ص) رسیدند و ولادت حسین (ع) را تبریك گفتند.

آنگاه جبرئیل ماجرای فطرس را عرض کرد.

پیامبر فرمود، به او بگو پیكرش را به این نوزاد (حسین(ع)) بمالد؛ فطرس همین كار را كرد وهمان دم خداوند فطرس را تندرست كرد و به حال اول برگرداند؛ سپس فطرس همراه جبرئیل به آسمان پر گشود.
(بحار ج44ص182)

در روایت دیگر آمده که فطرس هنگام پرواز به سوی آسمان به رسول خدا(ص) عرض كرد، اكنون كه من به خاطر وجود حسین(ع) شفا یافتم باید حق او را ادا و احسانش را جبران كنم؛ هركس حسین(ع) را زیارت كند زیارتش را به او ابلاغ می كنم، و هركس در هر كجا به او سلام كند یا درود فرستد سلام ودرود او را به آن حضرت خواهم رساند.

(نگاهی به زندگی امام حسین . محمد محمدی اشتهاردی ص18)

سردار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح،‌ در مراسم رونمایی از پهپاد فطرس در جمع خبرنگاران، ضمن گرامیداشت سالروز حماسه آزادسازی سوسنگرد و پاسداشت یاد و خاطره شهدای عظیم‌الشأن این حماسه جاوید، با اشاره به راهبرد وزارت دفاع در روزآمدسازی تجهیزات و امکانات مورد نیاز نیروهای مسلح، گفت: هواپیمای بدون‌سرنشین فطرس که امروز شاهد رونمایی از آن بودید، به دست توانمند متخصصان اقتدارآفرین شرکت صنایع هواپیماسازی ایران وابسته به سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع و با همکاری شرکت‌های دانش‌بنیان و مراکز دانشگاهی کشور، متناسب با نیازهای نیروهای مسلح کشورمان طراحی و ساخته شده است.

وزیر دفاع افزود: این پهپاد راهبردی با محموله خود دارای شعاع عملیاتی تا ۲۰۰۰ کیلومتر، سقف پرواز ۲۵۰۰۰ پا و قابلیت ۱۶ تا ۳۰ ساعت پرواز مداوم قادر است علاوه بر مأموریت‌های شناسایی و مراقبت با مسلح شدن به موشک‌های هوا به سطح و انواع راکت‌ها، مأموریت‌های رزمی را انجام دهد.

سردار دهقان گفت: مواظبت از مرزهای دریایی و خشکی، دیده‌بانی از خطوط لوله‌های نفتی، مخابراتی، کنترل ترافیک جاده‌ها، دیده‌بانی مناطق حادثه دیده در زلزله، آتش‌سوزی و سیل، محیط بانی برای حفاظت از محیط زیست و ارسال فیلم و عکس‌های دقیق در تمام طول مدت مأموریت از قابلیت‌های پهپاد فطرس است.

وزیر دفاع با بیان اینکه اعتبارسنجی این هواپیما در تخصصی‌ترین آزمایشگاه‌ها و مراکز تست در کشور با موفقیت صورت گرفته است، گفت: تست‌های زمینی استاندارد بین‌المللی، در سرعت کم، متوسط و بالا و تست پروازی با موفقیت و فراتر از اهداف طراحی، حاصل شده است.

سردار دهقان این دستاورد مهم و افتخارآفرین را که در سایه اتکا به توانمندی بومی کشور به منصه ظهور رسیده نماد دیگری از اراده فرزندان دانشمند و مجاهد ملت ایران در وزارت دفاع دانست که با توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار(سلام الله علیهم)، نبوغ و خلاقیت خود گام بلند دیگری در عرصه فناوری هواپیمای بدون سرنشین در کشور برداشتند و نشان دادند تحریم‌های دشمنان نمی‌تواند مانعی در مسیر تعالی و پیشرفت صنایع دفاعی ایجاد کند.

وی با اشاره به نقش پهپادها به عنوان مهم‌ترین عناصر صحنه نبرد آینده، تصریح کرد: وزارت دفاع امروز با طراحی و ساخت انواع پهپادهای آفندی، پدافندی و شناسایی در این فناوری پیچیده به خودکفایی رسیده است.

وزیر دفاع با قدردانی از تلاش در خور تحسین و همت بلند متخصصین زبده و کارآمد سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع در طراحی و ساخت انواع پرنده های مورد نیاز کشور به ویژه دست اندرکاران طراحی و ساخت پهپاد فطرس این موفقیت درخشان را به محضر فرماندهی معظم کل قوا، نیروهای مسلح و ملت شریف ایران تبریک گفت و تصریح کرد: مدل‌ها و طرح‌های متعددی را در حوزه پهپاد در دست تحقیق و بررسی داریم که متناسب با نیاز دفاعی کشور آن را به محصول تبدیل خواهیم کرد.

در مراسم رونمایی از این دستاورد جدید وزارت دفاع، مواظبت از مرزهای دریایی و خشکی، دیده‌بانی از خطوط لوله‌های نفتی، مخابراتی، دیده‌بانی مناطق حادثه دیده در زلزله و ارسال فیلم و عکس به عنوان مهمترین ویژگی‌های پهپاد جدید عنوان شد.

با آنکه به لحاظ فنی به جزئیات اشاره‌ای نشده اما برخی از خصوصیات و ویژگی‌های عنوان شده برای این پهپاد از جمله مداومت پروازی، سقف پروازی و شعاع برد آن گویای میزان قدرت و توانایی این پهپاد است.

از آنچه به عنوان ویژگی این پهپاد مطرح شده، می‌توان به شعاع عملیاتی تا 2000 کیلومتر، سقف پروازی 25000 پا و قابلیت 16 تا 30 ساعت پرواز اشاره کرد که البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که این پهپاد قابلیت تجهیز به انواع موشک‌های هوا به زمین، کروز و راکت را دارد.

اما آنچه که موجب شده این پهپاد لقب بزرگ‌ترین پهپاد راهبردی کشور را یدک بکشد، به این خصوصیات منتهی نمی‌شود، بلکه مجموعه فناوری‌های به کار رفته در آن این امکان را برای پهپاد جدید جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌کند.
تصویر"فطرس" ساخت وزارت دفاع

در یک کلام فطرس توانسته با همین چند ویژگی خود یک سر و گردن بالاتر از پهپادهای شناسایی دیگر جهان در کلاس خود از جمله پهپاد شناسایی آمریکایی ام‌کیو-1 قرار گیرد.

به گزارش تسنیم، "پرداتور یا همان ام‌کیو-1" آمریکایی که در یک برنامه طولانی مدت و با بودجه‌ای معادل 2 میلیارد دلار برای مطالعه تا تولید سرانجام عملیاتی شد به لحاظ عملکرد اکنون فطرس ایرانی را  بالای سر خود می‌بیند.

تصویر پهپاد "پرداتور" ساخت آمریکا

در حالی که در اخبار مداومت پروازی فطرس بین 16 تا 30 ساعت و متناسب با ماموریت و میزان سوخت عنوان شده، مداومت پروازی ام‌کیو-1 آمریکایی 24 ساعت است.

اما برد پرداتور تنها 1100 کیلومتر یا 675 مایل است، برد عملیاتی فطرس 2000 کیلومتر عنوان شده که مسلما با این برد نیازمند میزان قدرت موتور توانمندتری است.

بنابراین این احتمال می‌رود که توان محرکه موتور فطرس بالاتر از 90 کیلووات یا 120 اسب بخار باشد تا بتواند با مداومت پروازی مذکور به حداکثر برد عملیاتی خود برسد.


درباره سرعت حرکت فطرس مطلبی گفته نشده اما با توجه به اندازه احتمالی و متناسب با برد و سقف پروازی و همچنین میزان مداومت پروازی می‌توان حدس زد که سرعتش احتمالا بالاتر از 250 کیلومتر بر ساعت است.

اما سقف پروازی ام‌کیو-1 همانند فطرس یعنی 25000 پا، معادل 7620 است؛ البته در بحث بررسی فنی نباید دو واژه سقف عملیاتی با سقف پروازی را اشتباه گرفت و آنچه در اینجا مطرح شده است سقف پروازی است.

لازم است گفته شود که ام‌کیو-1 در گام نخست برای شناسایی طراحی شده بود اما پس از مدتی طراحان آمریکایی بر آن شدند تا با نصب تجهیزاتی بر روی این پهپاد آن را به یک پهپاد تهاجمی تبدیل کنند.

درباره فطرس نیز باید گفت که طبق گفته مسئولان این پهپاد قابلیت تجهیز به جنگ‌افزار و موشک‌های هوا به زمین و کروز را دارد.

البته در آینده ویژگی‌های دیگر پهپاد فطرس از جمله سرعت کروز، نوع موتور و اندازه و وزن  از زبان مسئولان دفاعی کشور مطرح می‌شود که دقت مقایسه را بیشتر خواهد کرد.

بنا به اعتقاد کارشناسان علوم نظامی، آنچه مشخص است در پهپادهای کلاس سایز بزرگ و با قابلیت حمل موشک، جمهوری اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است که پهپادهای یسیر، شاهد 129 و فطرس آخرین نمونه‌های آن هستند و همان‌طور که در این بخش نیز گفته شد در حوزه برد و مداومت پروازی فطرس نسبت به بسیاری از رقبای غربی خود از جمله پرداتور که از آن به عنوان قاتل مردمان بی‌پناه افغانستان و پاکستان نیز یاد می‌شود، برتر است.

4 شرط فرانسه برای توافق هسته ای با ایران

به نقل از خبرگزاری فرانسه، فرانسوا اولاند در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست وزیر اسرائیل در شهر قدس گفت: فرانسه چهار شرط را برای دست یابی به توافق مقدماتی درباره برنامه هسته ای ایران تعیین کرده است.

وی افزود: فرانسه از دست یابی به توافق انتقالی با ایران در صورت اجرا کردن این چهار شرط که آنها را باهم یعنی با کشورهای 1+5 تعیین کردیم حمایت می کند. این چهار شرط شامل:

شرط اول: قرار گرفتن همه تاسیسات هسته ای ایران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی از زمان توافق

شرط دوم: تعلیق غنی سازی 20 درصدی اورانیوم

شرط سوم: کاهش میزان ذخایر اورانیوم غنی شده ایران

و شرط چهارم: توقف ساخت تاسیسات پلوتنیوم (آب سنگین ) اراک .

رئیس جمهور فرانسه تاکید کرد: این چهار نکته را برای تضمین دست یابی به توافق با ایران اساسی می دانیم.

مقامات ایرانی تاکنون هیچ یک از این چهار موضوع را به عنوان خط قرمز یا موضوعات غیرقابل بحث وگفتگو با گروه 1+5 مطرح نکرده بودند.

این چهار موضوع با شرط ها و خواسته هایی که پیش از این لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه در مذاکرات ژنو مطرح کرده بود نیز متفاوت هستند.

فابیوس قبل از این خواستار توقف کامل غنی سازی اورانیوم در خاک ایران، انتقال همه ذخایر اورانیوم غنی شده از خاک ایران، برچیدن تاسیسات غنی سازی فردو و آب سنگین اراک شده بود.

اولاند همچنین به هنگام ورود به فرودگاه بن گوریون تل آویو گفت: فرانسه تا زمانی که از توقف تلاش های ایران برای کسب سلاح هسته ای مطمئن نشود با کاهش تحریم های ایران مخالفت می کند.

روز شمار هفته بسیج سال 1392

روز شمار هفته بسیج

سی و چهارمین سالگرد هفته بسیج با شعار «بسیج، پیشتاز حماسه و خدمت» از 30 آبان آغاز خواهد شد. حدود یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی در پنجم آذر 1358، فرمان تشکیل بسیج را صادر کردند و به فرمان ایشان بسیج تشکیل شد؛ هفته بسیج همه ساله  از سی آبان آغاز می‌شود و تا ششم آذر ادامه دارد.



روز شمار هفته بسیج سال 1392 


ادامه نوشته

روحانی خطرناکتر از احمدی نژاد است+ عکس

در حالی که به نظر می رسد با دور جدید مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ و نزدیک شدن به توافقات هسته ای ، فشارها بر ایران پایان خواهد یافت اما شواهد و قراین نشان می دهد پرونده به اصطلاح حقوق بشر ایران هم عرض با برنامه هسته ای در حال رسیدگی است و بهانه جویی غرب برای کارشکنی در مسیر ایران پایان نخواهد یافت.

در همین راستا پایگاه خبری_ تحلیلی آمریکایی واشنگتن فری بیکن تیتر یک خود را تحت الشعاع قرار گرفتن حقوق بشر در ایران به خاطر پرونده اتمی انتخاب کرد.

این رسانه مساله زندان سیاسی و افزایش اعدام ها همزمان با گفتگوهای هسته ای ایران و ۵+۱ را باعث نگرانی فعالان حقوق بشر عنوان کرده است. این گزارش تاکید می کند آزادی فردی مانند سعید عابدینی باید جزء گفتگوهای غرب با ایران قرار بگیرد. واشنگتن فری بیکن می نویسد اوباما در مکالمه تلفنی خود با حسن روحانی رئیس جمهور ایران مساله آزادی عابدینی و سایر زندانیان را مطرح کرده است.

این رسانه آمریکایی در ادامه از قول مایکل لدین کارشناس ضد ایرانی و عضو بنیاد دفاع از دموکراسی، اینکه روحانی یک اصلاح طلب است را مورد سوال و تردید قرار می دهد و از قول او می نویسد: روحانی در هر صورت، بدتر از احمدی نژاد است.
لدین می افزاید: میزان اعدام ها بالا رفته است و سرکوب مخالفان شدت گرفته است. او {حسن روحانی} اخیرا شروع به بستن روزنامه ها کرده است. او {حسن روحانی} درمورد آزادی زندانیان سیاسی صحبت کرده است ، بعضی از آنها آزاد شدند اما آنها اکنون به زندان برگشته اند.

چرا ديپلماتها اشتباه مي‌کنند و مي‌گويند مديريت با رهبري است؟!

يکي از جملاتي که به ويژه در چند سال اخير در ساحت اذهان و رسانه‌هاي کشور مکرراً تکرار مي‌شود اين جمله است: «تمامي امور سياست خارجي با مقام معظم رهبري هماهنگ مي‌شود»

براي مثال، اخيراً يکي از چهره‌هاي شاخص سياسي که چند سالي است در سکوت به سر مي‌برد در يکي از شهرستانهاي تهران و در حين سخنراني اين جمله را بيان کرد که: «کليد سياست خارجي در دست مقام معظم رهبري است».

ايضاً و خيلي قبل تر از ايشان، اين، حجت الاسلام حسن روحاني بود که از زمان نضج گرفتن انتقادات عليه بيانيه هسته‌اي سعدآباد در سال ۸۲ و عقب نشيني‌هاي هسته‌اي پس از آن، دائم همين جمله را براي دفاع بيان مي‌کرد و هنوز هم مي‌گويد که فرمانده سياست خارجي مقام معظم رهبري است و همه کارهاي سياست خارجي کشور با ايشان هماهنگ مي‌شود.

به اين اشخاص بيفزاييد علي اکبر صالحي و محمدجواد ظريف، وزراي سابق و فعلي امور خارجه که هريک مرتکب اشتباهاتي و اقدامات نابجايي در عرصه سياست خارجي کشور شده‌اند اما باز هم در خفا و علن از اين مي‌گويند که تصميم گيرنده اصلي در سياست خارجي شخص رهبر انقلاب است و جملاتي از اين دست.

آنچه که انتظار است در معناي اشاره شده در بالا و صحبت‌هاي اين ۴ چهره شاخص ديده شود اما به هر دليلي اثري از آن نيست؛ توضيح و توشيح اين جملات و اشاره‌هايي است که آقايان به بحث مديريت مقام معظم رهبري در بحث سياست خارجي دارند.
در واقع اگر کسي از اين اشخاص بپرسد که اکنون که مي‌گوييد در سياست خارجي قدم از قدم برداشته نمي‌شود جز با اجازه مقام معظم رهبري، پس بفرماييد که بيانيه ناخوب سعدآباد در سال ۸۲ و عقب نشيني‌هاي پيامد آن که بعدها به نوعي مورد مذمت رهبر انقلاب نيز قرار گرفت چه بود و چه توضيحي دارد؟

و يا آقاي صالحي توضيح بدهد که اشاره و اشتياق‌هاي صريح رئيس جمهور سابق براي مذاکره با آمريکا و همينطور سفرهاي خارجي مشکوک و فراوان اسفنديار رحيم مشايي و ايضاً موازي کاري دولت در سياست خارجي! همگي با شخص اول نظام هماهنگ مي‌شدند که اينطور حاوي اشتباهات مصرّح بودند؟!

همچنين از جناب آقاي ظريف نيز اين انتظار وجود دارد که نسبت به يکی، دو اقدام نابجاي دولتي‌ها در سفر اخير نيويورک با انتقاد مقام معظم رهبري از آنها را مومنانه و بصيرانه براي مردم توضيح بدهد و بگويد که آيا اين اقدامات نابجا نيز شامل سخن آقاي ظريف در روز توديع مي‌شود که همه اقدامات سياست خارجي بايد با مديريت رهبر انقلاب پيش برود يا خير؟!

دقت شود که کسي قصد ندارد بچه‌هاي انقلاب اسلامي را سازشکار خطاب کند اما مقابله و مبارزه با تحليلهاي ناصحيح برخي از آقايان بحث ديگري است.

در باب سخن اشاره شده و ارتباط تک جمله «مديريت سياست خارجي در دست مقام معظم رهبري است»، با برخي اقدامات نابجاي آقايان توضيحات و روشنگريهايي لازم است.

به ويژه اينکه جرياني مشاهده مي‌شود که سعي تامّ و تمام دارد که مشکلات کشور را به نام تحريم‌هاي آمريکا جلوه بدهد و با خواست کرنش ذليلانه! به جاي نرمش قهرمانانه و بي توضيح گذاشتن برخي مقولات مهم؛ سياست‌هاي کلان نظام و انقلاب اسلامي را به عنوان مانع اصلي مذاکره با آمريکا و حل مشکلات اقتصادي کشور قلمداد کند.
آن توضيحات از اين قرارند:

اول: حرف آقايان پيرامون صدارت مقام معظم رهبري در سياست خارجي درست است اما مشخص نيست اين توضيح اساسي چرا در کنار آن ارائه نمي‌شود که بر اساس تجربه ما از تاريخ، در هنگام بدفهمي و ديرفهمي برخي از خواص و وادادگي برخي جريانات، ممکن است هر عملي بر خلاف مديريت و سياست‌هاي ولي زمانه انجام شود. همان‌طور که در سقيفه بني ساعده و صفين و نُخَيله همين اتفاق رخ داد و بحث شوم خلافت به جاي امامت در سقيفه گُر گرفت و در دو واقعه ديگر نيز حکميت به اميرالمومنين(ع) و ماجراي صلح به امام مجتبي(ع) تحميل شد.

آقايان پاسخ بدهند که آيا در آن مقطع نيز مگر حق و مديريت با امام معصوم(ع) نبود؟
و پاسخ اين است که: بود! اما نقش برخي بدفهمي‌ها و ديرفهمي‌ها در تغيير مسير رخدادها بر خلاف نظر رهبر زمانه غير قابل انکار است.

دوم: بايد به اين نکته اشاره کرد که مقام معظم رهبري در مقولات بسيار ديگري نيز همچون نگاهباني از انقلاب اسلامي، حزب الله لبنان، حفاظت از محور مقاومت به ويژه در سوريه و يا مقابله با اسرائيل در غزه نيز ولايت امر و درايت کارها را بر عهده دارند.
آيا آقايان در آن ماجراها نقص يا شکست يا اقدامات نابجايي را مشاهده مي‌کنند؟!

مسلماً خير! و علت هم اين است که در آن جبهه، خواص اهل حق و مسئولان امر و کساني همچون سردار سليماني، حسن نصرالله و... منويات معظم له را مومنانه و بعينه اجرا مي‌کنند و بدون آنکه دستي از پايي خطا کند، شاهد بروز موفقيت‌ها مي‌شوند.

آيا اين انتظار بي‌جايي است که بخواهيم مسئولان سياست خارجي دولت نيز همين‌گونه باشند و با دست شستن از تحليلهاي غلط درباره تئاتر تحريم‌ها و لايدرک و لايوصف بودن هژموني آمريکا!!! بشارت دهنده پيروزي و عزت تمام عيار براي ملت ايران باشند؟!

و سوم: استدلال ديگر پيرامون حرفهاي بدون توضيحي که درباره طرح مديريت رهبر انقلاب در عرصه ديپلماتيک بايد بيان کرد، اشاره‌اي کوتاه به سخنان و خاطرات منتشر شده يکي از مقامات سابق کشور در پرونده مذاکرات هسته‌اي و تأکيد بر اين نکته است که تصميمات ولي زمانه تصميماتي فردمحور نيست و عموماً از سطح بصيرت خواص و عوام جامعه تأثير مي‌پذيرد.

به سخن ديگر، رهبر جامعه در آنزمان که برخي خواص، مرتکب اقدامات نابجا و يا صاحب تحليلهاي غلط مي‌شوند و قشرهاي مختلف مردم تحليلهايي متفرّق و نه واحد نسبت به يک مسئله دارند؛ قطعاً تنها راه مانده يعني زنده نگه داشتن دين خدا را (به قيمت نرمش قهرمانانه، شهادت و راهکارهاي ديگر) انتخاب خواهد کرد و گزينه‌هايي مثل تصميمات مورد انتظار برخي خواص اهل حق و انقلابيون اصيلي که در جريان ريز امور و گزينه‌هاي ممکن نيستند از دسترس او خارج مي‌شود.

آن مقام سياسي اشاره شده، در بخشي از خاطرات خود، ماجراي ارائه راهکار توسط سه نفر(آقاي‌هاشمي، آقاي خاتمي و يک نفر ديگر) در مقطع سال ۸۳ و پيرامون مسئله هسته‌اي را اينگونه روايت مي‌کند:

«در بيست و سوم آبانماه ۱۳۸۳، شصت و هشتمين جلسه کميته عالي هسته‌اي برگزار شد و سه راه بررسي شد. ۱_ تعليق بر اساس پذيرش عهدنامه پاريس، ۲_ رد عهدنامه پاريس و اعلام يک جانبه تعليق، ۳_ رد هر دو سناريو و پذيرش ارجاع به شوراي امنيت. يکي از اعضا! در اين جلسه گفت: مصلحت کشور پذيرفتن راه اول است. اگر راه اول را نپذيريم در کشور دوگانگي به وجود مي‌آيد. نظر رئيس جمهور و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مهم است. آنها نظر اول را قبول دارند.»

نيک مشاهده مي‌کنيم که در عين آنکه هر سه پيشنهاد کننده بر پذيرش تعليق غني سازي تأکيد مي‌ورزند (تأکيدي که البته در عمل هم محقق شد و ايران، تعليق يک جانبه را در مقطعي و به واسطه توافق نامه پاريس به اجرا درآورد!)؛ در هيچ‌يک از سه گزينه اشاره شده نيز راهبردي براي مقاومت اصولي و يا پيشبرد مذاکرات با هدف عدم ورود پرونده ايران به شوراي امنيت مشاهده نمي‌شود.

آيا در اينجا بايد از رهبر زمانه انتظار داشت که به نظر رئيس جمهور وقت و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و عددي ديگر از مسئولان صاحب تحليلهاي غلط بي اعتنا باشد و راهکار خود را ارائه کند؟!

آن هم در حالتي که در بيرون از جلسه، عده‌اي دائماً و بدون توضيح و تفصيل از مديريت مقام معظم رهبري بر سياست خارجي سخن مي‌گويند و هيچ‌کس هم خبر ندارد که در پيرامون ولي زمانه چه اتفاقاتي رخ داده است؟!

نه تنها نمي‌توان و نبايد چنين انتظاري از رهبر زمانه داشت بلکه بايد به مديريت و درايت او نيز هزاران آفرين گفت و دعاگويش بود که چگونه توانست در ميان ناملايماتي مثل تحميل تعليق غني سازي و تحليل‌هاي غلط برخي از خواص، نه تنها پس از مدتي اشتباه دولت را در امر تعليق غني سازي تصحيح کند بلکه کشور را در اين زمينه به پيشرفت و شکوفايي نيز برساند.

مجدداً تأکيد مي‌شود که اقدام غلط سازشکار خواندن عددي از مسئولان سابق و فعلي کشور يک چيز است و تشريح برخي اغلاط تحليلي آنها چيز ديگر و اين گفتار نيز هدفي جز پرداختن به گزينه دوم، يعني مقابله با تحليلهاي غلط را ندارد.

در اين باره استدلالها و سخناني بس بيشتر نيز وجود دارد اما در خاتمه شايد تأکيد بر اين نکته ضروري تر مي‌نمايد که خواص کشور اگر خود را در محضر خداي يگانه مي‌بينند و اگر معترف به وظايف سنگين خود هستند، حتماً بايد از بيان سخنان بي توشيح و توضيحي که سبب غلط اندازي در جامعه مي‌شود و فضاي افکار عمومي را براي پذيرش شبهات آماده مي‌کند، بر حذر باشند و در عين حال تکليف خود را نيز در قبال اين جملات انجام بدهند و روشنگري کنند.

جامعه از خواصي که مدافع ولايت باشند؛ حتي به قيمت اعتراف به اشتباهات خود، به نيکي ياد خواهد کرد.

کیف محافظ سید حسن نصرالله خبرسازشد+عکس

بع نقل ازروزنامه لبنانی الدیار : یکی از محافظان سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، در هنگام سخنرانی وی، یک کیف دستی سیاه در دست داشت که منجر به کنجکاوی بسیاری از مردم برای دانستن محتوای درون آن شد به گونه ای که دیروز پنجشنبه بیشتر رسانه های سیاسی جهان عرب این خبر را منتشر کردند.

جالب است که این کیف در واقع یک سپر تاشوی ضد گلوله و بسیار پیشرفته است که در برابر هرنوع گلوله ای مقاوم است.این سپر که به طور گسترده توسط اسکاتلندیارد و برای عملیات ضد تروریستی استفاده می شود در مقابل بمب های دستی آتش زا نیز مقاوم است و در اوضاع فوق العاده وبحرانی کاربرد بسزایی دارد.

قدرت این سپرهای به اصطلاح مسافرتی و قابل حمل به گونه ای است که می تواند جلوی گلوله های رگبار AK۴۷ را بگیرد.این سپر پس از باز شدن قادر است مساحت مناسبی را پوشش دهد و امکان خارج شدن سریع شخص را از صحنه ترور مهیا کند.

سالروز آزاد سوسنگرد+فیلم


عملیات سوسنگرد حرکتی بزرگ در جهت صیانت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بود. این پیروزی بزرگ نتیجه قطعی یک همکاری و هماهنگی نزدیک بین نیروهای ارتشی و مردمی (سپاه و نیروهای چریک) بود، چرا که هیچ یک از این نیروها به تنهایی قادر نبودند که چنین موفقیتی را رقم بزنند.

عمليات سوسنگرد يك عمليات صرفا ًنظامي نبود بلكه حركتي بزرگ درجهت صيانت از انقلاب اسلامي ايران و دستاوردهاي گرانبهاي آن بود.گرچه دفاع نظامي پس از هشت سال به پايان رسيد اما فرهنگ دفاع مي بايست در تمام زواياي زندگي بويژه براي نسل هاي بعدي حفظ شود و اين امر رسالت سنگيني است كه بر دوش تمام رسانه هاي جمعي است.امروز وظيفه همگان است كه در جهت ثبت و ضبط خاطرات و دليرمردي هاي رزمندگان ، ايثارگران و نيز خانواده معززشهدا تلاش كنند چراكه اين فرهنگ همچون دژي تسخيرناپذير در برابر دشمنان در تمام عرصه ها به ويژه جنگ نرم است.

پيروزي تاريخي سوسنگردنتيجه قطعي يك همكاري و هماهنگي نزديك بين نيروهاي ارتشي و مردمي (سپاه و نيروهاي چريك) بود. هيچ يك به تنهايي قادرنبود كه چنين موفقيتي را تأمين كند. ارتش بدون نيروهاي مردمي، آن قدرت و جسارت حمله را نداشت، بخصوص آن كه نيروهايش كمتر از دشمن بود، و نيروهاي مردمي نيز بدون پشتيباني ارتش، و وجود توپخانه و هيبت تانك‏هاي ارتش در پشت، هيچ‏كاري نمي‏توانستند انجام دهند، و بدون نتيجه متلاشي مي‏شدند. اين وحدت بين ارتش ومردم، كارآيي هر يك را چندين برابر مي‏كرد، وتجربه‏اي جديد را در جنگ‏هاي كلاسيك و چريكي به دنيا ارائه مي‏داد.

پيروزي سوسنگرد، درسي عبرت ‏آموز براي ملت ما و شكستي تعيين‏كننده براي دشمن بود.

ارتش بدون نیروهای مردمی و نیروهای مردمی نیز بدون پشتیبانی ارتش  و وجود توپخانه و هیبت تانک‌های ارتش در جبهه، هیچ کاری نمی‌توانستند انجام دهند و بدون نتیجه متلاشی می‌شدند. این وحدت بین ارتش و مردم، کارایی هر یک را چندین برابر می‌کرد  و تجربه‌ای جدید را در جنگ‌های کلاسیک و چریکی به دنیا ارائه می‌داد.

نقش راهبردی حضرت آیت الله خامنه‌ای در هدایت رزمندگان اسلام  که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره)در شورای عالی دفاع بودند در به ثمر رساندن دستور تاریخی بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه «سوسنگرد تا فردا باید آزاد شود»، نقشی انکارناپذیر و  اثرگذار بود، به گونه‌ای که وقتی با کارشکنی‌های "بنی صدر" مواجه می‌شوند با درایت و هوشیاری، رزمندگان اسلام را هدایت کرده و موجبات آزادسازی سوسنگرد را فراهم می‌آورند که این عملیات،  کلیدی برای فتوحات بعدی رزمندگان اسلام در جنگ شده و باعث نجات خوزستان و اهواز و پیروزی در دیگر عملیات‌ها می‌شود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

موقعیت منطقه

شهرستان مرزی دشت آزادگان شامل بخش‌های هویزه و بستان با مرکزیت شهر سوسنگرد بوده است. این شهرستان در ۵۵کیلومتری غرب اهواز واقع و تا بُستان ۳۰کیلومتر و تا مرز چزابه 55 کیلومتر است. رودخانه کرخه از شمال آن گذشته و شعبه‌ای از کرخه به نام "رودخانه نیسان" از درون شهر عبور کرده و شهر را به دو قسمت تقسیم می‌کند.جمعیت دشت آزادگان بر پایه سرشماری سال ۱۳۵۵تعداد ۱۴۰۰۰نفر بود. مردم این شهر عرب زبان و شیعه مذهب بوده و شغل عمده مردم آن کشاورزی است.

آشنایی با عملیات پدافندی سوسنگرد

بلافاصله حضرت آقا در تماس تلفنی این مساله را باحضرت امام در میان می گذارند وامام هم می فرمایند تیپ باید شرکت کند ونیازی به اجازه بنی صدر نیست حضرت آقا هم فورا نامه ای به فرماندهی لشکر2زرهی می نویسند که تیپ باید در عملیات شرکت کند وهرکس از این دستور سرپیچی کند مسوول است شهید چمران تیز در زیرنامه متنی را اضافه میکند با این مضمون که اگر تیپ فردا عمل نکند 500نفر از مدافعان فردا به شهادت می رسند واگر من زنده باشم با مسوول متخلف برخورد خواهم کرد (منظور بنی صدر می باشد)ازآن طرف فرماندهی متعهد لشگر 2 هم که علاقه خاصی به رهبر معظم انقلاب داشتند تیپ رادر حالت آماده باش قرار می دهند وفردا صبح عملیات به فرماندهی شهید چمران وامیر قاسمی نو در مورخه 26/8/59 اغاز می شود وباحمایت چند فروند بالگرد توپدار کبری محاصره سوسنگرد شکسته می شود.

در این عملیات که شهید چمران در خط مقدم شرکت داشتند از ناحیه پا به شدت مجروح می شوند و یکی از محافظانش هم به شهادت می رسد ولی شهید چمران با کشتن راننده یک کامیون عراقی وبه همراه دیگر محافظش با کامیون به عقب برمی گردندوشهید چمران را برای مداوا به تهرانمنتقل می نمایند. این عملیات با فرماندهی مستقیم حضرت اقا وشهید چمران با موفقیت به پایان میرسد و سوسنگرد برای همیشه آزاد می گردد مناطق مرزی بستان وچزابه در اشغال دشمن باقی می ماند تا این که عملیات طریق القدس در نیمه شب دی ماه سال 60 به فرماندهی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی به اجرا درآمد و650کیلومتر مربع از سرزمین های جمهوری اسلامی ایران و مناطق بستان وچزابه آزاد گردید وبرای اولین بار نیرو های جمهوری اسلامی ایران به مرزهای بین المللی رسیدند.

خلبانان شهید نیروی هوایی در عملیات آزادسازی سوسنگرد

در عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد در ۲۶ آبان‌ماه سال ۱۳۵۹ که به شکست حصر سوسنگرد منجر شد، ۲۴ خلبان نیروی هوایی شرکت داشتند که از این تعداد « هوشنگ کیان‌آرا»، «سید محمدتقی حسینی»، «محمد کام‌بخش ضیایی»، «نعمت‌الله اکبری سامانی»، « یونس خوش‌بین» و « ابراهیم‌ امیدبخش» به شهادت رسیدند.

هم‌چنین «استوار دوم شهید حسین سلمان‌زاده»، «گروهبان یکم شهید ابراهیم قهوه‌چی‌زاده»، «استوار دوم شهید غلامعلی حلاج قدوی»، «سروان فنی شهید عبدالله عیسی‌پور»، «ستوان دو شهید سیدعلی اکبر حیدری» نیز از دیگر شهدای نیروی هوایی در جریان عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد می باشند.

لیست خلبانان هواپیمای F5 شرکت‌کننده در عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد به شرح زیر اعلام گردید: «داود صادقی»، «محمود نعیمی»، «شیرافکن همتی»، «جلال آرام»، «پرویز نصری»، «بهنام غنامیان»، «احمد مهرنیا»،‌ «سید اسماعیل موسوی»، «سیاوش مشیری» «حبیب‌الله بقایی» ،«داوود سلمان»، «قاسم محمدامینی»، «ایرج عصاره»، «اکبر توانگریان» و همچنین خلبانان «محمد مسبوق»، «رضا رمضانی»، «فضل‌الله جاوید‌نیا» و «داوود عسگری» با هواپیمای F14 درجریان عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد شرکت داشتند .

هدف عملیات: نجات سوسنگرد از خطر سقوط حتمی

توضیحات : بعد از شکست نخستین تلاش دشمن در اوایل مهرماه جهت اشغال سوسنگرد ، بعد از سقوط خرمشهر در اواسط آبان، دشمن یک بار دیگر برای تصرف شهر اقدام و آن را محاصره نمود . در شرایطی که مدافعان شهر آخرین مقاومت ها را انجام می دادند ، 2 گردان زرهی از ارتش با همراهی نیروهای سپاه ، بسیج و ستاد جنگهای نامنظم دکتر چمران ، در امتداد جاده سوسنگرد-حمیدیه دست به حمله زده و ضمن شکستن خط محاصره ، عراقی ها را از داخل شهر عقب راندند.

موقعيت عمومي دشت آزادگان

طرح شکستن محاصره سوسنگرد در جلسه اي با شرکت فرماندهان ارتش، سپاه و ستادجنگ هاي نامنظم، نماينده امام در شوراي عالي دفاع و استاندار خوزستان آماده شد. بر اساس اين طرح، حرکت اصلي از روستاي گلبهار به سوسنگرد و حرکت فرعي از سمت سبهانيه انجام مي شد . در اين طرح، مقاومت نيروهاي محاصره شده نيز بخشي از توان به شمار مي آمد....

یکروز پس از آزادسازی سوسنگرد

مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب "هویزه ،آخرین گامهای اشغالگر"از مجموعه کتابهای "روزشمار جنگ ایران وعراق"حوادث این روز را اینگونه بیان می کند:

سه شنبه 27 آبان 1359 9 محرم 1401 18 نوامبر 1980

واحد اطلاعات سپاه خوزستان پس از شروع عملیات شکستن محاصره سوسنگرد، وضعیت نیروهای عراقی را تا ساعت ده صبح 27 / 8 / 59 به این شرح اعلام کرد : دشمن از جنوب سوسنگرد ده کیلومتر عقب رانده شده و هنوز در حال عقب نشینی است . از جانب غرب هم دشمن تا حدود دو کیلومتری آن طرف رودخانه کرخه عقب نشسته و از آنجا شهر را با خمپاره می زند …

سوسنگرد آزاد شد

مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب "هویزه ،آخرین گامهای اشغالگر"از مجموعه کتابهای "روزشمار جنگ ایران وعراق"حوادث این روز را اینگونه بیان می کند:

دو شنبه26آبان 1359 8 محرم 1401 17 نوامبر 1980

عراق در ادامه فعالیت و فشار خود برای تسخیر سوسنگرد، بار دیگر تانکها را وارد شهر کرد . چند دستگاه تانک تا ده متری مسجد جامع ( مقر نظامی شهر ) پیشروی کرد که با انهدام دو دستگاه آن، این حمله متوقف و به شکست منجر شد .

اشغال و آزادي شهر سوسنگرد

حدود ساعت 10 صبح 31 شهريور سال 1359 به سرلشکر وفيق السامرايي – از فرماندهان ارشد عراق – دستوري رسيد. از او خواسته شد، پيش از ساعت 12 به مرکز اصلي فرماندهي جنگ برود. در آن روزها، از گرماي شديد هواي عراق کاسته شده بود. عراقي ها براي تحرک نيروها و فعاليت تانک و زره پوش هايشان نياز به شرايط جوي داشتند. راس ساعت يک بعدازظهر به وقت ايران 192 هواپيماي جنگنده نيروي هوايي عراق به طرف اهداف خود در ايران پرواز کردند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم بعث عراق کوشید با فعال کردن دستگاه تبلیغاتی و القای افکار "پان عربیسم" و فرستادن پول و سلاح و همچنین انجام عملیات‌های مین گذاری و انفجار پل‌ها و مراکز شهری و با استفاده از نارسایی‌های موجود در منطقه، وضعیت نامطلوب امنیتی و سیاسی برای نظام اسلامی‌مان ایجاد کند که با درایت و مقاومت مردم ولایت‌مدار و انقلابی منطقه دشت آزادگان ناکام ماند.

محور چزابه ـ بستان ـ سوسنگرد ـ حمیدیه به اهواز از مهم‌ترین محورهای تجاوز دشمن بعثی برای تصرف اهواز و سپس اشغال خوزستان بود و برای همین، صدام به لشکر قدرتمند ۹زرهی عراق مأموریت اشغال سوسنگرد و تصرف اهواز را (به همراه لشکر پنج عراق از محور طلائیه ـ پادگان حمید) واگذار کرد.

با نگاهی به هدف‌گذاری عراق، گویا از مهم‌ترین اهداف عراق در جنگ، اشغال خوزستان و در اشغال خوزستان نیز مهم‌ترین عراق اشغال اهواز بوده است؛ بنابراین، تلاش عراق در جبهه میانی (مناطق بستان و سوسنگرد) مهم‌ترین و اصلی‌ترین تلاش است که در صورت موفقیـت، برای تحقـق همه اهداف خود تا حد بسیاری امیـدوار و اگر شکست می‌خورد در تحقق کل هدف ناکام و ناامید می‌شد.


عملیات سوسنگرد از جمله عملیات‌های مهم ایران در جریان جنگ با عراق بود. این عملیات در محور سوسنگرد به صورت نیمه گسترده در تاریخ 1359.08.26به فرماندهی مشترک انجام شد.

این عملیات قرار بود با مشارکت پاسداران و تیپ ۲لشکر ۹۲زرهی خوزستان و نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم انجام شود. کلیه هماهنگی‌ها برای انجام عملیات و نجات مدافعان توسط حضرت آیت الله خامنه‌ای و شهید چمران انجام گرفته بود و قرار بود فردا صبح نیروی اصلی عملیات که همان تیپ ۲زرهی ۹۲بود حمله خود را به سوسنگرد آغاز کنند که شب ساعت حدود ۱۲شب فرمانده لشکر ۹۲زرهی امیر سرتیپ "غلامرضا قاسمی نو" در تماس تلفنی با حضرت آیت الله خامنه‌ای اظهار داشت که فرمانده نیروی زمینی ارتش تیمسار "ظهیرنژاد" گفته که تیپ ۲نباید در عملیات شرکت کند و چون احتمال انهدام تیپ وجود دارد به دستور بنی صدر از شرکت در این عملیات خودداری کند.

با این دستور عملاً عملیات لغو می‌شد و سوسنگرد نیز سقوط می‌کرد و تمام مدافعان به شهادت می‌رسیدند. بلافاصله حضرت آقا در تماس تلفنی این مسئله را با حضرت امام در میان می‌گذارند و امام هم می‌فرمایند تیپ باید شرکت کند و نیازی به اجازه بنی صدر نیست؛ حضرت آقا هم فوراً نامه‌ای به فرماندهی لشکر ۲زرهی می‌نویسند که تیپ باید در عملیات شرکت کند و هرکس از این دستور سرپیچی کند مسئول است.

 


مقام معظم رهبری(مدظله): نامه آزادی سوسنگرد را قرص و محکم نوشتم

«شب عملیات جزو شب‌های خاطره‌انگیز من است. شب عجیبی بود. من بودم با چمران و سرهنگ سلیمی و جوان دیگری به نام اکبر که از محافظان شهید چمران بود. یک پسر شجاع، خوش روحیه، متدین و جوان برازنده‌ای که فردای همان روز کنار چمران شهید شد. تا ساعت ۱۲ ـ ۱۱ صحبت‌ها را کردیم و بعد رفتیم بخوابیم و آماده شویم برای حرکت. تازه خوابم برده بود که چمران آمد پشت در اتاق و محکم در می‌زد که فلانی بلند شو!

گفتم: چه شده؟

گفت: طرح به هم خورد. از دزفول خبر دادند که تیپ ۲ لشکر ۹۲ را نیاز داریم و نمی‌توانیم بدهیم.

یعنی نیروی حمله‌ور اصلی! من خیلی برآشفته شدم که چرا این کار را می‌کنند. این به جز اذیت‌کردن و ضربه‌زدن کار دیگری نیست. تلفن کردم به فرمانده نیروهای دزفول. تیمسار ظهیرنژاد آنجا بود.

گفتم: چرا این دستور را دادید؟

گفت: دستور آقای بنی‌صدر است و علت هم این است که این تیپ را برای کار دیگری به اهواز آوردیم و اگر بیاید آنجا منهدم می‌شود. این تیپ خوبی است و ما از ترس انهدام آن نمی‌خواهیم آن را وارد عملیات کنیم. مگر به امر. "مگر به امر" یعنی اینکه دستور ویژه‌ای از طرف فرماندهی بیاید که برو. من گفتم این نمی‌شود. اول اینکه چرا منهدم شود، کما اینکه فردا لشکر آمد و منهدم نشد. بعد هم اینکه چه کاری مهم‌تر از سوسنگرد؟ و اگر این تیپ نیاید یعنی تعطیل شدن این عملیات و باید بیاید. قرص و محکم گفتم شما به آقای بنی‌صدر هم بگویید که باید بیاید و دستور را لغو کنید. مرحوم چمران اصرار داشت با خود بنی‌صدر صحبت شود. راستش من اِبا داشتم از اینکه با بنی‌صدر به مناقشه لفظی بیفتم. چون سرش نمی‌شد و بی‌خودی پشت سر هم چیزی می‌گفت. گفتم شما خودت صحبت کن! چمران تماس گرفت و عین همین صحبت‌ها که باید تیپ ۲ لشکر ۹۲ بیاید را به بنی صدر گفت. بنی‌صدر هم قولکی داد، قول داد که دستور دهد تیپ بیاید.».

امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد آزاد شود

«چیزی که خیلی به کمک ما آمد پیغام مرحوم اشراقی بود. سر شب مرحوم "اشراقی" داماد امام، از تهران با من تماس گرفت و خبرها را پرسید. من گفتم قرار بر این است که عملیات انجام شود و ظاهراً من اظهار تردید کرده بودم که دغدغه دارم و ممکن است عملیات انجام نشود، مگر اینکه امام دستور دهد. ایشان رفت با امام تماس گرفت، پیغام داد امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد باید آزاد شود و "تیمسار فلاحی" هم باید مباشر عملیات باشد. من این را نگفته بودم چون دیروقت بود. شاید هم فکر می‌کردم که صبح بگویم. وقتی که این مسئله پیش آمد گفتم حالا وقتش است که این پیغام را بدهم. نشستم دو نامه نوشتم. یکی ساعت یک و نیم بعد از نصف شب و یکی ساعت ۲.».


ماجرای نامه رهبر معظم انقلاب به فرماندهان ارتش

«ساعت یک و نیم به "سرهنگ قاسمی"، فرمانده لشکر ۹۲ نوشتم که داماد حضرت امام، از قول امام، پیغام دادند که فردا باید حصر سوسنگرد شکسته شود و اگر تیپ 2 نباشد این کار انجام نمی‌شود. به "تیمسار ظهیرنژاد" گفتم و ایشان هم قول داده که با بنی صدر صحبت کند، تیپ بیاید و شما هم آماده باشید که تیپ را به کار بگیرید. مبادا به خاطر پیغامی که سر شب آمده، تیپ را از دور خارج کنید. نامه را دادم به دست یکی از برادرها و گفتم این نامه را می‌بری و اگر سرهنگ قاسمی خواب هم بود از خواب بیدارش می‌کنی و نامه را به دستش می‌دهی.

یک نامه هم ساعت ۲ برای "سرتیپ فلاحی" با همین مضمون نوشتم با این اضافه که امام گفتند سرتیپ فلاحی هم باید در جریان عملیات باشند و نظارت کنند. این ماجرا را هم نوشتم که می‌خواستند تیپ را از ما بگیرند و گفتیم که باید تیپ باشد و شما مسئول هستید که این را بگیرید و کار کنید. هر دو نامه را به شهید چمران دادم و گفتم شما هم بنویس که نظر هردویمان باشد.

شهید چمران نیز در زیر نامه متنی را اضافه می‌کند با این مضمون که اگر تیپ فردا عمل نکند ۵۰۰ نفر از مدافعان فردا به شهادت می‌رسند و اگر من زنده باشم با مسئول متخلف برخورد خواهم کرد (منظور بنی صدر می‌باشد).

شرح شهید چمران را که دیدم گفتم هر کس بخواند دلش می‌سوزد. ساعت ۲ هم نامه دوم را برای سرتیپ فلاحی فرستادم. خیالم راحت بود که کار انجام می‌شود، اما باز هم دغدغه داشتیم. بارها شده بود که کار تا لحظات آخر رسیده بود و به دلیلی تعطیل شده بود. صبح زود که از خواب برای نماز بلند شدم، دیدم اوضاع خوب است. ساعت ۵ صبح تیپ ۲ از خط عبور کرده بود. همان زمان که نامه را دریافت کردند، مشغول شدند و بعد از دریافت نامه حرکت کرده بودند. چنانچه بنا بر این بود که "به امر" کار کنند، تا آن آقا از خواب بلند شود به او بگویند و "به امری" منتهی شود، دستور ساعت ۹ صادر می‌شد و ساعت ۱۱ عملیات ناموفقی انجام می‌شد که قطعاً شکست می‌خوردیم.

چمران هم بلند شد و رفت. من هم چند ملاقات داشتم که انجام دادم و رفتم به طرف جبهه و عملیات. البته وقتی رفتم دیدم "شهید فلاحی" هم رفته است. صبح زود هم چمران و فلاحی رفته و هم آقای غرضی رفته بودند و این‌ها در خطوط مقدم و صحنه درگیری حضور داشتند. ما که رفتیم، جنگ دور گرفته بود و نیروهای ما پیش رفته بودند و حدود ساعت ۱۰:۳۰ بود که ظهیرنژاد هم آمدند و رفتند جلو. ما می‌رفتیم و در واحدهای عقبه و درگیر پیاده می‌شدیم و با آن‌ها صحبت می‌کردیم. احوالشان را می‌پرسیدیم، خبر می‌گرفتیم. دائماً می‌گفتند که خبرها خوب است و پیش‌بینی می‌شد ساعت ۲:۳۰ ما وارد سوسنگرد شویم. حدود ساعت یک به اهواز برگشتم و می‌خواستم بیایم تهران، اهواز که رسیدم خبر دادند که چمران مجروح شده و خیلی نگران شدم چمران را آوردند.

قضیه از این قرار بود که چمران و دو محافظش مشغول جنگیدن بودند که تنها می‌مانند و عراقی‌ها آن‌ها را به رگبار می‌بندند. چمران بعداً گفت که من آن روز مثل ماهی می‌غلتیدم که رگبارها به من نخورد. آدمی قوی بود، در جنگ انفرادی قوی بود. یکی از محافظان جای امنی پیدا کرده بود که رگبارها به او نخورد، اما اکبر جایی پیدا نکرده بود و شهید شده بود. پای چمران هم زخمی شده بود.

یک کامیون عراقی از آنجا رد می‌شود و چمران هم می‌بیند که چیز خوبی است و کامیون را به رگبار می‌بندد. شوفر عراقی تیر می‌خورد و چمران به کمک محافظش وارد کامیون می‌شود و می‌افتد عقب کامیون. چمران مجروح را با یک کامیون عراقی از جنگ می‌آورند اهواز. ساعت ۲ بود که رفتم بیمارستان دیدم که حالش خوب است، اما جراحت رانش نسبتاً کاری است و ۴۰ ـ ۳۰ روزی هم او را انداخت. او را از اتاق عمل بیرون آوردند و تمام سفارشش این بود که نگذارید حمله از دور بیفتد و هی به من و "سرهنگ سلیمی" التماس می‌کرد که نگذارید حمله از دور بیفتد. همین‌طور هم بود و ساعت ۲:۳۰ بچه‌ها پیروز و مظفر وارد سوسنگرد شدند.

از آن طرف فرماندهی متعهد لشگر ۲ هم که علاقه خاصی به رهبر معظم انقلاب داشتند تیپ را در حالت آماده باش قرار می‌دهند و فردا صبح عملیات به فرماندهی شهید چمران و امیر قاسمی نو در مورخه 1359/08/26 آغاز می‌شود و با حمایت چند فروند بالگرد توپ دار کبری محاصره سوسنگرد شکسته می‌شود.

این عملیات با فرماندهی مستقیم حضرت آقا و شهید چمران با موفقیت به پایان می‌رسد و سوسنگرد برای همیشه آزاد می‌گردد مناطق مرزی بستان و چزابه در اشغال دشمن باقی می‌ماند تا این که "عملیات طریق القدس" در نیمه شب دی ماه سال ۶۰ به فرماندهی شهید سپهبد "علی صیاد شیرازی" به اجرا درآمد و ۶۵۰ کیلومتر مربع از سرزمین‌های جمهوری اسلامی ایران و مناطق بستان و چزابه آزاد گردید و برای اولین بار نیرو های جمهوری اسلامی ایران به مرزهای بین المللی رسیدند.».


 


دل نوشته سردار رشيد اسلام شهيد دكتر چمران فرمانده جنگ هاي نامنظم در عمليات سوسنگرد

شب تاسوعا بود و تصور عاشورا؛ و لشكريان يزيد كه مرا محاصره كرده بودند و ديوار آهنين تانك ها اطراف مرا سد كرده و آتشبار شديدآنها مرا مي كوبيد و هجوم كه مرا قطعه قطعه كنند و به خاك بيندازندومن تصميم گرفته بودم كه پيروزي حتمي ايمان را بر آهن به ثبوت برسانم، و برتري قاطع خون را بر آتش نشان دهم، و برّندگي اسلحه شهادت را در ميان سيل دشمنان بنمايانم، و ذلت و زبوني صدها كماندوي صدام يزيدي را عملا ثابت كنم.احساس مي‏كردم كه عاشوراست، و در ركاب حسين(ع) مي‏جنگم، و هيچ قدرتي قادر نيست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست وآشناي هميشگي من، در كنارم بود و راستي كه از مصاحبتش لذت مي‏بردم. احساس مي‏كردم كه حسين(ع) مرا به جنگ كفّارفرستاده و از پشت سر مراقب من است، حركات مرا مي‏بيند، سرعت عمل مرا تمجيد مي‏كند، فداكاري مرا مي‏ستايد، و از زخم‏هاي خونين بدنم آگاهي دارد؛ و براستي كه زخم و درد در راه او و خداي او چقدر لذت‏بخش است.

با پاي مجروح خود راز و نياز مي‏كردم: اي پاي عزيزم، اي آنكه همه عمر وزن مرا تحمل كرده‏اي، و مرا از كوه‏ها و بيابان‏ها و راه‏هاي دورگذرانده‏اي، اي پاي چابك و توانا، كه در همه مسابقات مرا پيروز كرده‏اي، اكنون كه ساعت آخر حيات من است از تو مي‏خواهم كه باجراحت و درد مدارا كني، مثل هميشه چابك و توانا باشي، و مرا در صحنه نبرد ذليل و خوار نكني...وبراستي كه پاي من، مرا لنگ نگذاشت، وهرچه خواستم و اراده كردم به سهولت انجام داد.به خون نيز نهيب زدم: آرام باش، اين چنين به خارج جاري مشو، من اكنون با تو كار دارم و مي‏خواهم كه به وظيفه‏اي درست عمل كني.رگبار گلوله ازچپ و راست همچنان مي‏باريد، ومن نيزمرتب جابجا مي‏شدم، و با رگبار گلوله از نزديك شدن آنها ممانعت مي‏كردم.


khaterat e agha dar mored e susangerd va shahid chamran 03 خاطرات مقام معظم رهبری عملیات سوسنگرد و شهید چمران

گفت‌وگوی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به انگیزه سالگرد دفع متجاوزین بعثی از سوسنگرد با برنامه «خاطرات جبهه» :

داخل سوسنگرد تقریباً کسی را نداشتیم. به مردم گفته بودیم تخلیه کنید، نیروهای ارتش و سپاه هم کم بودند. یک سرگرد نیروی هوایی را فرمانده نیروهای مستقر در سوسنگرد کرده بودیم. یعنی هم ارتش و هم سپاه و نیروهای نامنظم ـ که تحت فرماندهی شهید چمران بود ـ تحت فرماندهی او بودند. البته تعدادی از بچه‌های افسر نیروی هوایی که با میل و رغبت داوطلب جنگ شده بودند آنجا بودند. 13- 12 افسر که یکی‌شان هم شهید شد. مدافعین شهر سوسنگرد همین عده قلیل بودند... گمان نمی‌کنم تعداد نیروها به 200 نفر هم می‌رسید. یقین داشتیم اگر عراقی‌ها سوسنگرد را بگیرند همه بچه‌ها قتل عام خواهند شد.

عصر 23 آبان و روز جمعه بود و ما در تهران جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. قبل از آنکه بروم جلسه، از ستاد ما سرهنگ سلیمی با من تماس گرفت. سرهنگ سلیمی، رئیس ستاد جنگ‌های نامنظم بود و چمران فرمانده این ستاد. ایشان با اضطراب تماس گرفت که سوسنگرد به شدت در فشار و آتش فراوان است و بچه‌ها استمداد می‌کنند، کاری هم که قرار بود انجام بگیرد، نگرفته. با لشکر 92 و سرهنگی که فرمانده لشکر بود توافق کرده بودیم حرکتی انجام بگیرد و به کمک بچه‌ها بروند اما هیچ مقدماتی برای آن فراهم نشده بود. اندکی بعد جلسه شورا تشکیل شد، بنی صدر سه ربع، نیم ساعتی دیر آمد.

وقتی وارد جلسه شد متوجه شدیم بنی‌صدر از جریان مطلع است و در اتاق دیگری با فرماندهان نظامی مسئله سوسنگرد را بررسی می‌کردند... در جلسه شورای دفاع مطرح کردم که اگر شهر را بگیرند این بچه‌ها شهید خواهند شد. خسارت شهادت بچه‌ها از خسارت گرفتن شهر بیشتر است. چون ما شهر را دوباره پس خواهیم گرفت اما بچه‌ها را به‌دست نمی‌آوریم. بنی‌صدر گفت من دنبال این قضیه هستم و ما هم زودتر جلسه را تعطیل کردیم که بنی صدر برود دنبال این کار و من دیگر خاطرم جمع شد.

صبح یکشنبه رفتم اهواز. از آشفتگی و کلافگی سرهنگ سلیمی و بچه‌هایی که آنجا بودند، فهمیدیم که هیچ کاری انجام نشده، خیلی اوقاتم تلخ شد... در این بین بنی صدر از دزفول با من تماس گرفت، شاید هم من تماس گرفتم، گفتم چنین وضعی است و بچه‌ها هیچ کاری نکردند و تو دستوری بده! او به من گفت خوب است شما به ستاد لشکر بروید آنها را نوازش بکنید و مسئولین لشکر را تشویقشان کنید، من هم از این طرف دستور می‌دهم، مشغول شوند و کار کنند.

مرحوم چمران و آقای غرضی رفته بودند منطقه را از نزدیک بازدید کنند. ما رفتیم ستاد لشکر 92... مشکل عمده ما نیرو بود. لشکرهایمان محدود بود. به قول لشکری‌ها منها بودند... هم تجهیزات کم داشت هم نیرو. تجهیزات را می‌شد فراهم کرد اما نیرو را نه. گفتیم گروه رزمی 148 بیاید به کمک یک گروهانی از تیپ2 لشکر 92. این لشکر در آنجا مواضع و خطوطی داشت که جایز نبود رهایش کند. اما یک گروهان را می‌توانست رها کند. گفتیم آن گروهان با گروه 148 مرکز خراسان بیایند محور حمیدیه- سوسنگرد تا خط تماس را طی کنند و آنجا مستقر شوند. بعد تیپ 2 لشکر 92، که قبلاً در دزفول بود و حالا مأمور شده بود به اهواز بیاید، از خط عبور کند. یعنی بیاید و از لابه‌لای اینها حمله کند. بنابراین تنها نیروی حمله‌ورمان تیپ 2 لشکر 92 بود. تیپ خوبی بود و فرمانده خوبی هم داشت... قرار شد نیروهای سپاه بروند به خورد ارتش. مثلاً یک گردان ارتشی 100 تا سپاهی را بگیرد... فرمانده سپاه جوانی به نام رستمی و اهل سبز‌وار بود و شهید شد. پسر بسیار خوبی بود و جزو چهره‌های فراموش نشدنی من. از خصوصیات این جوان این بود که خیلی راحت با ارتشی‌ها برخورد و کار می‌کرد. او زبان آنها را می‌فهمید و آنها هم زبان او را. ارتشی‌ها هم خیلی دوستش داشتند. تعدادی نیروهای نامنظم هم در مشت چمران بود و قرار بود جلوتر از همه بروند و خط شکن‌های اول باشند. تعدادشان زیاد نبود اما کارایی چمران می‌توانست کارایی زیادی به آنها بدهد. این ترتیبی بود که ما دادیم و خیالمان هم راحت شد.

ساعت حمله، در اصطلاح ساعت سین بود، علی الطلوع 26 آبان ماه بود. شب عملیات جزو شب‌های خاطره‌انگیز من است. شب عجیبی بود. من بودم با چمران و سرهنگ سلیمی و جوان دیگری به نام اکبر که از محافظان شهید چمران بود. یک پسر شجاع، خوش روحیه، متدین و جوان برازنده‌ای که فردای همان روز کنار چمران شهید شد... تا ساعت 12-11 صحبت‌ها را کردیم و بعد رفتیم بخوابیم و آماده شویم برای حرکت. تازه خوابم برده بود که چمران آمد پشت در اتاق و محکم در می‌‌زد که فلانی بلند شو!

گفتم: چه شده؟

گفت: طرح به هم خورد. از دزفول خبر دادند که تیپ 2 لشکر 92 را نیاز داریم و نمی‌توانیم بدهیم.

یعنی نیروی حمله‌ور اصلی! من خیلی برآشفته شدم که چرا این کار را می‌کنند. این به جز اذیت‌کردن و ضربه‌زدن کار دیگری نیست. تلفن کردم به فرمانده نیروهای دزفول. تیمسار ظهیرنژاد آنجا بود.

گفتم: چرا این دستور را دادید؟

گفت: دستور آقای بنی‌صدر است و علت هم این است که این تیپ را برای کار دیگری به اهواز آوردیم و اگر بیاید آنجا منهدم می‌شود. این تیپ خوبی است و ما از ترس انهدام آن نمی‌خواهیم آن را وارد عملیات کنیم. مگر به امر.

مگر به امر یعنی اینکه دستور ویژه‌ای از طرف فرماندهی بیاید که برو. من گفتم این نمی‌شود. اول اینکه چرا منهدم شود، کما اینکه فردا لشکر آمد و منهدم نشد. بعد هم اینکه چه کاری مهم‌تر از سوسنگرد؟ و اگر این تیپ نیاید یعنی تعطیل شدن این عملیات و باید بیاید. قرص و محکم گفتم شما به آقای بنی‌صدر هم بگویید که باید بیاید و دستور را لغو کنید.

مرحوم چمران اصرار داشت با خود بنی‌صدر صحبت شود. راستش من ابا داشتم از اینکه با بنی‌صدر به مناقشه لفظی بیفتم. چون سرش نمی‌شد و بی‌خودی پشت سر هم چیزی می‌گفت. گفتم شما خودت صحبت کن! ... چمران تماس گرفت و عین همین‌ صحبت‌ها که باید تیپ 2 لشکر 92 بیاید را به بنی صدر گفت. بنی صدر هم قولکی داد. قول داد که دستور دهد تیپ بیاید.

چیزی که خیلی به کمک ما آمد پیغام مرحوم اشراقی بود. سر شب مرحوم اشراقی داماد امام، از تهران با من تماس گرفت و خبرها را پرسید. من گفتم قرار بر این است که عملیات انجام شود و ظاهراً من اظهار تردیدکرده بودم که دغدغه دارم و ممکن است عملیات انجام نشود، مگر اینکه امام دستور دهد. ایشان رفت با امام تماس گرفت، پیغام داد امام دستور دادند تا فردا سوسنگرد باید آزاد شود و تیمسار فلاحی هم باید مباشر عملیات باشد.من این را نگفته بودم چون دیروقت بود. شاید هم فکر می‌کردم که صبح بگویم. وقتی که این مسئله پیش آمد گفتم حالا وقتش است که این پیغام را بدهم. نشستم دو نامه نوشتم. یکی ساعت یک و نیم بعد از نصف شب و یکی ساعت دو.

ساعت یک و نیم به سرهنگ قاسمی، فرمانده لشکر 92، نوشتم که داماد حضرت امام، از قول امام، پیغام دادند که فردا باید حصر سوسنگرد شکسته شود و اگر تیپ دو نباشد این کار انجام نمی‌شود. به تیمسار ظهیرنژاد گفتم و ایشان هم قول داده که با بنی صدر صحبت کند، تیپ بیاید و شما هم آماده باشید که تیپ را به کار بگیرید. مبادا به خاطر پیغامی که سر شب آمده، تیپ را از دور خارج کنید. نامه را دادم به دست یکی از برادرها و گفتم این نامه را می‌بری و اگر سرهنگ قاسمی خواب هم بود از خواب بیدارش می‌کنی و نامه را به دستش می‌دهی.

یک نامه هم ساعت 2 برای سرتیپ فلاحی با همین مضمون نوشتم با این اضافه که امام گفتند سرتیپ فلاحی هم باید در جریان عملیات باشند و نظارت کنند. این ماجرا را هم نوشتم که می‌خواستند تیپ را از ما بگیرند و گفتیم که باید تیپ باشد و شما مسئول هستید که این را بگیرید و کار کنید.هر دو نامه را به شهید چمران دادم و گفتم شما هم بنویس که نظر هردویمان باشد. ایشان هم پای هر کدام یک شرح دردمندانه‌ای نوشتند. ایشان هم که می‌دانید خیلی ذوقی و عارفانه می‌نوشتند. من خیلی قرص و محکم نوشتم او خیلی دردمندانه. گفتم هر کس بخواند دلش می‌سوزد. ساعت 2 هم نامه دوم را برای سرتیپ فلاحی فرستادم.

خیالم راحت بود که کار انجام می‌شود اما باز هم دغدغه داشتیم. بارها شده بود که کار تا لحظات آخر رسیده بود و به دلیلی تعطیل شده بود. صبح زود که از خواب برای نماز بلند شدم، دیدم اوضاع خوب است. ساعت 5 صبح تیپ 2 از خط عبور کرده بود. همان زمان که نامه را دریافت کردند، مشغول شدند و بعد از دریافت نامه حرکت کرده بودند.چنانچه بنا بر این بود که «به امر» کار کنند، تا آن آقا از خواب بلند شود به او بگویند و «به امری» منتهی شود، دستور ساعت 9 صادر می‌شد و ساعت 11 عملیات ناموفقی انجام می‌شد که قطعاً شکست می‌خوردیم.

چمران هم بلند شد و رفت. من هم چند ملاقات داشتم که انجام دادم و رفتم به طرف جبهه و عملیات. البته وقتی رفتم دیدم شهید فلاحی هم رفته. صبح زود هم چمران و فلاحی رفته و هم آقای غرضی رفته بودند و اینها در خطوط مقدم و صحنه درگیری حضور داشتند. ما که رفتیم، جنگ دور گرفته بود و نیروهای ما پیش رفته بودند و حدود ساعت 10:30 بود که ظهیرنژاد هم آمدند و رفتند جلو. ما می‌رفتیم و در واحدهای عقبه و درگیر پیاده می‌شدیم و با آنها صحبت می‌کردیم. احوالشان را می‌پرسیدیم، خبر می‌گرفتیم. دائماً می‌گفتند که خبرها خوب است و پیش‌بینی می‌شد ساعت 2:30 ما وارد سوسنگرد شویم. حدود ساعت یک به اهواز برگشتم و می‌خواستم بیایم تهران. اهواز که رسیدم خبردادند که چمران مجروح شده و خیلی نگران شدم. چمران را آوردند.

قضیه از این قرار بود که چمران و دو محافظش مشغول جنگیدن بودند که تنها می‌مانند و عراقی‌ها آنها را به رگبار می‌بندند. چمران بعداً گفت که من آن روز مثل ماهی می‌غلتیدم که رگبارها به من نخورد. آدمی قوی بود، در جنگ انفرادی قوی بود. یکی از محافظان جای امنی پیدا کرده بود که رگبارها به او نخورد اما اکبر جایی پیدا نکرده بود و شهید شده بود. پای چمران هم زخمی شده بود. یک کامیون عراقی از آنجا رد می‌شود و چمران هم می‌بیند که چیز خوبی است و کامیون را به رگبار می‌بندد.

شوفر عراقی تیر می‌خورد و چمران به کمک محافظش وارد کامیون می‌شود و می‌افتد عقب کامیون. چمران مجروح را با یک کامیون عراقی از جنگ می‌آورند اهواز. ساعت2بود که رفتم بیمارستان. دیدم که حالش خوب است اما جراحت رانش نسبتاً کاری است و 40-30 روزی هم او را انداخت. او را از اتاق عمل بیرون آورند و تمام سفارش‌اش این بود که نگذارید حمله از دور بیفتد و هی به من و سرهنگ سلیمی التماس می‌کرد که نگذارید حمله از دور بیفتد. همین طور هم بود و ساعت 2:30 بچه‌ها پیروز و مظفر وارد سوسنگرد شدند.

منبع:

1-خبر گزاری دفاع مقدس

2-مجمع پيشكسوتان جهاد و شهادت جبهه سوسنگرد


اینجا هنوز شمر هست…(عکس+۱۸)

یک وهابی تکفیری نوجوانی را که سربند “رقیة بنت الحسین(ع)” بر پیشانی خود بسته بود را ذبح کرد و با آن عکس یادگاری گرفت.

شبکه های اجتماعی تصویر سر بریده یک نوجوان ۱۶ ساله را منتشر کردند که یک وهابی تکفیری در حالی که سر این نوجوان را در دست دارد با آن عکس یادگاری گرفته است. این نوجوان شیعه در حالی که سربند «رقیة بنت الحسین(ع)» به سر بسته توسط این مزدوران به شهادت رسیده است.

کردستان غرق در ماتم عاشورای حسینی+ عکس

مردم مسلمان استان کردستان و عاشقان حضرت اباعبدالله‌الحسین و دوست‌داران خاندان عصمت و طهارت(ع) در روز شهادت فرزند رسول‌الله در کردستان اشک ماتم ریختند.خیابان‌های منتهی به میدان آزادی و میدان انقلاب سنندج از اولین ساعات صبح امروز شاهد حضور دسته‌های سینه‌زن و زنجیر زنی بود که در سوگ سرور و سالار شهیدان به عزاداری پرداختند.عزاداران سنندجی امروز نماز ظهر عاشورا را همگام با مناطق مختلف کشور به یاد تشنه لبان عاشورای حسینی در خیابان آیت‌الله طالقانی این شهر و به امامت حجت‌الاسلام سیدمحمد حسینی شاهرودی، نماینده ولی فقیه در منطقه کردستان اقامه کردند.

 

منبع: تسنیم

ادامه نوشته

آداب ورسوم عزاداری در کردستان+عکس


مردم متدین کردستان همواره در عرصه‌های مختلف فرهنگی و دینی آداب و رسوم والایی داشته و در تعالی فرهنگ ایران اسلامی سهم بسزایی داشته‌اند و ارادت مردم این دیار به امام حسین(ع) انکارناپذیر است به طوری که منابع و کتاب‌های نویسندگان و شعرای این منطقه به روشنی گویای این حقیقت است.

ایام محرم و صفر نیز بین مردم اهل سنت و تشیع کردستان از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده به گونه ای که در طول این دو ماه هیچگونه مراسم شادی همچون عروسی و جشن های سرور و شادی برگزار نمی شود.

یکی از این مراسم تاریخی و کهن که برگرفته از تمدن غنی و اسلامی مردم مسلمان کردستان است و هر ساله در روز عاشورای حسینی برگزار می شود مراسم گل گیرانی است که به گفته افراد محلی از گذشته های دور تاکنون و هر سال باشکوه خاصی در شهر بیجار برگزار می شود و عزاداران حسینی در این روز با گل گیران غرب اهل بیت امام حسین (ع) و یاران با وفایش را در صحرای کربلا روایت می کند.

  با فرا‌رسیدن ایام محرم، مسلمانان در سراسر جهان با برگزاری مراسم‌های عزاداری به سوگ امام حسین(ع) و یاران وفاداراش می‌نشینند و این مراسم‌ها‌ در هرمنطقه با توجه به شرایط وآئین‌های گوناگون با حضور خودجوش مردمی برگزار می‌شود .

مردم دیار کردستان به اهل بیت(ع) عشق فراوانی می‌ورزند و در طول ایام ماه محرم و صفر از برگزاری هرگونه مراسم جشن و شادی خوداری می‌کنند. در طول ماه محرم مراسم‌ها مختلفی در سراسر استان کردستان برگزار می‌شود اما یکی از مراسم‌ها مهم و تأثیرگذار در این استان، اجرای مراسم گل‌گیران توسط مردم خداجوی دیار گروس است.

این مراسم‌ تاریخی و کهن که برگرفته از تمدن غنی و اسلامی مردم مسلمان کردستان است هر ساله در روز عاشورای حسینی در بیجار برگزار می‌شود. که دوسالی است به‌عنوان میراث معنوی کشور نیز مطرح شده است.

مردم این شهرستان با برگزاری این مراسم تاریخی و مذهبی که برگرفته از عشق و علاقه به سرور و سالار شهیدان در روز عاشورای حسینی است در سوگ شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش گل به سر می‌گیرند.

مردم خطه دیار گروس بر اساس باورهای سنتی که از گذشتگان و نیاکان دورشان باقی مانده است، معتقدند در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، عده‌ای از این خطه برای کمک به ایشان راهی صحرای کربلا شدند، ولی در میانه‌ راه متوجه شدند که امام حسین(ع) به شهادت رسیده است، به همین دلیل آنها با مالیدن خاک و گل به سر و بدن‌شان شروع به عزاداری می‌کنند و این رسم از آن زمان باقی مانده است.

مقدمات برگزاری مراسم دو هفته قبل از روز عاشورا و با تهیه خاک رس از دشت‌های اطراف شهر و الک کردن آن آغاز می‌شود و در روز عاشورا گل مخصوص این مراسم با مخلوط کردن با آب و گلاب در داخل ظرف‌های مختلف تهیه و در اختیار عزاداران قرار داده می‌شود. عزاداران نیز با گل به سرگرفتن به سوگ سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله حسین(ع) می‌نشینند.

عزاداران و سوگواران امام حسین(ع) و خاندان آن حضرت با حرکت دسته‌های عزاداری گل را به سر و صورت و تمام اعضای بدن خود می‌مالند و با دسته‌ها حرکت می‌کنند.

از دیگر مراسم‌های این منطقه پخت هلیم نذری در ایام ماه محرم و صفر است که توسط خانواده‌ها و هیئت‌های مذهبی انجام می‌شود. مردم بیجار به‌خاطر حب و ارادتی که به آقا اباعبدالله الحسین(ع) و اهل بیت مطهرش دارند از ماه‌ها قبل روز‌شماری می‌کنند تا خود را برای پخت غذا‌های نذری آماده کنند.

خانواده‌ها از ماه‌ها قبل شروع به خرید گندم مرغوب منطقه می‌کنند و با آسیاب کردن این گندم‌ها مخلوط بلغوری را به‌دست می‌آورند و در ایام ماه محرم و صفر با پخت هلیم نذری و پخش کردن آن  بین مردم کوچه و محل با مظلومیت و غربت اهل بیت  اباعبد الله الحسین(ع) هم‌نوا می‌شوند.


مردم شهرستان بیجار با برگزاری مراسم تاریخی و باستانی گل گیران که برگرفته از عشق و علاقه به سرور و سالار شهیدان در روز عاشورای حسینی در این خطه از ایران اسلامی است در سوگ شهادت سومین امام شیعیان جهان و یاران با وفایش می نشینند.

گل گیران یکی از این مراسم‌ تاریخی و کهن که برگرفته از تمدن غنی و اسلامی مردم مسلمان کردستان است و هر ساله در روز عاشورای حسینی برگزار در بیجار برگزار می شود و مردم این شهرستان با برگزاری این مراسم تاریخی و باستانی که برگرفته از عشق و علاقه به سرور و سالار شهیدان در روز عاشورای حسینی است در سوگ شهادت امام حسین(ع) و یاران باوفایش می‌نشینند.

مراسم گل گیران مردم بیجار در روز عاشورا علاوه بر آنکه نمادی از غم و اندوه مردمان این دیار در شهادت سید و سالار شهیدان است، نمادی از غربت شهدای واقعه عاشوراست و شاید هم بیش از آنکه نماد غربت شهدای کربلا و امام حسین(ع) باشد، نمادی از خاک آلودگی کودکان یتیم و اسیر کربلا باشد و مردمان این دیار غم خود را در عزای سالار شهیدان با گل‌هایی که بر سر و روی خود می‌مالند، نشان می‌‌دهند.

آیین گل گیران در روز عاشورای حسینی از صبح و با حضور مردم در خیابان های اصلی شهر بیجار آغاز می شود که تمامی هیئت های مذهبی و دسته های عزاداری با نظم و ترتیب خاصی در برگزاری هر چه باشکوهتر آن با هم متحد و یکدل هستند.

مقدمات برگزاری این مراسم دو هفته قبل از روز عاشورا و با تهیه خاک رس از دشت های اطراف شهر و الک کردن آن آغاز می شود و در روز عاشورا گل مخصوص این مراسم در داخل ظرف های مختلف تهیه و عزاداران با گل به سر کردن به سوگ سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله حسین (ع) می نشینند.

هر کدام از هیئت های مذهبی شهر بیجار نیز به صورت جداگانه در خیابان های شهر گل های آماده شده را در مسیر قرار داده و اقشار مختلف مردم و زنجیرزنان با گل به سر کردن بار دیگر اوج علاقه و عشق خود به امام حسین (ع) و یاران باوفایش را به نمایش می گذارد.

اقشار حاضر در این مراسم سپس با زنجیر زدن و سینه زدن و طی مسیر عزاداری در خیابان های اصلی راهی حسینیه بیجار می شوند و در طول مسیر با صدای یا حسین در سوگ شهادت سرو و سالار شهیدان اشک می ریزند.

 

مراسم گل گیران علاوه بر شهر بیجار در شهرهای کوچک و بعضی از دهستان های این شهرستان نیز با حضور اقشار مختلف مردم برگزار می شود و علی رغم گذشت سال های بسیار ولی حتی در روستاها اطراف بیجار نیز این آیین فراموش نشده و هر سال برگزار می شود.

این مراسم از گذشته‌‌های دور و تا امروز در شهر بیجار باشکوه و عظمت خاصی برگزار می‌‌شده، امسال نیز به‌ رغم گذشت سال‌های سال با حضور همه اقشار مختلف مردم در روز عاشورای حسینی در معابر عمومی و میادین اصلی این شهر برگزار می‌‌شود.

مدیر روابط عمومی و امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان کردستان اظهار کرد: براساس باورها و داستان‌هایی که از گذشتگان و نیاکان مردم بیجار باقی مانده است، آنها معتقدند در روزی که امام حسین (ع) به شهادت رسیدند، اجدادشان برای کمک به ایشان راهی صحرای کربلا شدند، ولی در میانه‌ راه متوجه شدند که امام حسین (ع) به شهادت رسیده است. به همین دلیل، آنها با مالیدن خاک و گل به سر و بدن‌شان شروع به عزاداری می‌کنند و این رسم از آن زمان باقی مانده است.

سعید نظری با بیان اینکه مراسم «گل‌گیران» شهرستان بیجار آذرماه سال گذشته در چهارمین همایش ثبت ملی آثار،‌ در فهرست میراث معنوی به ثبت رسید،‌ افزود: از نظر گستردگی و شرکت همه‌ مردم این شهرستان در مراسم و برگزاری آن در یکی از استان‌های سنی‌نشین، این مراسم اهمیت ویژه‌ای دارد.

آیین‌های عاشورایی خاصی نیز در سایر شهرهای استان با آداب و رسوم خاصی همچون طشت‌گذاری، تشکیل حلقه عزا در مقابل مساجد تکایا و حسینیه‌ها، مراسم گل‌گیران و مجالس روضه‌خوانی و تعزیه‌خوانی که از واپسین روزهای ماه ذی‌الحجه آغاز و تا پایان دهه نخست محرم ادامه می‌دهند.

آیین سنتی طشت‌گذاری نیز که در کشور خاص منطقه سریش‌آباد در استان کردستان بوده همه ساله در آخرین شب‌های ماه ذیحجه برگزار می‌شود و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در این شهر در قالب هیات‌های سینه‌زنی با تشکیل حلقه عزا حسین حسین‌گویان در رسای شهدای دشت کربلا بر سر و سینه می‌زنند.

 


عاشقان امام حسین(ع) گرداگرد طشت آبی به نشانه بستن آب بر روی اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، عطش و تشنگی کاروان کربلا سوگواری می‌کنند و آب متبرک این طشت در روز عاشورای حسینی در بین حاجت‌مندان و نیازمندان درگاه اهل بیت پیامبر مکرم اسلام (ص) توزیع می‌شود.

پخت حلیم در شب تاسوعا توسط زنان برخی از مناطق استان از جمله شهر سریش‌آباد از جمله رسوم دیگری است که در این استان در ایام محرم اجرا می‌شود و با این حلیم در صبح غم‌انگیز عاشورا از عزاداران پذیرایی می‌شود. پس از سپری شدن زمانی از حرکت دسته‌های عزاداری در روز عاشورا به یاد واپسین تکبیرهای کاروانیان کربلا و ندای «هل من ناصر ینصرنی» قافله‌سالار دشت کربلا مؤذنان اذان می‌گویند و به طرف میادین شهرها می‌روند.

حرکت علم‌ها و بیرق‌های عزاداری که بزرگ‌ترین آن علم بلندی منصوب به قمر بنی‌هاشم حضرت ابالفضل (ع) بوده که نشان دهنده در زمین نمانده علم آن امام همام است در شهرهایی همچون بیجار،سنندج، سریش‌آباد و قروه انجام می‌شود.

پخش نزورات نیز که بیشتر به صورت پذیرایی با غذای گرم از هیئت‌ها انجام می‌شود، از شب هفتم ماه محرم آغاز شده و حاجت‌مندان و نیازمندان درگاه اهل بیت (ع) به قصد تبرک به این مجالس می‌روند.

در ایام محرم شیعه و سنی در کنار یکدیگر برای امام حسین(ع) عزاداری می‌کنند و ارادات خود را به آن امام بزرگوار نشان می‌دهند زنان اهل سنت کردستان در غم مصیبت‌های وارده به امام حسین اشک می‌ریزند و به فرزندان خود توصیه می‌کنند تا راه ایشان را ادامه دهند و برای امام حسین(ع) سینه بزنند.

مردمان اهالی بانه، سقز، مریوان و کامیاران در استان کردستان اهل سنت هستند اما با این وجود هنگامی که در ایام ماه محرم در خیابان‌های این شهرها راه می‌رویم در و دیوار در ماتم حسینی سیاه‌پوش شده‌ است.

13 آبان در نگاه قرآن

ورود دانشجویان به لانه ی جاسوسی و تسخیر آن، یکی از مصادیق عینی این آیه ی شریفه است: « هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ [حشر/2] اوست آن خدايی که نخستين بار کسانی از اهل کتاب را که کافر بودند، ازخانه هايشان بيرون راند و شما نمی پنداشتيد که بيرون روند آنها نيز می پنداشتند حصارهاشان را توان آن هست که در برابر خدا نگهدارشان باشد خدا از سويی که گمانش را نمی کردند بر آنها تاخت آورد و در دلشان وحشت افکند ، چنان که خانه های خود را به دست خود و به دست مؤمنان خراب می کردند پس ای اهل بصيرت ، عبرت بگيريد »

 آیه ی دوم حشر، مصداقی عینی برای بیرون راندن اهل کفر از خانه هایشان می باشد، که خداوند متعال آنها را از طریق دانشجویان پیرو خط امام از خانه ی خود بیرون کرد؛ و « لِأَوَّلِ الْحَشْرِ» نیز اشاره به مراحل اولیه انقلاب می تواند داشته باشد.

 «ماظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا» یعنی شماها نیز اینطور پیش بینی نمی کردید که آمریکا با چنین ذلتی ییرون رانده شود.

« وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ »  و خود آمریکاییها نیز اینطور تصور می کردند که چون اینجا سفارتخانه ی آن ها است؛ کسی نمی تواند متعرض شود و این چنین تصور می کردند که این قلعه، دژ مستحکمی در برابر نفوذ دیگران است.

« فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا » ، ولی خداوند برای شما از راهی که تصور نمی کردید، بر آنها وارد شد. یعنی این دانشجویان پیرو خط امام از راهی که آنها پیش بینی هم نمی کردند ( از دیوار) بر آن ها وارد شدند و منجر به تسخیر این لانه ی جاسوسی شد. و خداوند نیز در قلب های آن ها وحشت انداخت. « وَ قَذَفَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ » 

 «یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ» یعنی آنچه خود ساخته بودند، با دستان خود خراب و ویران کردند. که این قسمت از آیه اشاره به نابود کردن و از بین بردن اسنادی بوده که خودشان جمع آوری کرده بودند. و مقداری از آثار باقی مانده نیز بدست، مومنان افتاد.« وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ»

« فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ»ای صاحبان بصیرت؛ عبرت بگیرید. و چشمان خود را باز کنید که اگر قهر خداوندی نازل شود هیچ کاری از دست آمریکا و امریکاییان ساخته نیست.

تا زمانی که آمریکا، آمریکاست، شعار مرگ بر امریکا زنده است.

مسئول ستاد اقامه ی نماز : حجه الاسلام قرائتی

کارکردهای مثبت و منفی اینترنت از دیدگاه آیت الله خامنه‌ای

http://www.teribon.ir/base/img/2013/11/khamenei015-500x300.jpg


لزوم استفاده از ابزار اینترنت در جهان امروز

وسیله‌ی خیلی خوبی که از طریق رایانه در اختیار شما قرار می‌گیرد، اینترنت است، که به شبکه‌ی اطلاعات عظیم جهانی وصل می‌شوید. البته بعضی افراد متأسفانه از اینترنت استفاده‌های بد می‌کنند؛ اما باید از معلومات و اطلاعات، استفاده‌های خوب بشود. گاهی شما می‌خواهید درباره‌ی موضوعی مطالعه کنید، اما می‌بینید هیچ منبعی در اختیار ندارید؛ بعد وقتی به اینترنت مراجعه می‌کنید، ناگهان می‌بینید مثلا هزار مقاله در دنیا درباره‌ی این موضوع نادر نوشته شده است. البته ممکن است از این هزار مقاله، مثلا نهصدونودوپنج مقاله، بی‌ربط یا غلط باشد؛ اما بالاخره پنج مقاله‌ی خوب گیر انسان می‌آید و می‌تواند از آنها به عنوان منبع استفاده کند. بنابراین اینترنت هم چیز لازمی است؛ البته متوقف به این است که انسان زبان هم بداند. (بیانات در دیدار ائمه‌ی جمعه‌ی اهل قلم ۰۸/۱۱/۱۳۸۰)

فواید استفاده از اینترنت

۱- دسترسی به منابع اطلاعاتی

امروز به‌وسیله‌ی رایانه و اینترنت و ارتباط با مراکز علمی دنیا، راحت منابع در اختیار محقق قرار می‌گیرد؛ محققی که دنبال کار باشد. البته باید پشتیبانی‌های مالی هم بشود؛ در این شکی نیست. به اعتقاد من بالاتر از پشتیبانی مالی، پشتیبانی اعتباری و عنوانی است؛ یعنی این عنوان، معتبر دانسته شود. کسانی که در رأس کارهای فرهنگی کلان قرار می‌گیرند، به نظر ما باید اعتبار داشته باشند. مثلا فرهنگستان باید اعتبار داشته باشد؛ دانشنامه‌نگاران باید اعتبار عمومی و ملی داشته باشند؛ همان‌طور که در دنیا این‌طور است. فلان کس عضو فرهنگستان است – این یک عنوان ماندگار است – حتی پدرش هم که مثلا عضو فرهنگستان فرانسه بوده، ذکر می‌کنند که پدرش عضو فرهنگستان بوده؛ یعنی مایه‌ی اعتبار خانوادگی است؛ این واقعا یک ارزش است. کسانی که در این زمینه‌ها کار می‌کنند، اینها را باید به صورت یک ارزش معرفی کنند. (بیانات در دیدار اعضای شورای علمی و هیأت امنای بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ۲۵/۳/۱۳۸۳)

۲- تبلیغ اسلام

امروز وظایف حوزه‌های علمیه با گذشته تفاوت‌های زیادی کرده است. حوزه‌ی علمیه فقط برای اقامه‌ی جماعت نیست. منبر رفتن به صورت سنتی هم اگر محتوای عالی و پر مغزی نداشته باشد، کافی نیست. امروز شما ببینید وسایل تبلیغ در دنیا چقدر متنوع شده؛ این طرف دنیا یک نفر جوان پای یک دستگاه کوچک می‌نشیند و افکار، تصورات، تخیلات، پیشنهادهای فکری و پیشنهادهای عملی را از سوی هر کسی – بلکه هر ناکسی – از آن طرف دنیا دریافت می‌کند. امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جای دنیا می‌رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، عرصه‌ی کارزار تفکرات گوناگون است. امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم. این کارزار فکری به‌هیچ‌وجه به زیان ما نیست؛ به سود ماست. اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست – از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی – بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعا برد با ماست؛ لیکن مسأله این است که ما باید این کار را بکنیم. (بیانات در دیدار علما و روحانیون کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴)

۳- مقابله با تهدید اینترنتی دشمن

بعضی افراد بدبینانه به مسائل نگاه می‌کنند و می‌گویند در ده، دوازده سال اخیر – که دوره‌ی زمانی خاصی است و ما به طور قهری بعد از رحلت امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در محاسبات خود برای این دوره جمعبندی خاصی می‌کنیم – در دنیای ارتباطات و فرهنگ و نوشتن، تازه‌ها و تجربه‌ها و پیشرفتهای علمی زیادی – مثل اینترنت – پدید آمده که بعضی از آنها چنان توسعه پیدا کرده که پرش ما را گرفته است؛ بنابراین با این مجموعه چه کار می‌خواهید بکنید؟ آنها غافلند از این‌که این ابزارها می‌تواند مورد استفاده‌ی ما هم قرار گیرد. یعنی وقتی اینترنت به وجود آمد، یک ابزار اختصاصی نبود. ما هم می‌توانیم از آن استفاده کنیم؛ یعنی یک راه دو طرفه است. اگر دشمن می‌تواند از علوم ارتباطات و از پیشرفتها و تازه‌های علمی این رشته استفاده کند، ما هم می‌توانیم استفاده کنیم؛ ما هم باید دنبالش برویم تا استفاده کنیم؛ چه مانعی دارد؟ از همان شیوه‌هایی که ضلالت را منتشر می‌کنند، می‌شود ما استفاده کنیم و هدایت را منتشر کنیم. استعداد ما در استفاده از ابزارها، استعداد بالایی است. ما از اول انقلاب تاکنون، از همه‌ی ابزارهایی که می‌شده استفاده کنیم، خیلی خوب توانسته‌ایم استفاده کنیم. البته یک بخش آن از دسترس ما خارج است، اما بخش عمده‌ای از آن در دسترس ماست و می‌توانیم از آن استفاده کنیم. باید از این‌گونه ابزارها استفاده کرد تا هرچه ممکن است، دایره‌ی اثرگذاری کار خود را وسیعتر کنیم. (بیانات در دیدار مسؤولان و گروهی از دست اندرکاران مؤسسه‌ی کیهان ۲۳/۵/۱۳۸۰)

کارکردهای منفی اینترنت

۱- اینترنت جریانی افسارگریخته

در خصوص اینترنت جلسات خوبی برگزار شده و آقای دکتر کی‌نژاد بنده را خاطرجمع کردند. آقای دکتر «معتمدی» هم پیش ما آمدند؛ ایشان هم همین‌طور. کارهایی انجام می‌گیرد، لیکن آقای دکتر معتمدی! آقای دکتر کی‌نژاد! من یقین دارم شما به‌طور کامل درست می‌گویید؛ اما بدانید همه‌ی واقعیت اینترنت، چیزی نیست که شما در گزارش خود آورده‌اید. اینترنت الان مثل یک جریان افسارگسیخته است. آبی از یک طرف سرازیر شده و شما آن وسط، جویی باز کرده‌اید؛ یک مقدار آب از این جوی می‌آید، اما ده جویچه و حتی جویهای بزرگ از این طرف و آن طرف دارد می‌رود و تحت کنترل شما نیست. همان‌طور که آقای خاتمی اشاره کردند، امروز حتی دنیا نگران این مسأله است. در زمان تصدی آقای «عارف» در وزارت پست و تلگراف و تلفن، از دوستان این وزارتخانه پرسیدم آیا برای اینترنت «فایر وال» آورده‌اید؟ گفتند سفارش کرده‌ایم تهیه کنند. … وقتی می‌گویم مهارگسیختگی، معنایش این است. این مثل آن است که کسی یک سگ وحشی را بیاورد، بگویند قلاده‌اش کو؛ بگوید سفارش کرده‌ایم آهنگر قلاده را بسازد! آدم قلاده را درست می‌کند و به گردن سگ می‌اندازد و سپس او را می‌آورد این‌جا می‌بندد. چه لزومی دارد اول ما مدتی خسارتش را تحمل کنیم، بعد بستن آن سخت‌تر شود؟ الان بستن آن سخت‌تر است. در همین کافی‌نت‌ها و بخشهای «آی.اس.پی» و امثال اینها مشکلاتی وجود دارد. آقای معتمدی هم انصافا آدم مؤمن، خدوم و علاقه‌مندی است؛ من این‌طور فهمیده‌ام. ایشان چند ماه قبل از این آمد و به من گزارش داد و من علاقه‌ی به دنبال کردن این کار را در ایشان حس کردم؛ اما عملا کاری صورت نگرفته است. مشکلات ما در تصمیم‌گیریها نیست. ما تصمیم‌گیری می‌کنیم، حرفهای خیلی خوب و زیبا هم می‌زنیم؛ اما دنبال نمی‌شود. چرا دنبال نمی‌شود؟ باید دنبال شود. مسؤولان باید دنبال کنند. (بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۶/۹/۱۳۸۱)

۲- هجمه علیه تفکرات اسلامی و شیعی

شما امروز با این چالش مواجه‌اید و مسأله‌ی شما مهمتر و دشوارتر است از مسأله‌ی علامه‌ی حلی یا مسأله‌ی علامه‌ی مجلسی یا مسائل علمای بزرگی که در طول تاریخ بوده‌اند؛ با آنها قابل مقایسه نیست. امروز نشر افکار باطل نه فقط به وسیله‌ی ابزارهای ارتباط جمعی فراوان – مثل رادیو، تلویزیون، اینترنت و انواع و اقسام روشهای الکترونیکی – انجام می‌گیرد، بلکه از شیوه‌های هنری هم استفاده می‌شود. امروز در دنیا پول خرج می‌کنند و فیلمهای گران‌قیمت می‌سازند، برای این‌که غیرمستقیم فکری را وارد ذهنها کنند یا فکری را از ذهنها بیرون بیاورند. یکی از مهمترین نقاط آماج این کارها، افکار دینی و بخصوص افکار اسلامی است. البته بعد از برپا شدن جمهوری اسلامی، بخصوص افکار شیعه هم آماج همین چیزها قرار گرفته است. شما شاید شنیده باشید که در سرزمین فلسطین به وسیله‌ی صهیونیست‌ها یا در امریکا کنفرانس‌های شیعه‌شناسی تشکیل می‌شود و کسانی روی آراء و لایه‌های فکری و شکل اجتماعی شیعیان تحقیق می‌کنند؛ این برای این است که بتوانند با شیعه مبارزه کنند. باید شیعه را بشناسند تا بتوانند با او مبارزه کنند. (بیانات در دیدار علما و روحانیون استان همدان ۱۵/۴/۱۳۸۳)

امروز دشمن از همه‌ی روشها استفاده می‌کند. من دیروز در جمع جوانها می‌گفتم که امروز صدها سایت اصلی و هزاران سایت فرعی در اینترنت وجود دارد که هدف عمده‌شان این است که تفکرات اسلامی و بخصوص تفکرات شیعی را مورد تهاجم قرار دهند. تهاجم هم تهاجم استدلالی نیست؛ از روشهای تخریبی و از روشهای روانشناسانه و غیره استفاده می‌کنند. همه‌ی اینها پاسخ دارد؛ پاسخهایش هم مشکل نیست؛ بایستی از این وسایل استفاده کرد. باید از آنچه که در اختیار داریم، حداکثر استفاده را بکنیم. ما نه از صدا و سیمایمان، نه از مطبوعاتمان و نه از بسیاری از منابر عظیم عمومی‌مان، چنان که باید و شاید، استفاده نمی‌کنیم. این ضعفهای ماست؛ این ضعفها را بایستی کم کنیم. باید روزبه‌روز نقاط ضعف را کم و نقاط قوت را زیاد کرد؛ و این ممکن است. (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۲۷/۱۱/۱۳۷۹)

شما رادیوهای بیگانه و تلویزیونهای گوناگون را ملاحظه کنید؛ اخیرا شبکه‌های گسترده‌ی رایانه‌ای و اینترنت و غیره هم به رسانه‌های قبلی اضافه شده است؛ اما از همه‌ی اینها مهمتر، آن مغزهایی است که پشت سر اینها قرار دارد. هر کس چهار صفحه روزنامه منتشر کرده باشد، می‌داند من چه می‌گویم. این‌که یک برنامه‌ی تبلیغاتی – چه در رایانه (به صورت شبکه‌ی اینترنت)، چه در تلویزیون، چه در رادیو، چه در فلان مطبوعه – در دنیا پخش شود، صورت کار است. پشت سر آن، یک مغز، یک فکر منسجم، یک تصمیم و یک عزم وجود دارد؛ باید از اینها بیمناک بود. مسائل اینها مشخص است؛ با اینها باید مقابله کنید. در موضع نمایندگی مجلس، جایگاه مبارزه‌ی خودتان با اینها را مشخص کنید. (بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۷/۳/۱۳۸۰)

امروز جنگ در عرصه‌ی دیگری است؛ در عرصه نظامی نیست؛ از راه اینترنت و ماهواره و تبلیغات گوناگون و از راه روزنامه‌نگاران مزدور و از راه عناصری است که در دستگاه‌های حکومتی نفوذ کرده‌اند و برای همان مقصود هم دارند کار می‌کنند. البته در مقابلشان هم یک جبهه‌ی قوی وجود دارد که دارد تلاش و فعالیت می‌کند. اثر این مبارزه هم باید در بنای آینده‌ی کشور ظاهر شود. آنها مایلند یک کشور را از هستی ساقط کنند و قدرت ابتکار و علم را بگیرند؛ و از این‌که یک ملت استعداد خودش را بروز دهد و در صحنه‌های گوناگون به قله برسد، کاملا جلوگیری کنند. هدف یک ملت مبارز در مقابل آنها این است که استعداد خودش را بروز دهد، وارد میدان شود، بر امور خودش تسلط داشته باشد، کشورش را خودش اداره کند، منابعش را خودش استخراج کند و بدرستی هزینه کند، بر عقاید و فرهنگ و ایمان خودش پافشاری کند و راه خودش را انتخاب کند. یک چنین جبهه‌گیری را جمهوری اسلامی مطرح کرده است. (بیانات در دیدار اعضای جامعه‌ی اسلامی دانشجویان ۱۵/۱۱/۱۳۸۳)

نحوه واکنش در مقابله با تهدیدات اینترنتی

۱- استفاده از فیلترهای مناسب و لازم

[سوال: خواهشمندم توضیح دهید که چرا چینِ کمونیست، اینترنت را بشدت سانسور می‏کند، ولی در ایرانِ اسلامی این کار انجام نمی‏شود.]

 پاسخ: در همه جای دنیا – مخصوص چین نیست – وقتی این جهاز عظیم و فراگیر اینترنت وارد می‏شود، معمولاً فیلترهایی هم هست که هر کشوری به فراخور تمایلات و تفکرات و مصالحی که دارد، آنها را کار می‏گذارد؛ این یک چیز طبیعی است. در این‏جا هم در آغاز کار مقداری بی‏توجهی شد، لکن بعد اقداماتی کردند؛ و باید بکنند؛ این درست است؛ البته که باید فیلترهای مناسب و لازم را بگذارند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی۲۲/۲/۱۳۸۲)

۲- استفاده از رسانههای اسلامی چون منبر

اگر این دو نکته – آن نکته‌ی شکلی و این نکته‌ی محتوایی – مورد توجه قرار گیرد، شما بدانید روحانیت و جامعه‌ی علمی و مذهبی، همچنان در قله‌ی تأثیرگذاری عمیق تبلیغاتی خواهد بود و خواهد ماند. البته تلویزیون و اینترنت و ماهواره و غیره، تبلیغات گذرای خودشان را خواهند داشت؛ اما تبلیغات عمیق، متعلق به این مجموعه خواهد ماند. امروز این وظیفه است؛ هم وظیفه‌ی بنده، هم وظیفه‌ی شما، هم وظیفه‌ی آقای احسانبخش و هم وظیفه‌ی بقیه‌ی علما. باید برای این کار برنامه‌ریزی شود. (بیانات در جمع علما و روحانیون در مصلای رشت ۱۲/۲/۱۳۸۰)

امروز همه‌ی ابزارهای پیشرفته‌ای که در اختیار ما قرار دارد – شیوه‌های هنری و شیوه‌های گوناگون نو – باید در اختیار تفکر اسلامی و فکر صحیح اسلامی باشد؛ لیکن منبر نماز جمعه چیزی است که در جای خود اهمیت فراوانی دارد. خطاست اگر کسی تصور کند حالا که رادیو و تلویزیون و تئاتر و سینما و وسایل گوناگون تبلیغی و وسایل جدید الکترونیکی و اینترنت هست، دیگر خطبه‌های نماز جمعه چه‌کاره است؛ نه این خطاست. خطبه‌ی نماز جمعه جایگاه و تأثیر بسیار والای خود را دارد. مخاطبان نماز جمعه هم یک قشر خاص نیستند؛ همه‌ی قشرهای مردمند؛ به شرطی که ما بتوانیم به وظیفه‌ی خود در زمینه‌ی خطبه‌های نماز جمعه و این خطابه‌ی مهم و مؤثر آشنا شویم و عمل کنیم، که خوشبختانه در بسیاری از موارد این‌طور هم هست. گزارشی هم که جناب آقای «تقوی» دادند، مژده‌دهنده‌ی این معنا بود که رو به بهتر شدن هم هست. (بیانات در دیدار ائمه‌ی جمعه‌ی سراسر کشور ۱۵/۷/۱۳۸۱)

جلسه‌ی بسیار خوب، مطلوب، صمیمی، باصفا و ناشی از روح طلبگی است که در همه‌ی دوستان بحمدالله هست. همه‌ی اشتغال آقایان به مسأله‌ی منبر و تبلیغ است و این امر، بسیار مهم است. بعضی تصور می‌کنند که با آمدن وسایل ارتباط جمعی مدرن، از قبیل مطبوعات گوناگون، تلویزیون، رادیو و اینترنت، نقش منبر با این شکل که واعظ با پنجاه یا صد نفر حرف بزند، به پایان رسیده است. بنده به هیچ‌وجه چنین اعتقادی ندارم و معتقدم هیچ‌چیز جای منبر را نمی‌گیرد. (بیانات در دیدار جامعه‌ی وعاظ تهران ۲۸/۱۰/۱۳۸۱)

عنصر [مهم]، هنرمندی در نحوه‌ی بیان است. من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هست، اما هیچ‌کدام از اینها منبر نیست؛ منبر یعنی روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ این یک تأثیر مشخص و ممتازی دارد که در هیچ‌کدام از شیوه‌های دیگر، این تأثیر وجود ندارد. این را باید نگه داشت؛ چیز باارزشی است؛ منتها بایستی آن را هنرمندانه ادا کرد تا بتواند اثر ببخشد. (بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ی ماه محرم ۵/۱۱/۱۳۸۴)

وضعیت مناسب نسل سوم علیرغم عواملی چون اینترنت

کسانی این‌طور وانمود می‌کنند نسلی که روی کار می‌آید – که اصطلاحاً به آن «نسل سوم انقلاب» می‌گویند – پشت‌کرده‌ی به انقلاب و رویگردان از ارزشهای دینی است؛ یا اگر هم نیست، به طور اجتناب‌ناپذیری این‌گونه خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را رد می‌کنم. نه این‌که من عوامل فسادبرانگیز فرهنگی را نمی‌بینم یا نمی‌شناسم یا از آنها خبر ندارم؛ نخیر، بنده از ماهواره و اینترنت و رمانها و فیلمها و آهنگها و حرفهای فاسد کاملا خبر دارم و آنها را دست کم نمی‌گیرم. من عمرم را در میان جوانان گذرانده‌ام. از دورانی که خودم جوان بودم، با جوانان دانشگاهی که خارج از محیط ما بودند، ارتباط برقرار کردم؛ تا امروز هم ارتباط من با جوانان قطع نشده است. بنابراین می‌دانم حال و هوای جوانی چیست و امروز در فضای جوانی ما چه می‌گذرد؛ اما معتقدم نسل کنونی امروز این قدر هم آسیب‌پذیر و شکننده نیست؛ این را بد فهمیده‌اند. این نسل در محیطی بار آمده که از محیط سی سال و سی‌وپنج سال قبل به مراتب پاکیزه‌تر و بهتر است. کسانی که در این محیط متولد شده‌اند، به برکت هدایت دینی توانستند آن کار عظیم را انجام دهند و آن ایمان‌های پولادین و استوار را عرضه کنند. من معتقدم که این نسل نسبت به آن نسل، در محیط بهتری پرورش یافته و آمادگی‌ها و آگاهی‌های به مراتب بهتر و بالاتری دارد. بنده وقتی حدود بیست سالم بود، هرگز آگاهی‌هایی که امروز شما جوان بیست ساله دارید، نداشتم. امروز جوان ایرانی، آگاه و بامعرفت و بصیر و سیاسی و اهل تحلیل است و از همه بالاتر باایمان است. (بیانات در دیدار جوانان و فرهنگیان در مصلای رشت ۱۲/۲/۱۳۸۰)

چرا شعار مرگ بر امریکا را باید فریاد زد؟

چند وقتی است که موضوع شعار در  کشور ما بسیار داغ شده است.شاید در تجمعات ما ایرانی ها شعار ساختن و شعار دادن یک امر ذاتی است.مسئله شعار نویسی و شعار دادن فقط به موضوع سیاست هم ختم نمیشود شما کافی است فقط یکبار مثلا به استادیوم ورزشی آزادی بروید و آنجا با هر اتفاق جدیدی که در زمین می افتد و یا یک مسئله حاشیه دار برای یکی از بازیکنان و یا مربیان رخ می دهد بلافاصله توسط هواداران مخالف و موافق شعار های جالب و در بعضی موارد ما فوق ابتکار سروده میشود.

 

اما آنچه اخیرا در همه محافل اعم از علمی و غیر علمی به موضوع جالب بحث مطرح شده است بحث شعار دادن علیه امریکا است .این شعار بسیار معروف که همه ایرانیان آن را  در هر تجمع سیاسی شنیده اند و آن هم شعار مرگ بر امریکا است.

 

باب اصلی این موضوع حساس و داغ را که از عوام مردم تا سران عالیرتبه کشوری را درگیر خود کرده است بر میگردد به مردی که امروز مرکز ثقل خیلی از اتفاقات و حاشیه های مخصوص به خود است. نقل خاطره ای از سوی آیت ا... هاشمی پیرامون مخالفت امام با سر دادن شعار علیه امریکا و شوروی باعث شد تا استارت اظهار نظر ها از سوی هر قشری در جامعه پدیدار شود.

 

البته  بایستی به  این نکته هم توجه داشته باشیم که انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران و سخنرانی  دکتر حسن روحانی در سازمان ملل و تابو شکنی رابطه ایران و امریکا با تماس تلفنی که بین این دو رئیس جمهور برقرار شد و همچنین دیدار مستقیم وزیر خارجه ایران با همتای امریکایی خود باعث شده بودند تا ناخواسته زمینه مناسبی  برای مطرح کردن حذف این شعار در ایران را در پی داشته باشد.

 

طرفداران و مخالفان این شعار اظهارت مختلفی را بیان میکنند.برخی معتقدند که با گفتن این شعار دردی درمان نمیشود و یا همانطور که شعار مرگ بر شوروی حذف شد این نیز حذف بشود و ... و برخی دیگر عقیده دارند امریکا هرگز صلاح ایران را نخواسته و نمیخواهد و یا حداقل تا زمانی که دست از جنایات خود بر ندارد این شعار که نوعی برائت است باید سر داده شود که مسلما حرفی به حق و متین است.

 

اما پیرامون مفهوم اصلی، اهداف شعاردهندگان و پشتوانه عقلی و شرعی آن، مباحث زیادی وجود دارد که اکنون به اختصار به آنها می پردازیم:

 

نکته اول: منظور از آمریکا در شعار «مرگ بر آمریکا» که شعاری رایج در ایران و برخی احزاب و گروه های سیاسی- مذهبی در برخی کشورهای دنیاست، به هیچ وجه، مردم آمریکا نیست که زیر زنجیرهای امپراتوری خبری و رسانه های استکباری و شعارهای دروغین آن، بی خبر از ظلم و جنایات دولت مردان خود در جهان بوده، تاب برآوردن فریادی را ندارند؛ بلکه منظور از آمریکا ، نظام سیاسی و سیاست هایی است که از سوی حکومت و دولت آمریکا، در دنیا اعمال می شود؛ دولتی که روح استکباری و خوی فرعونی آن بر کشورهای بسیاری سایه انداخته است . البته روح استکباری آمریکا، تنها در کالبد دولت و حکومت آمریکا دمیده نشده است ، بلکه بسیاری از مؤسسات اقتصادی ، شبکه های مخفی و آشکار سیاسی ، مراکز فرهنگی، پژوهشی ، خصوصی و بین المللی، حتی با عنوان خیریه و بخش عمده ای از مطبوعات و رسانه های جهانی ، با روح استکباری آمریکا، به منظور پیش برد اندیشه و اراده  آن، در کار و حرکت هستند. بنابراین، در شعار مرگ بر آمریکا، مردمی که در سیاست ها و ظلم های دولت خویش، نقش نداشته یا بی اطلاعند، مورد لعن و نفرین نمی باشند.

 

نکته دوم: شعار مرگ بر آمریکا، شعاری برآمده از تجربه های بسیار مردم ایران، در طول سال های متمادی است که با تمام وجود، خوی استکباری آمریکا را تجربه کرده اند؛ نظیر راه اندازی کودتای 28 مرداد 1332ش. و حمایت از رژیم مستبد پهلوی و چپاول منابع اقتصادی، فرهنگی و انسانی کشورمان قبل از انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مردم ما شاهد تهیه و تدارک انواع توطئه ها به منظور به شکست کشاندن این نهضت عظیم اسلامی بوده اند؛ مانند کودتای نوژه، راه اندازی و مداخله در جنگ تحمیلی، مسدود نمودن دارایی های ایران، تحریم های متنوع اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیکی و کارشکنی و اخلال در روند سازندگی کشور و تلاش برای متوقف کردن پیشرفت های صلح آمیز هسته ای ایران و تروریسیت خواندن ایران و نیز دخالت آشکار در حوادث داخلی ایران و حمایت های گسترده و آشکار از اغتشاش گران.

 

نکته سوم: این شعار در واقع، یک هشدار و بیدارباش دائمی جهت آگاهی در مقابل توطئه های دائمی آمریکا، در قبال ملت مسلمان و آزاده ایران است؛ چنان که مقام معظم رهبری در پاسخ به سؤالی در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه شهید بهشتی مورخ 22 اردیشهت 1382 فرمودند: «ما همه مشکلات را به گردن آمریکا نمی اندازیم. مشکلات ما از خودمان است؛ منتها دشمن از این مشکلات می خواهد حداکثر استفاده را کند؛ پدر کشور و ملت را در بیاورد. ما نمی گوییم اگر تورم هست، تقصیر آمریکاست؛ نه، اگر تورم هست، اگر کاهش قدرت خرید هست، اگر کمبود اشتغال هست، چه کسی گفته تقصیر آمریکاست؟ ما گردن آمریکا نمی اندازیم؛ این تقصیر خود ماست؛ تقصیر مسئولان است؛ اما اگر اسم آمریکا را می آوریم، اگر حرف آمریکا را می زنیم، می خواهیم بگوییم که گرگی کمین گرفته، پشت خم کرده که به شما حمله کند؛ از این غافل نباشید. به مسئولان می گوییم ضعف ها را برطرف کنید، به شما می گوییم که متوجه این دشمن باشید؛ تا به شما حمله نکند...». بر این اساس، دو چیز تداوم این شعار را رقم زده است ؛ نخست روح ظلم ستیزی مردم ایران که نیروی ایجاد انقلابی عظیم را داشتند و دیگر رسوایی آمریکا در این که نشان داد مظهر بیداد و فرعونیت است و از هیچ تجاوز و جنایت و خیانتی برای شکستن عمود خیمة استقلال و به قفس در آوردن آزادی این ملت ، فروگذار نمی کند. این دو عامل ، همچون دو بال پر توان ، شعار «مرگ بر آمریکا» را در سپهر شعور تاریخی مردم ایران به اوج رسانید.

 

نکته چهارم: شعار مرگ بر آمریکا و اعلام تنفر از کفار و مستکبران، دارای مبانی عقیدتی و دینی است و در فرهنگ و ادبیات اسلامی، موارد متعددی یافت می شود که خداوند و بزرگان دین، مشرکان، ظالمان و مستکبران و... را لعن و نفرین کرده اند و برای آنها آرزوی مرگ کرده اند؛ مانند آیات زیر:

 

الف) «ان الذین یؤذون اللّه و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره/بى‏گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است ».احزاب57

 

ب) «قتل اصحاب الاخدود؛ مرگ بر شکنجه گران صاحب گودال آتش».بروج، آیة 4

 

ج) «قتل الانسان ما اکفره؛ مرگ بر انسان؛ چه قدر کافر و ناسپاس است».عبس، آیة 17

 

همچنین یکی از وظایف و واجبات، «تبری» و بی زاری از دشمنان اسلام می باشد و این بیزاری، در زبان و عمل ظهور می یابد. بنابراین، صحت اصل شعار مرگ و برائت از دشمنان الهی، روشن شد. آیا آمریکا مشمول این شعار می باشد؟ با در نظر گرفتن ابعاد توطئه و جنایت آمریکا برضد مردم ایران و سایر ملت های مظلوم جهان و خصومت و دشمنی آشکار آن با دین اسلام، شکی باقی نمی ماند که آمریکا مصداق مسلم شرک، کفر، عصیان و استکبار در زمین می باشد و مسلمانان، نه تنها موظف به بیان این انزجار می باشند، بلکه وظیفه دارند در عمل نیز با آن مبارزه نمایند؛ تا هرگونه سیطره و سلطة این استکبار بر مسلمانان برداشته شود.

 

قرآن کریم می فرماید: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» و اعلام شعار مرگ بر آمریکا، به معنای نپذیرفتن و زیر بار سلطة نامشروع آمریکای تمامیت طلب نرفتن و به معنای برائت از آن می باشد؛ همان گونه که خداوند و رسولش نیز از مشرکین برائت می جویند؛ «ان الله بری ء من المشرکین و رسوله»توبه، آیة 3. بنابراین برای حفظ عزت و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود و حفظ منافع و مصالح جامعه و انقلاب اسلامی، تا زمانی که آمریکا دست از این خوی سلطه طلبی و فساد در زمین برنداشته و مسئولین نظام مقدس اسلامی هم مصلحت بدانند، این شعار ادامه خواهد داشت.

 

نکته پنجم: با توجه به ماهیت استکباری آمریکا در قبال ایران و جهان، شعار «مرگ بر آمریکا»، دارای آثار حیات بخشی در داخل و در سطح جهانی است. این شعار، ندای حقی است که بر سنت و کلام حق استوار است . در این فریاد پاک و متعالی، دست کم دو وجه مثبت دیگر و دو فایده حیاتی می توان یافت؛ نخست وجه سیاسی و بین المللی آن است، یعنی صلابت «مرگ بر آمریکا»، بیان حق و فریاد مظلومیت است و پلیدی ظالم را آشکار و رسوا می سازد و جسارت در برابر ظلم غالب را در میان مردم جهان، پدید می آورد و ظالم را ذلیل و پریشان می کند و امروزه شاهد هستیم که این شعار در بسیاری از کشورها تکرار می شود.

 

فایده دیگر، اثر روان شناختی این شعار است که اظهار تنفر از ظالم ، ترحم بر مظلوم را در دل تقویت می کند و انسان را از تمایل به ظلم و ظالم باز می دارد و این امر، موجب صفا و صداقت دل و جان می گردد؛ امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیت به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمود: «دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید». اگر امروزه شرایط اجرای حکم جهاد با مستکبران فراهم نیست، لازم است که شهادت طلبانه، فریاد مرگ بر آمریکا را بلند و رسا فریاد زنیم و قدمی عقب نگذاریم ؛ به امید روزی که جهانی بیدار و شجاع، دیو ظلم و ظلمت را از پای در آورد و دولت فرخندة یار فرا رسد.

 

پس چون این شعار اکنون در راستای منافع ملی و حفظ حیثیت ملی و اعتقادی و انسانی ماست، بر آن تأکید می کنیم؛ ولی لازم است بکوشیم که مخالفت با استکبار آمریکا، در حد شعار و سیاست باقی نماند؛ بلکه با تلاش های علمی ، فعالیت های اقتصادی و تقویت ابعاد اعتقادی ، فرهنگی و... مبارزه ای همه جانبه انجام دهیم و از سطحی شدن پرهیز کنیم و همان طور که نباید از سایر ابعاد مبارزه و مقاومت و جهاد، غافل شد، نباید از بعد سیاسی هم غافل شد؛ زیرا کشوری مثل ژاپن با توفیقات اقتصادی و تکنولوژیک ، در زمینه های سیاسی ، در بند استکبار آمریکاست .

 

نکته ششم: در کنار مبارزه همه جانبه با اهداف و توطئه های آمریکا در قبال کشورمان و جهان بشریت، یکی از وظایف دینی و انقلابی ما، تلاش برای هدایت و بیداری مظلومان و ملت هایی است که زیر سلطه تبلیغات سهمگین استکبار جهانی، در جهل و بی خبری گرفتارند که شامل ملت آمریکا نیز می شود. از این رو، رویکرد نظام اسلامی در قبال چنین ملت هایی، مبتنی بر تبلیغ آموزه های حیات بخش اسلامی و تلاش برای افشای ماهیت شوم دولت مردان این گونه کشورهاست و این کار با اعزام مبلغ، گسترش شبکه های برون مرزی صدا و سیما، سایت های اینترنتی، جذب طلبه و دانشجو، برگزاری همایش های بین الملی و دعوت از روشنفکران و نخبگان این کشورها و...، صورت می گیرد.

دانلود کلیپ مرگ بر آمریکا


http://fa.m-hasanein.com/my_doc/hasanein/cyberi/mozoie/1392/usa/usa_(www.m-hasanein.ir).jpg

واجب هایی که فراموش کرده ایم/پیشنهاد تشکیل ستاد احیاء تبری

انجام واجبات و ترک محرمات،این همان دستورالعملی است که اساتید سیروسلوک و عرفان در مراحل اولیه به شاگردانشان تجویز می نمایند.دستورالعملی که مقدمه مسلمانی و ایمان است .


اما ظاهراً ما در واجبات از نماز و روزه وشاید هم حج جلوترنرفته ایم وحتی بابت انجام این ها هم همیشه خودمان را از خداوند طلبکار دانسته ایم . حال بماند که این اعمال را نیز با چه کیفیتی به انجام رسانده ایم!


1 ـ نماز.2 ـ روزه.3 ـ خمس.4 ـ زکات.5 ـ حج.6 ـ جهاد.7 ـ امر به معروف.8 ـ نهى از منکر.9 ـ تولى.10 ـ تبرى.


چه نام های آشنای غریبی! مارا به دوران دبستان می برد. زمانی که معلم های ما برای حفظ کردن آن ها ما تشویق می کردند وجایزه می دادند.


امروز آنقدر از مهمترین اقدامات عملی دینمان که به فروع دین شهرت دارند فاصله گرفته ایم که برای برخی از آن ها ستاد احیاء تشکیل شده است و البته اوج برنامه هایش هم در هفته مشخصی از سال است.


ستاد احیاء زکات ، ستاد احیاء امربه معروف و نهی از منکر نام های آشنایی هستند که چند روزی ازسال بر روی تریبون های خبری قرار می گیرند.


سؤال اساسی اینست که چرا باید اینقدر از ارزشهای دینمان فاصله بگبریم؟
هفته اول ماه محرم هر سال به عنوان هفته احیاء امر بمعروف و نهی ازمنکر نامگذاری شده است . ارزشی که امام حسین هدف از قیام خود را انجام آن عنوان می دارد :


«انی لهم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت لطلب الا صلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر سیره جدی ابی»

 

«من یک مرد جاه طلب مقام طلب اخلالگر مفسد و ظالم نیستم قیام من قیام اصلاح طلبی است قیام و خروج کردم برای اینکه می خواهم امت جد خودم را اصلاح کنم من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابیطالب رفتار کنم .»


مقام معظم رهبری نیز بارها و بارها درمورد امر بمعروف و نهی ازمنکر تأکیداتی داشته اند :


«بارها گفتیم نهی از منکر زبانی جایز و واجب و وظیفه همه است و در هیچ شرایطی هم ساقط نمی شود»1


«امر به معروف و نهی از منکر واجب حتمی همه است»2


حال ما را چه شده است که هنوز در تعریف معروف و منکر مانده ایم و یا به دنبال تبیین شرایط امر به معروف و نهی ازمنکرهستیم و آخرش هم به این نتیجه می رسیم که انجام این واجب شرعی برایمان ضرر دارد و یا در طرف مقابل تأثیر ندارد و درنتیجه انجامش از ما ساقط است.


تازه شاید کمی ازمعنای «سخت تر بودن حفظ ایمان ازنگهداشتن آتش درکف دست» را بفهمیم.


این روزها شاید مجبور شویم «ستاد احیاء تبری» را هم تشکیل دهیم .چراکه برخی افراد در سردادن شعار «مرگ بر آمریکا »هم تردید دارند وحتی به تریبون های نمازجمعه هم توصیه کرده اند که این شعار را حذف کنند.


اللّهم اجعل عواقب امورنا خیراً


پی نوشت ها:
1-بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ رئیس جمهور دولت هشتم( 11/05/80 )
2-بیانات مقام معظم رهبری دردیدار با کارگزاران نظام(19/4/79)
مآخذ:
http://www.leader.ir
http://epaqr.ir

آمریکا را آن چنان که هست، بشناسیم نه آن چنان که نشان می دهد

آمریکا را آن‌چنانکه هست باید شناخت نه چنانچه می‌نمایاند. آمریکا دشمن اصلی ملت ایران است و در این تردیدی نیست. سابقه این دشمنی به بیش از نیم قرن می‌رسد. نشانه‌های دشمنی آمریکا از اشغال سرزمین ما به همراه انگلیس و متفقین در جنگ جهانی دوم شروع می‌شود و تا کودتای 28 مرداد و نیز پس از پیروزی انقلاب امتداد می‌یابد.


آمریکا برای تحکیم سلطه خود با شریک و همکار خود یعنی دولت فریبکار انگلیس از هیچ جنایتی در ایران فروگذار نکرده است.


نه تنها سفارت آمریکا در تهران بلکه همه سفارتخانه‌های آمریکا در جهان محل جاسوسی دسیسه و نیرنگ علیه ملت‌ها بوده است که اخیرا حتی صدای رهبران اروپا را در آورده است این حرف بی‌ربطی که اخیرا وندی شرمن رئیس هتاک تیم مذاکره کننده به عنوان توهین به ملت ایران در خصوص رفتار ایرانی‌ها مطرح کرد در حقیقت حدیث نفس آمریکایی‌ها بویژه رهبران کاخ سفید بود. فهرست جنایات آمریکا در ذهن مردم ایران جزء حافظه تاریخی ملت شده است و کسی نمی‌تواند آن را پاک کند. حمایت بی‌چون چرا از قتل عام‌های سال‌های 56 و 57 در کشور که توسط رژیم شاه صورت می‌گرفت فقط یک قلم از اقلام جنایات آمریکاست. بلوکه کردن دارایی‌های ایران در آمریکا که امروز به حدود 80 میلیارد دلار می‌رسد، راه‌اندازی جنگ داخلی با حمایت از تروریسم، راه اندازی جنگ تحمیلی و حمایت از رژیم خونخوار صدام، زدن سکوهای نفتی ایران و ساقط کردن هواپیمای مسافربری و راه‌اندازی جنگ نرم پس از پایان جنگ تحمیلی و... فهرستی از دشمنی‌های آمریکاست که در ذهن هر ایرانی هر روز مرور می‌شود.


امروز برخی از کسانی که تابعیت دوگانه دارند و در دو سوی مرز ایران هم زندگی می‌کنند، ماموریت دارند جنایات آمریکا را از حافظه تاریخی ملت ایران پاک کنند.


آنها نام ایرانی اما تابعیت اروپایی و آمریکایی دارند. آنها بنا به سوگندی که خورده‌اند دیگر برای وطن خود کار نمی‌کنند و دل نمی‌سوزانند، فقط برای منافع کشوری کار می‌کنند که تابعیت آن را پذیرفته‌اند. اینها آن طرف آب دفتر و دستک، رادیو و تلویزیون و سایت خبری دارند همین بساط را در داخل به یمن آزادی و به برکت تساهل و تسامح نهادهای نظارتی دارند. بنابراین اگر گاهی صدایی از داخل در رسانه‌ای در می‌آید که در آن منافع ملت ایران دیده و شنیده نمی‌شود از همین جماعت است که هزینه آن‌هم از آن طرف آب تامین می‌شود.


ایران اسلامی بیش از سه دهه محکم و استوار متکی بر آرای ملت و فداکاری شهیدان، آزادگان و جانبازان روی پای خود ایستاده است. ملت ایران آمریکا را خوب می‌شناسد و این شناخت خود را از یک طرف از امام (ره) بزرگوار و رهبری هوشمند انقلاب دارند و از طرف دیگر خود با پوست و گوشت و استخوان ماهیت دشمنان اسلام و قرآن و بویژه آمریکا رابه خوبی درک می‌کند.


جمهوری اسلامی ایران اکنون در حال یک نبرد دیپلماتیک تمام عیار با آمریکا و همپیمانانش در قالب مذاکرت 1+5 است. این نبرد طی ده سال گذشته به بهانه استفاده ایران از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای عرصه جدیدی از تداوم خصومت‌ورزی آمریکا با ملت ایران شده است. دولت‌های پیشین هر کدام توانایی‌های خود در این هماوردی نشان داده‌اند. اکنون دولت آقای روحانی مسئولیت رهبری چنین نبردی را به عهده دارد. ملت ایران به توانایی‌ها و صداقت و تعهد مذاکره کننده کشور خودمان اعتماد دارند و می‌دانند آنها حافظ منافع و مصالح ملی هستند.اما طبیعی است به طرف مقابل بویژه آمریکا اعتمادی ندارند. این عدم اعتماد یک سابقه تاریخی ممتد دارد و بر فرض نتیجه بخش بودن مذاکرات همچنان به قوت خود باقی است. آنچه در مذاکرات دنبال می‌شود حل منافشه هسته‌ای و رفع بهانه‌های دشمنانه آمریکا و قدرتهای جهانی است ما معتقدیم تحریم‌های ظالمانه از سوی قدرت‌های جهانی برخلاف مقررات و حقوق بین‌المللی علیه ملت ایران وضع شده است که با ساده‌ترین قواعد حقوقی و انسانی سازگار نیست، جامعه جهانی به جز چند قدرت زورگوی دنیا منطق ایران را پذیرفته است ما امیدواریم با فشار افکار عمومی جهان و مقاومت ملت ایران با دور جدید مذاکرات از حقوق خود دفاع کنیم. اگر نتیجه داد از این مرحله عبور می‌کنیم اگر هم نتیجه نداد بر می‌گردیم به نقطه اول.


اولین تردید ما در این گفتگوها عدم صداقت آمریکایی هاست. چون هیچ نشانه یا اقدام عملی از سوی آنها دیده نمی‌شود. آنها در قرارداد الجزایر متعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران بودند. متعهد به باز پس دادن اموال بلوکه شده ایران بودند و ... به هیچکدام هم عمل نکردند. الان هم هیچ تضمینی برای اقدامات عملی آنها که مبنی بر صداقت باشد وجود ندارد. چند تصویری که این روز ها بر بیلبوردهای ضدآمریکایی در تهران زینت بخش خیابان‌ها بود همین پیام را تداعی می‌کرد که صداقت آمریکایی ها در مذاکرات از دیدگاه ملت ایران زیرسئوال است. آنها اگر راست می‌گویند باید از این تصویر فاصله بگیرند. متاسفانه به بهانه‌ بی‌اساس (عدم مجوز از ارشاد و...) برداشته شد.


این کار درستی نبود، کسانی که معتقدند نباید صداقت آمریکایی‌ها را در مذاکرات زیرسئوال برد، معلوم نیست براساس چه عقلانیتی به این باور رسیده‌اند. آنها باید مسئولیت این اعتقاد را رسما بپذیرند.


بیلبورد «صداقت آمریکایی» ربطی به نفی یا نقد دیپلماسی دولت کنونی ندارد. برخی ناشیانه برای دفاع از آمریکا چنین ترجمه غلطی از این رویکرد کرده‌اند و واقعا تاسف آور است. تصاویر در مقام روشنگری دیپلماسی فریبکارانه آمریکا در قبال ایران است. متاسفانه برخی از رسانه‌ها در ایران به جای اینکه نقش رکن چهارم دموکراسی را داشته باشند نقش خود را در اندازه ستون پنجم فرو می‌کاهند. قرار است آمریکا را آن چنان که هست بشناسیم نه آن چنانکه می‌نمایانند. چرا برخی در داخل مایلند آن را طوری دیگر بنمایانند.


قرار نیست صداهای حقی که در بین ملت وجود دارد و منشاء آن بغض فرو خورده 50 سال جنایت آمریکاست خاموش شود این صداها حتی اگر پیشرفتی هم در مذاکرات پدید آید هرگز خاموش نخواهد شد.

نقش زنان در اقتصاد مقاومتی

نقش زنان در اقتصاد مقاومتی

مسئله اقتصاد مقاومتی تدبیری هوشمندانه است که از سوی مقام معظم رهبری مطرح گردید و مفهومی است که برای مقاوم‌سازی، بحران‌زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود در اقتصاد مطرح شد.
اقتصاد مقاومتی به دنبال آن است که با کاهش وابستگی‌ها و تأکید بر مزیت‌های تولید داخلی و تلاش برای خودکفایی زمینه توسعه و پیشرفت را مهیا سازد. در این بین خانواده در جامعه به عنوان اولین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی در تربیت و پرورش منابع انسانی باید تقویت شود تا زمینه توسعه اقتصادی در کشور فراهم گردد. زنان در خانواده به عنوان عاملان پرورش و رشد نیروی کار می‌توانند در جریان بهره‌وری و تولید ملی سهم بسزایی داشته باشند. به عنوان مثال: همان‌طور که می‌دانیم تأمین مایحتاج خانه و استفاده صحیح از آنها نیاز به برنامه‌ریزی صحیح دارد که زنان می‌توانند شرایطی را فراهم سازند تا با کمترین هزینه و بالاترین مطلوبیت نیازهای خانه و افراد خانواده تأمین شود. آنها می‌توانند در مواقع کمبود با حذف برخی امکانات، جایگزین مناسبی را انتخاب نمایند بدون آنکه در مطلوبیت آن تغییری ایجاد شود.
پس اگر مدیریت اقتصادی خانواده را یکی از وظایف زنان بدانیم در این زمینه فرهنگ‌سازی مطلوب و نهادینه کردن مجموعه‌ای از ارزشها و معیارهای فرهنگی متناسب با نقش زنان در اقتصاد ملی جامعه امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.
ارکان اقتصاد مقاومتی:
در بحث اقتصاد مقاومتی از میان ارکان مهمی که مقام معظم رهبری بیان فرمودند شش رکن آن به عموم مردم اختصاص دارد که ما برآنیم ضمن بررسی این شش مؤلفه به نقش زنان در این زمینه‌ها بپردازیم.
تقویت فرهنگ کار و تولید:
در فرهنگ اسلامی کار به عنوان یک ارزش تلقی می‌شود. اسلام، مردم را برای برطرف کردن نیازهای زندگی، به کار و کوشش امر کرده و از بیکاری، تنبلی و سربار دیگران شدن به شدت منع کرده است در قرآن‌کریم آمده: به تحقیق شما را در زمین مسلط کردیم و برای شما در آن وسایل و مایه‌های زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آنچه در آن است، استفاده برید و شکرگزارید، ولی شما اندک شکر می‌کنید (اعراف، آیه9). زن در خانواده با تربیت صحیح و مناسب می‌تواند فرزندانی به جامعه تحویل دهد که دغدغه کار داشته باشند و نسبت به فرهنگ کار و تلاش نگاه مثبت و ارزشمند داشته باشند.
امام خمینی(ره) اقتصاد را به عنوان یک ابزار به حساب می‌آورند و در ارتباط با نقش تربیتی و اقتصادی بانوان به اشتغال بانوان در کنار آقایان تأکید داشتند و فرمودند: «ما مفتخریم که بانوان و زنان در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن‌کریم فعالیت دارند».
اشتغال زنان در جریان توسعه، امری گریزناپذیر و در مواردی با شدت یافتن نیازهای فرد و جامعه ضروری است. در پی ضرورت وجود برخی مشاغل خدماتی ویژه بانوان و همچنین گسترش مشاغل خانگی و مسئله کارآفرینی زنان در سالهای اخیر زمینه ورود جدی آنان در فعالیت‌های اقتصادی در جامعه فراهم شده است که این امر به نوبه خود باعث اشتغال‌زایی و افزایش درآمد ملی می‌شود.
اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف:
در زمینه اصلاح الگوی مصرف می‌توان به چند مورد اشاره کرد: یکی جایگزین کردن تولیدات داخلی به جای محصولات خارجی است. زنان به عنوان مهم‌ترین افراد متقاضی تأمین کالای خانگی مطرح هستند که اگر بتوانند به مصرف کالاهای ایرانی بپردازند (البته در صورت بالا بردن کیفیت کالاها توسط تولیدکنندگان) به‌طور قطع شاهد رونق تولید خواهیم بود.
دوم نهادینه شدن فرهنگ قناعت در بین خانواده‌هاست. امام علی(ع) می‌فرمایند: خوش‌ترین زندگی، زندگی با قناعت است (غررالحکم 2918). قناعت به معنای مصرف به مقدار کفایت است.
بسیاری از کالاها هستند که بود و نبودشان تأثیر چندانی در زندگی ندارند اما تبلیغات و چشم و هم‌چشمی‌ها باعث می‌شوند تا نیاز کاذب در مصرف‌کننده به وجود آید و زنان می‌توانند با جلوگیری از تجمل‌گرایی و اسراف، جامعه را از افتادن در این ورطه نجات دهند به عنوان مثال می‌توان به برگزاری میهمانی‌های خانوادگی اشاره کرد که متأسفانه زیاده‌روی و اسراف در آنها بسیار به چشم می‌خورد. در این مجالس رد پای تجملگرایی و چشم و هم‌چشمی را بر سر سفره‌های غذا به وضوح می‌توان دید درصورتی که با برگزاری میهمانی‌های ساده و به دور از تجمل اولا می‌توان به افزایش رفت و آمدهای خانوادگی و برقراری صله رحم کمک کرد و ثانیا خود را نیز از قید و بند تهیه چند نوع غذا و تجملات اضافی رهاند و مهم‌تر از همه فرهنگ ساده زیستی را نیز به فرزندان آموخت.
حمایت از تولید ملی:
حمایت از تولید ملی رکن اصلی پیشرفت اقتصاد یک کشور محسوب می‌شود. اگر کالاهای تولیدی یک کشور توسط مردم حاضر در همان اقتصاد خریداری و پشتیبانی نشود آن اقتصاد بر زمین خواهد خورد. نهادینه شدن حمایت از تولید ملی در خانواده‌ها نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است و در این زمینه باید تلاش شود که محصولات داخلی با کیفیت مطلوب تولید شوند و پاسخگوی نیازهای جامعه باشند. زنان در جامعه باید بدانند که مصرف کالاهای داخلی باعث کاهش بیکاری، اشتغال‌زایی و مهم تر از همه باعث پویایی اقتصاد کشور می‌شود.
استفاده حداکثری از همه ظرفیت‌ها:
استفاده حداکثری از همه ظرفیت‌ها به این معناست که برای اینکه در کشور یک اقتصاد رو به رشد داشته باشیم باید از همه ظرفیت‌های دولتی و خصوصی، اندیشه‌ها و راهکارهایی که صاحب‌نظران ارائه می‌دهند و سرمایه‌های طبیعی که در کشور وجود دارند کمال استفاده را کرد. در کشور ما ظرفیت‌های فراوانی برای تولید و اشتغال وجود دارد که برای تحقق اقتصاد مقاومتی باید از همه آنها به نحو مطلوب استفاده کرد به عنوان مثال مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی نه تنها باعث شناخت ظرفیت‌ها و توانایی‌های آنان می‌شود، بلکه در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه هم نقش کلیدی دارد. باید به این نکته توجه کرد که کشوری که به دنبال توسعه است نباید از توانایی‌های نیمی از نیروی انسانی خود چشم‌پوشی کند.
روح خودباوری و خودکفایی:
روح خودباوری و خودکفایی یک اصل است که با تقویت آن و شناخت ظرفیت‌های ناشناخته می‌توانیم به سمت توسعه گام برداریم. آمارهای رسمی منتشر شده در سالهای اخیر از حضور چشمگیر زنان و دختران در عرصه‌های اجتماعی و دانشگاهی خبر می‌دهند که این امر به نوبه خود باعث افزایش نیروی کار زنان در جامعه شده است. تجربه ثابت کرده که زنان در کنار انجام مسئولیت‌‌های خانه و امور خانواده با یک برنامه‌ریزی اصولی قادرند در فعالیت‌های خارج از خانه نیز موفق عمل نمایند که این حاکی از رشد روحیه خودباوری در میان زنان جامعه است. مردمی کردن اقتصاد:
یکی از الزامات اقتصاد مقاومتی توانمند کردن آحاد مردم است تا زمینه برای حضور مؤثر همه افراد در فعالیت‌های مولد اقتصاد فراهم شود. یعنی مردم در اقتصاد سرمایه‌هایشان را به کار اندازند و تولید را رونق دهند. از مهم ترین نقش‌های مردم در اقتصاد می‌توان به مدیریت مصرف- یعنی تعادل در مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر اشاره کرد. یک زن باید درک عمیقی از مشکلات و راهکارها داشته باشد و باید در رابطه با نحوه درست مصرف کردن توجیه شود و آموزش ببیند هر اندازه دانش و آگاهی زنان بیشتر شود و درک اقتصادی بیشتری در این زمینه بیابند نسبت به طریقه مصرف حساس‌تر می‌شوند- ترجیح کالاهای داخلی بر کالاهای خارجی اشاره کرد.
باتوجه به مطالبی که بیان شد می‌توان گفت همان‌گونه که مقام معظم‌ رهبری در دیدار با دانشجویان بیان فرمودند: اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که برای یک ملت، حتی در شرایط فشار و تحریم زمینه رشد و شکوفایی را فراهم کند که در این راستا نقش خانواده‌ها به عنوان هسته اصلی نظام اجتماعی و به ویژه زنان در اجرایی شدن آن بسیار حائز اهمیت می‌باشد. همان‌طور که اشاره شده که در صورت نهادینه شدن این ارکان در بین مردم شاهد اثرات مثبت آن مثل: کاهش وابستگی‌ها، مقابله با تحریم‌های اقتصادی، ایجاد اشتغال، ایجاد خلاقیت و نوآوری و... در سطح جامعه خواهیم بود.

منابع:
1- اقتصاد مقاومتی در بیانات مقام معظم رهبری
2- وصیت‌نامه سیاسی- الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369، ص4
3- مقاله نقش زن ایرانی در اقتصاد ملی، مهدی سعادت، آبان1391
4- فصلنامه تحلیلی سیاسی اجتماعی طنین اندیشه، شماره12، بهار 1390

کتابی که امریکا را رسوا کرد + دانلود

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/7/22/421641_390.jpg

کتاب ریشه‌ها را به حق باید اثر جاودانه‌ای در ادبیات معاصر آمریکا دانست که رنج‌های مردان و زنانی را به تصویر می‌کشد که بی‌هیچ گناهی و تنها به‌خاطر رنگ پوستشان سخت‌ترین عقوبت‌ها را متحمل شدند. در این گزارش ویژه به موضوع برده‌داری که لکه ننگی همیشگی بر تاریخ آمریکاست و معرفی کتاب ریشه ها می پردازیم.

تاریخ سیاه‌پوستان در آمریکا تاریخی پرفراز و نشیب اما غم‌بار است. تقریبا رگ و ریشه هر سیاه‌پوستی در سرزمین آمریکا به قاره آفریقا برمی‌گردد و هریک از آنها در واقع بازمانده یکی از برده‌هایی است که سال‌های دور پیش از این در شرایطی غیرانسانی، سالم به آمریکا منتقل شده و به بردگی گرفته شده است.

اگرچه اکنون رئیس‌جمهور ایالات متحده نیز یک سیاه‌پوست است اما تبعیض‌های جدی علیه سیاهان حتی همین امروز نیز در آمریکا ادامه دارد. در واقع شخص باراک اوباما و الیت سیاه‌پوست موجود در ایالات متحده جامعه سیاه‌پوستان آمریکایی را نمایندگی نمی‌کنند. آنها تنها نماینده بخش مرفه و اندکی از سیاهان آمریکا هستند که سرانجام فرصت یافتند در سیاست دخیل شوند.

بنابر آنچه «شبکه حقوق بشر ایالات متحده» اعلام کرده است، تبعیض در تمام ابعاد زندگی آمریکایی‌ها و علیه تمامی رنگین‌پوستان در این کشور وجود دارد. این تبعیض بالاخص در خصوص آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار، اسپانیولی‌تبار و مسلمان کاملا شایع است. این تبعیض‌ها به‌حدی گسترده بود که حتی کشاورزان سیاه‌پوست تا دهه ۱۹۹۰ میلادی از دریافت برخی وام‌هایی که سفیدپوستان به‌راحتی دریافت می‌کردند محروم بودند.

موسسه مشهور «پیو» که به نظرسنجی‌های علمی شهرت دارد در ماه مه سال جاری میلادی ابراز داشت که ۸۸ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند که علیه سیاه‌پوستان این کشور تبعیض وجود دارد؛ بخشی این تبعیض را بسیار و بخشی متوسط می‌دانستند. در این میان حتی ۵۷ درصد از سفیدپوستان آمریکایی نیز بر این باور بودند که علیه سیاهان تبعیض روا داشته می‌شود.

موسسه نظرسنجی گالوپ نیز در سال ۲۰۰۸، همان سالی که باراک اوباما در آن به ریاست‌جمهوری ایالات متحده برگزیده شد خبر داد که ۷۸ درصد از جامعه سیاه‌پوستان آمریکا معتقد است که مورد تبعیض قرار می‌گیرد. این در حالی است که در سال ۲۰۱۰، قریب به ۱۲.۶ درصد از آمریکایی‌ها معادل حدود ۳۹ میلیون نفر از جمعیت این کشور را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دادند.

نرخ بیماری، محرومیت از دوره‌های آموزشی، بیماری‌های مرگ‌بار، مفاسد اجتماعی و ... در بین سیاه‌پوستان آمریکا بیشتر از سفیدهاست و درصد زندانیان سیاه‌پوست هم از درصد زندانیان سفیدپوست بیشتر است.

مجموعه شواهد فوق که به‌عنوان مقدمه مورد اشاره واقع شدند، بیان‌گر آن هستند که تبعیض علیه قومیت‌ها در ایالات متحده و بالاخص اقلیت آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار امری مبرهن است که حتی قاطبه مردم این کشور نیز بدان باور دارند.

در این گزارش، مخاطبان محترم ضمن آشنایی با بخشی از تاریخ رنج‌های سیاه‌پوستان در ایالات متحده، با یک کتاب ارزشمند در این زمینه نیز آشنا می‌شوند که خوشبختانه مدت‌هاست به زبان فارسی هم ترجمه شده است.

تردیدی نیست آنچه در اینجا گفته می‌شود تنها بخش‌ کوچکی از آن چیزی است که محققین می‌توانند با مداقه در تاریخ کشوری که خود را یگانه ابرقدرت جهان می‌خواند، از رنج‌های جامعه سیاهان آمریکا به‌دست آورند.

* برده‌داری، لکه ننگی همیشگی بر تاریخ آمریکا

برده‌داری در آمریکا از سال ۱۶۱۹ شروع شد، وقتی که گروهی ۲۰ نفره از برده‌های آفریقایی به «جیمزتاون» در ویرجینیا منتقل شدند. این برده‌ها قرار بود در تولید محصولات سودآوری نظیر تنباکو فعالیت کنند. پایه‌های اقتصاد نوین آمریکا در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی با کمک برده‌هایی گذاشته شد که از آفریقا و با شرایطی کاملا غیرانسانی به ایالات متحده آورده می‌شدند. بسیاری از این برده‌ها در همان کشتی‌هایی که با آنها به آمریکا آورده شدند جان می‌باختند.

در حالی که تعداد برده‌هایی که به جیمزتاون آورده شده بودند تنها ۲۰ نفر بود، اما این آمار چنان افزایش یافت که تنها در قرن هجدهم میلادی بین ۶ تا ۷ میلیون برده از آفریقا پای به ایالات متحده گذاشتند.

در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی، برده‌های سیاه‌پوست بیشتر در مزارع تنباکو، برنج و ... در ساحل جنوبی آمریکا مشغول به کار بودند. پس از انقلاب آمریکا در سال‌های ۱۷۷۵ تا ۱۷۸۳، بسیاری از مهاجرین شمال آمریکا که اقتصاد آن بهره چندانی از برده‌ها نمی‌برد تلاش کردند تا بیان کنند که ظلمی که به برده‌ها می‌شود ناشی از ظلمی است که بریتانیایی‌ها علیه آمریکایی‌ها روا داشته‌اند و در واقع برده‌داری آورده بریتانیای استعمارگر است. از همین‌جاست که مبارزه شمالی‌ها با برده‌داری شکل می‌گیرد.

با این حال، وقتی جنگ‌های استقلال در آمریکا به پایان رسید، قانون اساسی مصوب از حق مالکیت برده حمایت کرد و هر برده را از نظر قوانین مالیاتی معادل سه‌پنجم یک سفید‌پوست محاسبه کرد.

در قرن هجدهم میلادی و در شرایطی که زمین‌های کشت تنباکو حاصل‌خیزی خود را از دست داده بودند، جنوب آمریکا با بحران اقتصادی مواجه شد. در همین دوران، انقلاب صنعتی در بریتانیا باعث شد صنایع نساجی مکانیزه شوند و تقاضای فراوانی بر پنبه تولیدی در آمریکا ایجاد شود. در آن زمان به جهت سختی جداسازی پنبه خام از دانه‌ها که باید با دست انجام می‌شد، تولید پنبه در مناطق جنوبی آمریکا در سطح محدودی رواج داشت.

در سال ۱۷۹۳، یک معلم آمریکایی به نام «الی ویتنی» دستگاه پنبه‌پاک‌کن را اختراع کرد و ظرف چند سال تولیدات گسترده تنباکو در سرزمین‌های جنوبی به تولیدات پنبه مبدل شد و روند برده‌داری را در مناطق جنوبی آمریکا توسعه داد چرا که تولید پنبه سخت نیازمند کار یدی بود.

اینکه سرمایه‌داران شمال آمریکا استفاده چندانی از برده در کسب و کار خود نمی‌کردند اصلا بدان معنی نبود که دست آنها به برده‌داری آلوده نبود. بسیاری از این سرمایه‌داران با تجارت برده در مناطق جنوبی ثروتمند شدند. بین سال‌های ۱۷۷۴ تا ۱۸۰۴ برده‌داری در ایالت‌های شمالی لغو شده بود اما همچنان در مناطق جنوبی به مثابه نهادی قدرتمند بود.

در حالی که کنگره آمریکا در سال ۱۸۰۸، خرید و فروش برده را ممنوع کرد اما ظرف پنجاه سال تعداد برده‌ها در آمریکا به ۳ برابر افزایش یافت و در سال ۱۸۶۰، در آستانه جنگ‌های شمال و جنوب، به ۴ میلیون نفر رسید. بیش از نیمی از این بردگان در مزارع پنبه جنوب زندگی می‌کردند.

سرانجام نظام برده‌داری در آمریکا در جریان جنگ‌های داخلی شمال و جنوب در سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ و در حالی که «آبراهام لینکلن» جمهوری‌خواه ریاست‌جمهوری آمریکا را برعهده داشت، با شکست جنوبی‌ها نظام برده‌داری در آمریکا ملغی شد؛ هرچند که محرومیت سیاه‌پوستان آمریکایی تا همین امروز هم ادامه دارد.

* فرزندان برده‌ها

آمریکا از جمله کشورهایی بود که برای حدود یک و نیم قرن زاد و ولد برده‌ها را مدیریت کرد تا نسل‌های جدید برده به‌وجود آورد و وابستگی خود را به واردات برده از آفریقا کاهش دهد.

اینجاست که یکی از دردناک‌ترین واقعیات در خصوص برده‌های آمریکایی نمود پیدا می‌کرد. زنان برده در دوران بارداری مجبور بودند به سختی کار کنند و حتی در هفته آخر بارداری نیز مجبور بودند به‌اندازه سه‌چهارم زنان غیرباردار به کار در مزارع مشغول باشند.

این زنان فقط سه تا چهار ماه اجازه داشتند فرزندان خود را شیر دهند. نیمی از کودکان سیاه‌پوستی که در بین برده‌ها به دنیا می‌آمدند جان خود را از دست می‌دادند.

کودکان برده‌ها عموما هم از وزن کمتری نسبت به هم‌سالان سفیدپوست خود برخوردار بودند و هم قدشان کوتاه‌تر بود. در سن ۱۷ سالگی، قد متوسط یک مرد برده از ۹۶ درصد مردان امروز آمریکا کوتاه‌تر بود؛ در خصوص زنان این آمار ۸۰ درصد است.

برده‌هایی که در مزارع شکر کار می‌کردند در حدود ۴۰۰۰ ساعت در سال به‌کار مشغول بودند. برده‌هایی که در مزارع پنبه مشغول بودند قدری وضعشان بهتر بود و در حدود ۳۰۰۰ ساعت در سال کار می‌کردند.

آمریکایی که امروز می‌شناسید و خود را بزرگ‌ترین حامی حقوق بشر معرفی می‌کند، بر چنین ریشه‌هایی استوار است. اقتصاد امروز آمریکا و تمام شئون قدرت این کشور بر شانه‌ برده‌هایی بنا نهاده شد که امروز کسی حتی نامی از آنها نمی‌برد و نوادگانشان نیز همچنان از تبعیض رنج می‌برند.

* «الکس هیلی»، نویسنده تحسین‌برانگیز رنج‌نامه سیاهان آمریکا

«الکساندر موری پالمر هیلی» (Alexander Murray Palmer Haley) یا «الکس هیلی»، متولد ۱۱ اوت ۱۹۲۱ و متوفی به تاریخ ۱۰ فوریه ۱۹۹۲، نویسنده‌ای آمریکایی بود که یکی از جالب‌ترین و جذاب‌ترین آثار مکتوب را در راستای تبیین رنج‌های سیاه‌پوستان ایالات متحده به رشته تحریر درآورد.

وی بیش از هرچیز به‌خاطر نوشتن دو اثر مشهور شد: کتابی به‌نام :ریشه‌ها: حماسه یک خانواده آمریکایی» که در این گزارش معرفی خواهد شد و کتاب «زندگی‌نامه مالکوم ایکس».

«ایثاکا»، شهری در ایالت نیویورک محل تولید الک سهیلی بود. پدر الکس، سیمون نام داشت و استاد کشاورزی در دانشگاه A&M آلاباما بود. الکس همواره از پدر خود با افتخار یاد می‌کرد چرا که سیمون هیلی توانسته بود بر موانع بسیاری که نژادپرستی آمریکایی در پیش راهش گذاشته بود، غلبه کند.

در دوران جوانی، سیمون هیلی به این نتیجه رسید که پسرش برای آموختن دیسیپلین زندگی نیازمند خدمت در ارتش است و وی را در ۲۰ سالگی به عضویت گارد ساحلی آمریکا درآورد.

با آنکه آن زمان رسیدن به درجات بالا در گارد ساحلی برای آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار وی توانست در گارد ساحلی پیشرفت خوبی بکند و در همین دوران بود که وی هنر خود را در نگارش داستان تقویت کرد. وی حتی برای برخی از هم‌قطارانش نامه می‌نوشت و در نبرد علیه ژاپنی‌ها هم مشارکت داشت. خودش بر این باور بود که بزرگ‌ترین دشمن او هم‌قطارانش نه ژاپنی‌ها بلکه کسالت و ملالی است که ماموریت‌های طولانی به‌وجود می‌آورند.

هیلی در سال ۱۹۴۹ و پس از جنگ دوم جهانی رسما کار خود را به عنوان یک روزنامه‌نگار آغاز کرد اما در قالب یک افسر گارد ساحلی و تا زمانی که در سال ۱۹۵۹ بازنشسته شد، تقریبا در همین وضعیت قرار داشت.

وی اولین روزنامه‌نگار ارشد در گارد ساحلی آمریکا بود و این جایگاه اساسا به‌خاطر او و توانی که در ادبیات از خود نشان داده بود ایجاد شد. وی موفق جوایز متعددی را نیز در دوران خدمت در گارد ساحلی دریافت کند.

پس از بازنشستگی دوران نویسندگی هیلی آغاز می‌شود و وی اولین کار بزرگ خود را در خصوص زندگی‌نامه مالکوم ایکس آغاز می‌کند. این کتاب به‌عنوان اولین کتاب هیلی در سال ۱۹۶۵ منتشر شد.

در این کتاب زندگی‌نامه مالکوم ایکس از زمانی که یک خلافکار بود تا زمانی که به اسلام گروید و به سخن‌گوی «ملت اسلام» بدل شد، به تصویر کشیده است. کتاب مزبور بر اساس ۵۰ مصاحبه‌ای نگاشته شد که هیلی بین سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵ یعنی تا زمان ترور مالکوم ایکس با وی انجام داده بود.

وی در سال ۱۹۷۳ یک فیلم‌نامه به رشته تحریر درآورد که Super Fly T.N.T نام داشت اما مهم‌ترین اثر او که نامش را جاودانه کرد، همان کتاب ریشه‌ها بود که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد.

* ریشه‌ها، اثری جاودانه

کتاب ریشه‌ها را به حق باید اثر جاودانه‌ای در ادبیات معاصر آمریکا دانست که رنج‌های مردان و زنانی را به تصویر می‌کشد که بی‌هیچ گناهی و تنها به‌خاطر رنگ پوستشان سخت‌ترین عقوبت‌ها را متحمل شدند.

کتاب ریشه‌ها، سرگذشت اجداد الکس هیلی است که از شخصی به‌نام «کوتا کینته» آغاز می‌شود. کونتا کینته در قرن هجدهم به‌عنوان یک برده به زور به ایالات متحده برده می‌شود. کتاب سرنوشت وی و نسل‌های بعد او تا الکس هیلی را به تصویر می‌کشد.

کتاب هیلی که در ۱۲۰ فصل به رشته تحریر درآمد، در آمریکا با مقاومت‌هایی مواجه شد و نویسنده‌ای به‌نام «هارولد کورلاندر» وی را به «سرقت ادبی» متهم کرد. بر این اساس حتی کار هیلی به دادگاه هم کشیده شد و وی در دادگاه پذیرفت که بخشی از کتابش را از کتاب «آفریقایی»، نوشته کورلاندر گرته‌برداری کرده است.

با این حال کتاب ریشه‌ها در آمریکا با استقبال زیادی رو‌به‌رو شد و در ردیف کتاب‌های پرفروش قرار گرفت. کتاب هیلی به زبان‌های دیگر نیز ترجمه شد. در ایران نیز متن ترجمه شده کتاب در سال ۱۳۵۶ منتشر شد و بارها تجدید چاپ گردید. مترجم این اثر، «آقای علیرضا فرهمند» بوده است. وی به تصریح خود، پیش از انتشار کتاب با الکس هیلی که روزنامه‌نگاری موفق و صاحب یک کتاب‌فروشی بوده دیدار نیز کرده است.

* نگاهی به داستان ریشه‌ها

بر اساس آنچه در پیش‌گفتار فارسی کتاب آمده است، داستان در دهکده‌ای به‌نام «ژوفوره» در گامبیا آغاز می‌شود. گامبیا از کشورهای آفریقای غربی است. غرب آفریقا طبعا بیش از شرق آن می‌توانست برای برده‌داران جذاب باشد چرا که برای انتقال برده‌ها از غرب آفریقا به ایالات متحده، نیازی به عبور از کانال سوئز یا دماغه امید نیک نبود.

داستان دقیقا این تم را دنبال می‌کند که سیاهانی که امروز در آمریکا بوده و برخی از آنها زندگی فلاکت‌باری دارند، از کجا آمده‌اند و چگونه به سرنوشت فعلی دچار گشته‌اند؟

نقطه آغازین داستان تولد کونتا کینته و مراسم نام‌گذاری اوست. در همین مراسم نام‌گذاری، الکس هیلی استادانه فرهنگ و تمدن قومیتی را که از آن برخاسته است به رخ مخاطب آمریکایی می‌کشد. پدر کونتا کینته یک مسلمان است و ارزش‌های والای اسلامی در نام‌گذاری کودک به‌خوبی به تصویر کشیده می‌شود.

کونتا در محیط زیبای آفریقا بزرگ می‌شود و پدرش به او آزادی عمل کامل می‌دهد، او فقط حق ندارد به یک چیز دست بزند، «جانماز پدر که برایش مقدس است.» تربیتی که پدر برای کونتا در نظر گرفته، مملو از صداقت و ادب است. دروغ‌گویی در این تربیت جایی ندارد، همین‌طور بی‌احترامی به بزرگ‌تر.

این‌ها که هیلی به تصویر کشیده، همه همان ارزش‌های شناخته شده اسلامی هستند. بنابراین هیلی با دقت این انگاره را باطل کرده که اقوام آفریقایی اقوامی نامتمدن و وحشی بوده‌اند؛ انگاره غالب سفیدپوست‌ها در خصوص آنها!

در تربیت کونتا کینته، گذراندن سه مرحله وجود دارد: اول آموختن شبانی، دوم، آموختن قرآن کریم و سوم، آموختن مردی و مردانگی. علی‌رغم فیلم‌های آمریکایی که سیاهان را آدم‌خوار نشان می‌دهند، الکس هیلی در کتاب خود انسان سیاه‌پوست را کسی معرفی می‌کند که قرآن و حدیث آموخته و به رشادت و مردانگی باور دارد.

تا فصل سی‌و‌سوم، کتاب به تشریح زندگی آفریقایی‌ها اختصاص دارد و هنرمندانه انگاره‌های غالب غربی را در خصوص مردم آفریقا می‌شکند؛ هرچند که به خرافات موجود در بین آنها نیز منصفانه اشاره می‌کند.

در تمام این دوران، کونتا کینته تنها یک نگرانی دارد: «سفیدپوستان»! آنها به زور اسلحه گرم مقاومت سیاهان را می‌شکنند و آنها را به بردگی می‌برند. سفیدپوستان فقط منابع طبیعی آفریقا را تاراج نمی‌کردند، بلکه شقاوت سیری‌ناپذیر آنها انسان‌های سیاه‌پوست را نیز به یغما می‌برد.

کونتا کینته هم بالاخره در یک روز بهاری و در حالی که می‌رود تا برای ساختن طبلی برای برادرش چوب بیاورد، گرفتار سفیدپوستان می‌شود و زندگی شیرین جوانیش به پایان می‌رسد. تا خود را بازمی‌یابد، در یک کشتی متعفن در حال حرکت به سوی سرزمین یانکی‌هاست. تمام بدنش از کتک درد می‌کند اما از همه جا بیشتر، جای آهن گداخته‌ای درد می‌کند که بر سینه‌اش گذاشته بودند.

او در تمام راه تنها به این فکر می‌کند که چرا سفیدپوست‌ها تا این حد درنده‌خو هستند؟ از نظر او انگار سفیدپوستان «خدا ندارند»، چرا که به هیچ‌چیز احترام نمی‌گذارند، حتی به حیثیت زنان سیاه‌پوست.

در کتاب، تصاویر بسیار دردناکی از کشتی منتقل‌کننده بردگان به آمریکا ارائه شده است. وی سرانجام به اربابی فروخته می‌شود و چهار بار تلاش او برای فرار را سفیدپوستان و سگ‌هایشان ناکام می‌گذارند.بار چهارم سفیدپوستان به‌خاطر فرار پای او را قطع می‌کنند.


*لینک دانلود ترجمه فارسی کتاب ریشه ها

ادامه نوشته

سوژه‌ای به نام «نعیمه اشراقی»

ادامه نوشته

چه کسی راست می گوید؟